یهودیت ، دین یا نژاد؟

یهودیت-دین-یا-نژاد

واژه «یهودی» مشترک لفظی میان دو معناست:

 الف) پیروِ «دین یهود» ، ب) وابسته به «نژاد یهود». (۱)

توجّه به این تقسیم از آن جهت ضروری است که باید حریم پیروان آیین موسوی را از آن چه دامن یک مشت نژاد پرستان تنگ نظر و مدّعی یهودیت را آلوده است، مبرّا سازیم.

سران صهیونسیم همواره از «یهودیت» به عنوان یک ابزار، برای تحقّق اهداف نژاد پرستانه خویش بهره برده و حتّی گاه از اظهار الحاد و بی دینی نیز ابایی نداشته اند.

ماکس نور داو از برجسته ترین چهره های نژاد پرست صهیونسیم، و دوست بسیار نزدیک هرتزل با سخنان قاطع و صریح خود، تأکید کرده است: «یهودیت، دین نیست، بلکه تنها مسئله ی خون و نژاد است.» (۲)

وی که آشکارا به کفر تظاهر می کرد، تورات را به عنوان یک فلسفه، کودکانه خواند و به عنوان یک نظام اخلاقی، چِندش آور شمرد و کتاب دولت یهودی هرتزل را هم سنگ کتاب مقدّس قرار داد.

لویس براندیس رهبر صهیونیست های آمریکا، در سخنرانی خود به سال ۱۹۱۵ اظهار داشت: «یهودیت، مسئله تعلّق خونی است.» (۳)

خود هرتزل بنیان گذار صهیونیسم سیاسی نیز، به حاخام بزرگ پاریس، آشکارا اعلام کرد: «من در طرح خود، هرگز از هیچ کدام از تعالیم دینی فرمان نمی برم.»

و در پاسخ به این پرسش که رابطه ات با تورات چگونه است؟ گفت: «من اندیشمندی آزادم».

هم چنان که مصوّبات نخستین کنفرانس صهیونسیتی (بال- ۱۸۹۷) به ریاست تئودور هرتزل، نیز فاقد هر گونه اشاره به دیانت یهودی بود.


ادامه مطلب
[ سه شنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۵، ۰۹:۵۴ ق.ظ ] [ سارا سجادی ]
[ ۰نظر ]

راز دشمنی شیطان و یهود با اسلام (۱)

میلاد مرحله‌ی نخستینِ اسلام

خداوند متعال حضرت آدم را آفرید و سپس جهت معرفی یک معیار جامع برای نشان دادن برتری بین مخلوقات، اسماء (اسم اعظم و رمز معرفت اشیا) را به وی آموخت و چون ملائکه قدرت انتخاب ندارند این اسما را به ملائکه نیاموخت. در نتیجه آدم عالم (به اسما) و ملائکه جاهل به اسما شدند. خداوند متعال سپس برای اینکه اوّلاً ثابت کند ملاک برتری و تقرب به الله بین موجودات عالم، دانش و تسلیم در مقابل امر او است، دستور فرمود ملائکه به آدم سجده کنند. ملائکه در مقابل امر خدا تسلیم شدند و به خاطر این سجده جلو افتادند و نخستین مسلمان شدند. طبعاً شیطان نیز که از جن بود و به دلیل علاقه به ملائکه و عبادت زیاد در جرگه‌ی ملائکه قرار گرفته بود، مشمول امر خدا بود و می‌باید مثل ملائکه در برابر علم آدم سجده می‌کرد، ولی به خاطر حسادت، تکبر، نژادپرستی، برتری جویی و قوم گرایی از امر خدا سر باز زد و از سجده کردن به آدم امتناع کرد. بدین ترتیب نخستین «کافر» شد. و عملاً جامعه از سه طایفه‌ی: انسان، ملک و شیطان ترکیب یافت. انسان صاحب علم آسمانی، ملائکه فاقد آن علم ولی تسلیم و مسلمان و شیطان کافر به آن بودند.
خداوند متعال پس از امتناع شیطان از سجده به آدم او را از پیشگاه خود راند و رجیم و رانده شد. ملائکه مسلمان شدند وآدم خلیفه‌ی خدا شد. تنها عامل خلیفه شدن آدم فقط علم خاصّ آسمانی بود که همان علم به اسما است. خداوند متعال آدم را به این نکته واقف ساخت که در وجود تو این علم به اسما باعث خواهد شد همواره شیطان تو را رها نکند و تا روز قیامت باید صاحبان این علم اسما (انبیای عظام) خود را از خطر شیطان مصون نگهدارند. آدم از طرف خداوند متعال بر این نکته واقف شد که هرگاه در او حالت گرایش به تکبر، نژادپرستی، برتری جویی یا قوم گرایی بروز کند باید بداند این حالات از القائات شیطان است و باید اجازه ندهد این حالت‌ها به درون وی نفوذ کند.
به هر حال آدم و حوّا به دستور خداوند در بهشت مجاز شدند از تمام میوه‌های بهشتی استفاده کنند مگر از میوه‌ی یک درخت مخصوص (۱) و اگر از میوه‌ی درخت ممنوعه بخورند مجبورند از بهشت خارج شوند. چون شیطان می‌خواست آدم را از بهشت خارج کند لذا وارد محضر آدم شد و مدّعی شد که آدم متوجه نیست که آن درختی که خیال می‌کند ممنوعه است واقعاً همان درخت ممنوعه نیست بلکه حقیقت این است که تناول از آن درخت برای آدم مجاز است و آدم با خوردن از میوه‌ی آن در بهشت ابدی خواهد بود.
شیطان برای اثبات ادعای خود قسم خورد و آدم نیز به خاطر اینکه باور نمی‌کرد کسی به دروغ قسم بخورد حرف شیطان را باور کرد و از میوه‌ی درخت ممنوعه خورد و از بهشت و سرزمین مادری خود اخراج و آواره گردید. به همین علت خداوند متعال طیّ دستوری صریح خطاب به تمام فرزندان آدم هشدار داد: ای فرزندان آدم این برخورد شیطان با آدم، شرح حال و وضع عموم جوامع شما انسان‌ها در تمام حلقه‌های آینده‌ی تاریخ است. (۲)


