پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی در پی حضور پرشکوه مردم در انتخابات

پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی در پی حضور پرشکوه مردم در انتخابات

 حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی با سپاس از ملت آگاه و مصمم ایران که با لبیک به فراخوان نظام اسلامی و با عزم راسخ و شور و نشاطی به یاد ماندنی مردمسالاری دینی را در چهره درخشان خود به جهانیان نشان دادند، خطاب به مسئولان کشور، سپاسگزاری شایسته از مردم را در انجام خدمت صادقانه خواندند و با تأکید بر پیشرفت همه‌جانبه و درون‌زا به عنوان هدف اساسی خاطرنشان کردند: مجلس آینده وظائف سنگینی برعهده خواهد داشت و امید است که نصاب پاسخگوئی در برابر خدا و مردم را همگان در آن مشاهده کنند. 
متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است: 

ادامه مطلب
[ يكشنبه, ۹ اسفند ۱۳۹۴، ۱۰:۳۷ ب.ظ ] [ سارا سجادی ]
[ ۰نظر ]

عاقبت نسخه اقتصادی که آمریکا برای ایران پیچید

1394/11/05نسخه قابل چاپ
به‌مناسبت برگزاری رفراندوم فرمایشی انقلاب سفید

عاقبت نسخه اقتصادی که آمریکا برای ایران پیچید

آمریکا طی دهه‌های پنجاه و شصت میلادی، که در شرایط جنگ سرد با شوروی به سر می‌برد، برای مقابله با کمونیست، در برنامه‌ی سیاست خارجی خود، سیاست تشویقی اصلاحاتی متناسبی برای کشورهای کمتر توسعه‌یافته گنجانده بود تا با حفاظت از رژیم‌های وابسته، آن‌ها در دام کمونیست قرار نگیرند. از جمله‌ی این کشورها، ایران بود که به‌دلیل داشتن موقعیتی راهبردی و برخورداری از منابع غنی نفت و گاز، همواره برای آمریکایی‌ها حائز اهمیت بوده است. ایران از نزدیک‌ترین هم‌پیمانان آمریکا و غرب محسوب می‌شد. به همین جهت، کندی برای دور ماندن ایران از خطر نفوذ کمونیست، همواره شاه را تحت فشار قرار می‌داد تا در راستای تحقق سیاست‌های اصلاحی برای کاهش نارضایتی‌های مردم و ایجاد فضای باز سیاسی در سطح جامعه، تلاش کند.
 

ادامه مطلب
[ سه شنبه, ۶ بهمن ۱۳۹۴، ۱۱:۰۸ ب.ظ ] [ سارا سجادی ]
[ ۰نظر ]

دولت رودَست خورد؛ «برجام» برای آمریکا یعنی کشک!

دولت رودَست خورد؛ «برجام» برای آمریکا یعنی کشک!

 

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

تحریم‌