ادامه مطلب
[ دوشنبه, ۱۵ آذر ۱۳۹۵، ۰۲:۵۳ ب.ظ ] [ سارا سجادی ]
[ ۰نظر ]

بیدار کردن فرزندان برای نماز

 بیدار کردن فرزندان برای نماز

اگر بیدار کردن فرزند مکلف برای نماز موجب ناراحتی او شود و از نماز زده شود، بیدار کردن او چه حکمی دارد؟

enlightened

حضرات آیات: امام و خامنه ای: واجب نیست؛ مگر آن که بیدار نکردن او موجب سهل انگاری و سبک شمردن نماز باشد که در این صورت باید او را بیدار نماید. [1]

آیت الله بهجت: سیره [بزرگان] بر بیدار کردن است؛ مگر در صورتی که برای فردی که خوابیده ضرر (قابل توجه) داشته باشد (مانند بیماران روحی روانی). [2]

آیت الله سبحانی: پدر و مادر و ... او می توانند بیدارش کنند. [3]

آیت الله صافی: با مهربانی و عطوفت رفتار کنید و آنان را نسبت به نماز خواندن تشویق کنید تا وقتی برای نماز بیدارشان می کنید ناراحت نشوند. [4]

آیت الله مکارم: در این فرض جایز نیست؛ ولی باید به تدریج او را توجیه کند تا به بیدار کردن رضایت دهد. [5]

---------------------------------

منبع:

[1]. امام، استفتائات، ج1، وقت نماز، س 25؛ خامنه ای: استفتا.

[2]. بهجت، استفتائات، ج2، س 1468.

[3]. سبحانی: استفتا.

[4]. صافی: استفتا.

[5]. مکارم، استفتائات جدید، ج2، مسائل متفرقه، س 418.

[ يكشنبه, ۳ مرداد ۱۳۹۵، ۰۴:۰۱ ب.ظ ] [ سارا سجادی ]
[ ۰نظر ]

چرا جهنمی شدی...!

چرا جهنمی شدی...!

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه
دین مبین اسلام، اهمیت زیادی به موضوع کمک به مستمندان داده است و در مقابل، کسانی را که نسبت به موضوع کمک به نیازمندان جامعه توجه نداشته؛ به عذاب روز قیامت انذار داده است. البته واضح است که کمکی، منشا ثواب خواهد داشت که نیتی خالص و خدایی داشته باشد، ولی ما فعلا کاری به این نکته مهم نداشته و مقاله خود را در مورد وضعیت آخرت "کسانی که به حال مستمندان توجه ندارند" قرار می دهیم.


ادامه مطلب
[ يكشنبه, ۳ مرداد ۱۳۹۵، ۰۳:۵۹ ب.ظ ] [ سارا سجادی ]
[ ۰نظر ]

وقتی علاقه‌ای برای ازدواج ندارد، می‌توانم اصرار کنم؟!

علاقه

زنان از نظر احساس و عاطفی، گویاترند و درک و فهم آنان درباره احساسات‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و عواطف بیشتر است.[1] در برخی از مواقع خواستگاری روشن می شود که دختر خانم هیچ احساس علاقه و محبتی به آقا پسر ندارد به طوری که حتی صریحا اعلام می کند و از طرف دیگر آقا پسر برعکس، علاقه بیشتری نشان می دهد، این موضوع (عدم واکنش دختر خانم به علاقه و محبت) از دو حال خارج نیست یا از سر ناز هست و می خواهد میزان علاقه خواستگار را بسنجد و یا به طور واقع و حقیقی نسبت به این فرد هیچ حس و علاقه خاصی نداشته و تمایلی به همسری با این فرد را ندارد. بهتر است در این موارد از طرف خانواده آقا پسر پیشنهاد یک جلسه خواستگاری داده شود و در این جلسه بعد از صحبت و گفتگو این تمایل یا عدم تمایل روشن شود، اگر علاقه ای هست می توان مقدمات ازدواج را زمینه سازی کرد و اگر علاقه ای از طرف دختر خانم نیست، علاقه یک طرفه از سوی اقا پسر دردی را دوا نمی کند و بهتر است وصلتی صورت نگیرد؛ چون علاقه و محبت پایه اساسی زندگی است و بدون آن زندگی تدوام نخواهد داشت. در این راستا نامه ای از انجمن به‌دست ما رسیده که در اینجا بیان می کنیم:
پسری ۲۱ ساله و دانشجوی لیسانس هستم. چندین ماه پیش به دختری در دانشگاه علاقه‌مند شدم، ولی به دلیل داشتن مشکل جسمی و روحی (افسردگی)، از خواستگاری او منصرف شدم و از آنجایی که به نظرم دختر خوبی می آمد، به برادرم معرفی کردم و او هم به خواستگاری آن دختر رفت، امّا برادرم از نظر چهره، او را نپسندید و از ازدواج با او منصرف شد، امّا من هنوز به این دختر خانم علاقه مند هستم، یک ماه بعد از این اتفاقات تصمیم گرفتم که خودم از او خواستگاری کنم، وقتی درخواستم را شنید، موافقت کرد که با من صحبت کند، امّا دو ساعت بعد وقتی دوباره نزدش رفتم، سریع جواب رد داد و گفت هر چه هم بگویید من جوابم ۱۰۰٪ منفی است. من خیلی ناراحت شدم و فکر می کنم به خاطر ظاهرم ازمن خوشش نیامده، دوست داشتم حداقل یک بار به حرف هایم گوش می داد. در حال حاضر تصمیم دارم چند ماه دیگر و بعد از بهبود وضعیت شغلی و جسمی ام، دوباره درخواستم را با او مطرح کنم. به نظرتان کار درستی انجام می دهم؟ لطفا کمکم کنید.
پاسخ
دوست خوبم، ازدواج موفق زمانی شکل می گیرد که تناسبی بین طرفین باشد، اگر تناسب و علاقه یک طرفه باشد، چنین انتخابی صحیح و معقول نیست و معمولا سرانجام موفق نخواهد داشت، بهتر است قبل از اقدام مجدد، دوباره تأملی در مورد ملاکها و شرایط خود و ایشان انجام دهید، چه بسا به نکات خوبی هم برسید. در عین حال اگر شخص مقابل هیچ تمایلی نداشته باشد، از دو حال خارج نیست و برای فهم آن باید تحقیق شود؛ به عبارت دیگر می توانید از طریق مادرتان این موضوع را پیگیری کنید که دلایل رد این درخواست چیست؟ آیا دلیل او قانع کننده است؟ آیا شرایطی را می طلبد که می توان حل و جبران نمود؟ به هر حال باید خودتان و یا از طریق واسطه این موضوع را کشف کنید. بعد از این موضوع می توانید برای حل آن صحبت کنید تا رضایت را بدست بیاورید، امّا مطلب بعدی این است که این فرد اصلا شما را دوست ندارد و دلیل او کاملا احساسی و عاطفی بوده و مدعی است که شما به دل او ننشسته‌اید! در این حالت اصرار و پافشاری شما صحیح نیست و اگر ازدواجی هم رخ بدهد، خیلی شیرین نمی شود و احساس خوبی را نخواهید داشت.
به نظر می رسد؛
اولا: آنچه هستید خودتان را باور کنید و از منفی گویی و عدم اعتماد به نفس بکاهید که این سم بزرگ تصمیم گیری است.
ثانیا: مشکل افسردگی را قبل از ازدواج درمان کنید تا بعدا برای شما مشکل ساز نشود.
ثالثا: خیلی خود را منحصر به همین فرد نکنید، اگر ایشان نپذیرفت به گزینه دیگری فکر کنید.
رابعا: سعی کنید تصمیم شما به دور از احساس و هیجان باشد، در حقیقت عاقلانه و منطقی تصمیم بگیرید تا آسیبی به شما نرسد.
این بحث را در انجمن دنبال کنید: فکر کنم به خاطر ظاهرم رد کرد
 پی‌نوشت:
[1]. نبض ازدواج را بگیرید، عباسی، مهدی، ص70، 1389، انتشارات موسسه امام خمینی(ره)

تولیدی

[ سه شنبه, ۱ تیر ۱۳۹۵، ۰۳:۰۸ ب.ظ ] [ سارا سجادی ]
[ ۰نظر ]

راز و رمز نیمه شعبان و سوم شعبان

راز و رمز نیمه شعبان و سوم شعبان

امام حسین(ع)


تنها ماهی که در آن، شهادت هیچ یک از معصومان واقع نشده، ماه شعبان است .ماهی سرتاسر شادی، خیر و برکت که مهم‌ترین آنان، تولد دو امام همام است.

چه راز و رمزی بین سالار شهیدان علیهم السلام و نهمین فرزندش وجود دارد؟

چرا باید در شب میلاد امام حسین علیهم السلام لحظه‌ها را با یاد و نام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چراغانی کرد؟

چرا باید برترین و بهترین عمل در شب نیمه شعبان، زیارت امام حسین علیهم السلام باشد؟

بارزترین پیوند این دو دردانه هستی چیست؟


سوم شعبان و نیمه شعبان

یکی از اعمال سالروز میلاد امام حسین علیهم السلام دعایی است که در توقیع مبارک امام حسن عسکری علیهم السلامبه قاسم بن علاء همدانی آمده است. در فرازی از این دعا عرضه می‌داریم:

ِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ الْمَوْلُودِ فِی هَذَا الْیَوْمِ الْمَوْعُودِ بِشَهَادَتِهِ قَبْلَ اسْتِهْلَالِهِ وَ وِلَادَتِهِ بَکَتْهُ السَّمَاءُ وَ مَنْ فِیهَا وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ عَلَیْهَا وَ لَمَّا یَطَأْ لَابَتَیْهَا قَتِیلِ الْعَبْرَةِ وَ سَیِّدِ الْأُسْرَةِ الْمَمْدُودِ بِالنُّصْرَةِ یَوْمَ الْکَرَّةِ الْمُعَوَّضِ مِنْ قَتْلِهِ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ نَسْلِهِ وَ الشِّفَاءَ فِی تُرْبَتِهِ وَ الْفَوْزَ مَعَهُ فِی أَوْبَتِهِ وَ الْأَوْصِیَاءَ مِنْ عِتْرَتِهِ بَعْدَ قَائِمِهِمْ وَ غَیْبَتِه.[1]


پروردگارا! از تو می‌خواهم به حق مولود این روز؛ کسی که وعده و خبر شهادتش، قبل از تولدش داده شده و آسمان و هر کس در آن بود و زمین و هر کس روی آن بود، بر او گریستند.

در عوض شهادتش، امامان از نسل او قرار داده شدند و شفا در تربت او جای گرفت و فوز و رستگاری با او مقرر شد، در روز رجوع و بازگشت او و اوصیای خاندان وی، بعد از قائم آنان و سپری‌ شدن غیبت او.[2]


روز تولد امام حسین علیهم السلام سخن از ایام بعد از غیبت فرزندش امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. یعنی این که رجوع و بازگشت آن بزرگواران، بعد از انقضا و سپری‌شدن ایام غیبت ولی الله الاعظم است؛ ولی چون آن حضرت ظهور فرماید، زمینه آمدن آن انوار طیبه، فراهم خواهد شد و‌ آنان نیز بعد از آن خواهند آمد.

البته از بعضی اخبار رجعت استفاده می‌شود که آمدن آن انوار طیبه، بعد از انقضای ایام غیبت و نیز سپری‌شدن دوران حکومت و فرمانفرمایی آن ولی دوران و صاحب العصر و الزمان است.[3]


نیمه شعبان و یاد امام حسین(ع)

زیارت امام حسین علیهم السلام همیشه و همواره مورد سفارش و تاکید بوده است؛ اما شب میلاد امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از شب‌های زیارتی مخصوص سالار شهیدان حسین بن علی علیهم السلام است. امام صادق علیهم السلام در این باره می‌فرماید:
هر کس شب نیمه شعبان، مرقد امام حسین علیهم السلام را زیارت کند، خداوند متعال گناهان او را می‌بخشد.[4]
از امام پرسیدند: «آیا خداوند عزوجل تمام گناهان را می‌آمرزد؟» امام علیهم السلام فرمود:
آیا این را برای زائران حسین علیهم السلام زیاد می‌دانید؟ چگونه نیامرزد؟ در حالی که زائر حسین، مانند کسی است که خداوند عزیز و بلند مرتبه را در عرش زیارت کرده باشد.[5]

در روایت دیگری امام صادق علیهم السلام در این‌باره می‌فرماید:

در نیمة شعبان، منادی‌ای از آسمان ندا می‌کند: «ای زائران حسین! برگردید؛ در حالی که آمرزیده شده‌اید و ثواب شما بر خدا و نبی او حضرت محمد صل الله علیه و آله و سلم است.» [6]


آن حضرت همچنین می‌فرماید:

زمانی که اول ماه شعبان فرا رسد، منادی‌ای از زیر عرش ندا می‌دهد: «ای کسانی که در کوی حسین بار انداخته‌اید! شب نیمه شعبان را از زیارت آن حضرت خالی مگذارید؛ زیرا اگر بدانید در زیارت نیمه شعبان چه مقدار اجر و ثواب است، سال بر شما طولانی می‌شد، تا نیمه شعبان فرا رسد.»[7]

امام صادق علیهم السلام به یونس بن یعقوب می‌فرماید:

ای یونس! شب نیمه شعبان، خداوند هر مؤمنی را که زائر امام حسین علیهم السلام باشد می‌آمرزد و به آنان گفته می‌شود: «کارهایتان را از نو آغاز کنید.»

یونس به امام عرض می‌کند: «آیا این اجر و ثواب برای کسی است که در شب نیمه شعبان امام حسین علیهم السلام را زیارت کند؟» امام علیهم السلام فرمود: «اگر مردم می‌دانستند چه ثواب‌هایی برای زائران کوی حسینی است، مردان در نبودن مرکب، سوار بر چوب شده و به زیارت امام حسین علیهم السلام می‌شتافتند.»[8]

این فرمایش امام علیهم السلام اهتمام زیارت امام حسین علیهم السلام در شب میلاد امام زمان علیهم السلام را بسیار واضح می‌سازد. در عظمت فضیلت زیارت امام حسین علیهم السلام همین بس که امام سجاد علیهم السلام می‌فرماید:

هر کس دوست دارد با یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر مصافحه کند، امام حسین علیهم السلام را در شب نیمه شعبان زیارت کند که فرشتگان و ارواح پیامبران، برای زیارت آن حضرت، از خداوند کسب اجازه می‌کنند و به ایشان اجازه داده می‌شود؛ پس خوشا به حال کسانی که با ایشان، مصافحه کرده و ایشان با آن‌ها مصافحه کنند.[9]


تحلیل تولد و یاد

چرا در تولد او باید نام دیگری بر لب نقش ببندد؟ چرا هر دو نام با هم پیوند خورده است؟ تا حدی که در شادی و غم، تفکیک آن دو ممکن و میسر نیست؟
در میلاد امام حسین علیهم السلام خداوند متعال برای حضرت زهرا علیها السلام چشم روشنی می‌فرستد[10] و در آن، نام مبارک آخرین حجت الهی با خصوصیات و صفات و ویژگی‌های منحصر به فرد برجسته می‌شود.

در میلاد امام زمان علیهم السلام نیز عاشقان و شیفتگان، یاد اباعبدالله علیهم السلام را در دل‌های خود احیا می‌کنند و جان خود را صفا می‌بخشند.

روشن است که زندگی و قیام حسین علیهم السلام بدون زندگانی و قیام مهدی علیهم السلام نافرجام است و فرجام آخرین دولت، در گرو زمینه‌هایی است که سالار شهیدان آن را فراهم کرده است.

پشتوانه انتظار و حکومت عدل جهانی، عاشورا است و ظهور، تنها پاسخ کربلا است. بی‌شک، دو جریان مهم عاشورا و ظهور، ارتباط تنگاتنگی دارند که پرده و حجاب این ارتباط، با راز و رمز رهبران آن کنار زدنی است.


.................

1. بحارالانوار، ج 98، ص 347، باب 28.
2. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، اعمال نیمه شعبان.
3. کریمی جهرمی، بررسی مقایسه‌ای بین حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و امام حسین علیه السلام، ص 19.
4. ابن قولویه، کامل الزیارات، ص 198، باب 72، ح 6.
5. سیدبن طاووس، اقبال الاعمال،‌ ج 3، ص 340؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 101، ص 98.
6. ابن قولویه، کامل الزیارات، ص 197.
7. سیدبن طاووس، اقبال الاعمال، ج 3، ص 339؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 101، ص 98.
8. ابن قولویه، کامل الزیارات، ص 199؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 101، ص 95.
9. همان، ص 197، شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج 6، ص 48.
10. این چشم‌روشنی، همان حدیث لوح است.


پدیدآورنده: محمدرضا فؤادیان

منبع: besuyezohur.ir

[ دوشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۰:۱۱ ب.ظ ] [ سارا سجادی ]
[ ۰نظر ]

مبعث پیامبر اکرم گرامی باد


بعثت نه این سرور، سرور ولایت است 

مبعث نه این چراغ، چراغ هدایت است 

خورشید چون ز شرق حرا پرتو افکند 

احمد نه این فروغ، فروغ رسالت است، پیشاپیش این عید مبعث را به جمیع کاربران مهدی یاور و مهدی باور تبریک عرض می نمایم.

[ پنجشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۲:۲۳ ق.ظ ] [ سارا سجادی ]
[ ۰نظر ]

لذت دعا و مناجات با خدا

لذت دعا و مناجات با خدا

یکی از ویژگی های انسان، نیاز به لذت است؛ هم جسم او لذت طلب است و هم روحش. با این تفاوت که لذت جسمی همگانی است و زود درک می شود، ولی لذت روحی ـ معنوی چنین نیست و همه کس از آن بهره مند نخواهد بود،

بلکه شرایط و مقدمه هایی دارد که اگر رعایت شود و مدتی استمرار یابد اندک اندک به دست می آید و اگر حاصل شد، به یقین، با هیچ لذت مادی نمی توان آن را مقایسه کرد.
در حدیث قدسی آمده است که خداوند عزوجل فرمود: «اَنَا جَلیسُ مَنْ ذَکَرَنی؛ من هم نشین کسی هستم که مرا یاد کند.» اگر هم نشینی با خداوند ستایش شونده را درک کنیم، لذتی می بریم؟! آیا هیچ لذت جسمی را با این لذت روحی یارای مقایسه هست؟
;برون رفتند از خود تا که دریابند دلبر را     ;تو در کنج قفس منزلگه عنقا نمی دانی
فرق میان لذت جسمی و روحی، همانند تفاوت میان حیوان و انسان است. یکی از عرفا فرموده است: اگر شاهان و شاه زادگان می دانستند چه لذتی در مناجات است، تاج و تخت را کنار می گذاشتند و به مناجات روی می آوردند.
;هر که را ذوق دین پدید آید     ;شهد دنیاش کی لذیذ آید
دعا وسیله تکامل روح و رسیدن به بهجت معنوی است که کم کم انسان را به عشق حق می رساند و او را چون قطره ای، در دریا محو می کند.
;دل به عشق خدای یکتا ده     ;قطره ای را رهی به دریا دِه
;تا نماند ز عاشقان اثری     ;خاک مجنون به آب لیلا دِه

فیض کاشانی
پس بیاییم و دعا را فقط وسیله یی برای رفع حوایج مادی ننگریم تا از لذت های معنوی آن نیز بهره مند گردیم.
برگی از مناجات های حضرت سجاد علیه السلام
طاووس فقیه نقل کرده است: امام سجاد علیه السلام از سر شب تا سحرگاه به عبادت می پرداخت، آن گاه رو به آسمان می کرد و با صدای بلند گریه و مناجات می کرد. گاهی به خود می گفت: وای بر من! هر چه از عمرم می گذرد، گناهانم زیاد می شود و توبه نمی کنم. آیا وقت آن نرسیده است که از پروردگارم حیا کنم؟ و گاهی نیز به خدا عرض می کرد: «خدایا! آیا واقعا مرا به خاطر گناهانم می سوزانی؟ پس امید و محبتم به تو چه می شود؟ خدایا! چنان از فرمانت سرپیچی می کنیم که گویا نمی بینی! و چنان حلم می ورزی که گویا کسی تو را معصیت نکرده! خدایا! چنان به مردم نیکی می نمایی که گویا محتاج آنهایی، در حالی که تو سَرورِ بی نیازی».
طاووس گوید: امام سجاد علیه السلام ناگهان به حالت سجده روی زمین افتاد. دیدم سجده اش طول کشید. نزدیک شدم، سرش را به دامن گرفتم، دیدم از حال عادی خارج شده است. گریه کردم، اشکم روی صورت مبارکش ریخت. به هوش آمد و فرمود: کیست که مرا از توجه به معبودم بازداشت؟
;هر که با تو آشنا شد از جهان بیگانه گردد     ;ترک خان و مان بگوید دست از جان هم بشوید
;هر که او روی تو بیند بر تو کی غیری گزیند     ;جز حدیث تو نگوید جز وصال تو نجوید

فیض کاشانی
دلدادگان محبوب
گویند کسی به دیدار اویس قرنی رفت. پس از سلام و احوال پرسی، اویس پرسید: برای چه به اینجا آمده ای؟ گفت: آمده ام با تو مأنوس باشم. اویس با تعجب پرسید: مگر کسی، به غیر خدا هم انس می گیرد؟ آیا اویس ها در انس با خدا چه یافته اند که چنین بی قرار و شیدا در پی اویند و نمی توانند دل به دیگران بسپارند و آیا ما را چه شده است که از چنین لذتی محروم گشته ایم و از انس با دیگران بیش از انس با حضرت معبود لذت می بریم؟
;رازی است مرا راز گشایی خواهم     ;دردی است به جانم و دوایی خواهم
;گر دوست وفایی نکند بر درویش     ;با جان و دلم از او جفایی خواهم
امام خمینی رحمه الله
دعای عاشقان
اگر در سیره اولیا دقت کنیم و محتوای دعاهای آنان را ببینیم، متوجه می شویم که آنها از خواستن حاجات عادی زندگی ساکتند و زمام کار را به دست خدا داده اند.
;قوم دیگر می شناسم ز اولیا     ;که دهانْشان بسته باشد از دعا
;از رضا که هست رام آن کرام     ;جستن دفع قضاشان شد حرام
;هر چه آید پیش ایشان خود بود     ;آب، حیوان گردد ار آتش بود
مثنوی مولوی
دعاهای آنان سخنان عاشقانه ای است که با محبوب خویش در میان می گذارند و با خدا عشق بازی می کنند.
امام سجاد علیه السلام بیان می دارد: «بار الها! کیست که مزه محبت تو را چشید و غیر تو را خواست؟ و کیست که به مقام قرب تو انس یافت و لحظه ای از تو روی گردانید؟» و باز عرض می کند: «دیدارت نور چشم من است و رسیدن به تو آرزوی دلم و شوقم، به سوی تو و وَلَه من، در محبت تو و دلدادگی ام در هوای توست».
در دعای دیگر همچون طفلی که دامن مادر را گرفته و رها نمی کند تا خواسته اش را بگیرد، چنین گوید: «خدای من، آقای من! به عزت و جلالت سوگند! اگر مرا به گناهانم بازخواست نمایی، من نیز عفوت را می طلبم و اگر به پستی ام مؤاخذه کنی، من نیز کرمت را خواستارم و اگر مرا به جهنم ببری، به دوزخیان خبر می دهم که من تو را دوست دارم. ای خدا و آقای من! اگر تنها دوستانت را می بخشی، پس گناهکاران به کجا پناه ببرند؟».
لذت اولیای خدا
با دقت در دعاهای اولیای الهی متوجه می شویم که آنان چه حال خوشی دارند و چه اندازه از مناجات و انس با حق لذت می برند. امام سجاد علیه السلام فرمود: «اگر خانواده ام و دیگر مردم بر من حقوقی نداشتند که ناچار از پرداختن به آنها باشم، چشم را به آسمان و دل را به خدا متوجه می ساختم و تا پایان عمر از آن روی نمی گرداندم.» و از یکی از اولیا نقل شده است: ای کاش عمر من از ازل تا ابد بود و من مقام آن را در یک سجده به سر می آوردم!
;شب همه شب ما و تمنای او     ;خواب نداریم ز سودای او
;شب دم از افسانه او می زنیم     ;روز درِ خانه او می زنیم
وحشی بافقی
راه کار
فردی به حضور یکی از اولیای خدا رسید و عرض کرد: چه می شود، اگر گوشه چشمی به ما کنید و ما را هم ره بنمایید تا به لذتی رسیم و روحمان به پرواز درآید؟ مرد خدا با لحنی مشفقانه به او چنین فرمود: عزیزم، خدا برای همگان است و هیچ کس از درگاهش محروم نیست، کافی است تو هم به طرف او حرکت کنی. او پرسید: چگونه؟ گفت: اول از گناه بپرهیز. سپس با انجام وظایف بندگی، خود را به او نزدیک کن تا لذت انس با او را بچشی؛ زیرا خود فرموده است که طالب دنیا از لذت مناجات با من محروم است. گفت: دوست دارم چنین کنم، اما نمی توانم. فرمود: عزیزم! مردم بازِ شکاری را کم کم رام می کنند. بلی اگر بخواهی به یک باره نفْس را رام کنی، مشکل است؛ اما آهسته آهسته می شود آن را رام کرد. پرسید: چرا زود از نماز و دعا خسته می شوم؟ گفت: موانعی وجود دارد، اگر آنها را برطرف سازی، نه فقط خسته نمی شوی، بلکه غرق در سرور و لذت می گردی. سؤال کرد: آن موانع چیست؟ فرمود: امام سجاد علیه السلام در «دعای ابوحمزه» آنها را برشمرده است. آن دعا را زیاد بخوان و در آن تدبر کن. گفتم: نخستین خواسته ام چه باشد؟ گفت: خودِ رفیق؛ چون یکی از اسم های خدا رفیق است. تعجب کردم و گفتم: آیا واقعا خدا رفیق است؟ گفت: رفیق حقیقی خداست و کسی رفیق تر از او پیدا نمی شود. جز خدا کدام رفیق است که به او بدی کنی و او دم به دم بیشتر به تو خوبی کند؟ دیدم درست می گوید. گفتم: از این رفیق چه بخواهم؟ گفت: سر را به طرف آسمان بلند کن و صادقانه بگو: رفیق! دوستت دارم؛ ولی این را بدان، تو که نان و نمک رفیق را می خوری، مواظب باش نمکدان را نشکنی. سر را به سوی آسمان بلند کردم، گفتم: ای رفیق شفیق! دوستت دارم. خدایا! تا کنون هر چه خواستم برای خودم بود. مرا ببخش که غیر تو را طلب کردم. خدایا! شنیده ام همت بلند را دوست داری، به من همت بلندی عطا کن که به کمتر از رسیدن به رضا و لقای تو قانع نشوم!
;الهی دلی ده که جای تو باشد     ;لسانی که در وی ثنای تو باشد
;الهی بده همتی آن چنانم     ;که سعیم وصول لقای تو باشد
;ای چنانم کن از عشق خود مست     ;که خواب و خورم از برای تو باشد
;الهی عطا کن به فکرم تو نوری     ;که محصول فکرم دعای توباشد
طوطی همدانی



...............................
پدید آورنده : علی اصغر رضایی

 

[ چهارشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۱:۴۵ ب.ظ ] [ سارا سجادی ]
[ ۰نظر ]

فوائد ازدواج - بخش دوم / قسمت چهارم

فوائد ازدواج - بخش دوم / قسمت چهارم

ازدواج و تأسیس کانون زندگی مشترک خانوادگی، یکی از بهترین و مهم ترین رسوم اجتماعی انسان ها است که از فطرت و آفرینش ویژه ی آنها مایه می گیرد سنتی است بسیار مقدس و مفید که مورد قبول انسانها در طول تاریخ بوده است.

به گزارش ساجده، در بخش قبلی خبر تعدادی از فوائد ازدواج مطرح شد و ادامه ی انها را امروز تقدیمتان می کنیم:

4- 1 تولید فرزند و بقای نسل :  طبق بیان قرآن، ازدواج وسیله ای برای تولید و بقای نسل در انسان و حیوان است: «جَعَلَ لَکم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجاً وَ مِنَ الأَنْعَامِ أَزْواَجاً یَذْرَؤُکُمْ فِیهِ »[1] برای شما آدمیان از جنس خودتان زنانرا هم جفت شما قرار داد و نیز چهارپایان را جفت آفرید تا باین ( تدبیر) ازدواج شما را خلق بی شمار کند.

   در این آیه بقای نسل به عنوان هدف ازدواج معرفی شده است.  گرچه جمله ی «یَذْرَؤُکُمْ فِیهِ » تکثیر نسل انسان را بیان داشته است، در این جهت، میان انسانها و چارپایان و گیاهان فرقی نیست.  

 یکی از خواسته های غریزی انسان ، نیاز فطری به پدر و مادر شدن است و پاسخ به این خواسته با ازدواج تأمین می شود. در سایه ی ازدواج است که نسلی دارای اصل و نسب پدید می آید . قرآن در آیاتی ، فرزند را زینت زندگی دنیا شمرده که بیان گر رغبت انسان به داشتن فرزند و برقرار شدن رابطه ی پدر و مادر با فرزند است. [2]

  « الْمَالُ وَ الْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیَوۀ الدُّنْیَا»[3] مال و فرزندان زیب و زینت حیات دنیاست.

داشتن فرزند به صورت ثمره ی ازدواج ، با تعبیرهای گوناگونی در قرآن آمده است، پس از این که می گوید: « نِساؤُکُمْ حَرْثٌ لَّکُمْ فَأْتُوا حَرْثَکُمْ أَنى شِئْتُمْ » [4]زنان شما محل بذر افشانی شما هستند پس هر زمان که می خواهید. یادآور می شود که بکوشید از این فرصت بهره گیرید و با پرورش فرزندان صالح و شایسته که به حال دین و دنیای شما مفید باشند، اثر نیکی برای خود از پیش بفرستید. [5] انسان می تواند یادگاری شایسته به نام فرزند صالح تحویل جامعه دهد ثمره ی صالحی که چه بسا به مصلحی بدل شود، با فکر و اندیشه ی خود عالمی را دگرگون می سازد روشن است که با خودداری از ازدواج ظهور چنین مصلحانی ممکن نخواهد بود. [6]

   از دیدگاه اسلام وجود فرزند صالح برای پدر و مادر یک عمل نیک محسوب می شود که در سعادت دنیا و آخرت آنان موثر خواهد بود. .

« قالَ رسولُ الله  (ص): تَناکَحُوا تَکَثَّروا فانّی اُباهِی بِکُمُ الاُممَ یَومَ القِیامهِ وَ لَو بِالسِّقطِ»[7] رسول خدا (ص)می فرمایند: تزویج کنید تا صاحب فرزند شوید و بر تعداد شما افزوده شود زیرا من در قیامت با امتهای دیگر به وسیله ی کثرت شما مباهات می کنم ، حتی به وسیله ی فرزندی که ساقط شده است.

  و نیز می فرمایند« ما یَمنعُ المُومنُ اَن یَتَّخذَ اَهلاً لَعلَّ اللهَ یَرزقُه نَسمۀً تَثقلُ الارضَ بِلا الهَ الا اللهُ»[8] پیامبر (ص) می فرمایند: چه مانع دارد که مؤمن برای خودش همسری تهیه کند، شاید فرزندی به او عطا کند که با گفتن کلمه ی لا اله الا الله زمین را سنگین نماید.

در حقیقت زوجها هستند که رشته ی پیوند بین اعضای یک نسل را از طریق فرزندان خود به وجود می آورند. در هر صورت میل به داشتن فرزند و تداوم نسل ها از انگیزه ها و اهداف بسیار مهمی است که در طول دوره های گوناگون همواره عامل مهم ازدواج و تشکیل خانواده بوده است. [9]

 


ادامه مطلب
[ يكشنبه, ۲۴ آبان ۱۳۹۴، ۰۱:۰۸ ب.ظ ] [ سارا سجادی ]
[ ۰نظر ]

فوائد ازدواج / قسمت سوم

فوائد ازدواج / قسمت سوم

ازدواج و تأسیس کانون زندگی مشترک خانوادگی، یکی از بهترین و مهم ترین رسوم اجتماعی انسان ها است که از فطرت و آفرینش ویژه ی آنها مایه می گیرد سنتی است بسیار مقدس و مفید که مورد قبول انسانها در طول تاریخ بوده است.

فوائد ازدواج / قسمت سوم

به گزارش ساجده، ازدواج از ضروریات زندگی انسان به شمار می رود و ترک آن یک امر غیر متعارف و خروج از سنت اجتماعی، محسوب می شود. ازدواج اگر با اندیشه و بر طبق معیارهای صحیح انجام بگیرد فوائد و منافع مهمی را در بر دارد که به پاره ای از آنها اشاره می شود. [1]

1. اجرای فرمان دستور الهی :

خدای سبحان و حکیم، با مشیت حکیمانه ی خود ، برای بقای نسل هر آفریده ای ، آن را جفت ( نر و ماده) آفریده است و نیز او جل و علا برای تولید و تکثیر انسان ها این طبیعت را بنا نهاد تا بر اساس فرمان دستورش به سوی کمال حرکت کنند.

خداوند در قرآن می فرماید:

« یَأَیهَا النَّاس اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِى خَلَقَکم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَۀٍ وَ خَلَقَ مِنهَا زَوْجَهَا وَ بَث مِنهُمَا رِجَالاً کَثِیراً وَ نِساءً » [2] ای مردم بترسید از پروردگار خود، آن خدائیکه همه شما را از یک تن بیافرید و هم از آن جفت، او را خلق کرد و از آن دو تن مرد و زن فراوان بر انگیخت .

هر یک از زن و مرد ، به گونه ای دارای دستگاه تناسلی هستند، که کار هر کدام با پیوستن به دیگری ، کامل می گردد و از آفرینش این دو به هم، تکثیر نسل و بقای نوع، تحقق می یابد.

خداوند سبحان برای انسان ها از جنس خودشان همسرانی آفرید و محبت آنان را در قلبشان نهاده و همه ی انسانها را سفارش به این امر کرده تا از الطاف بی نهایت خویش بر آنها فرو فرستد.

انسان ها در پی اجرای فرمان و دستور الهی دنبال تولید و تکثیر نسل رفته و با از دواج، این خواسته را تحقق می بخشند. [3]


ادامه مطلب
[ يكشنبه, ۲۴ آبان ۱۳۹۴، ۰۱:۰۳ ب.ظ ] [ سارا سجادی ]
[ ۰نظر ]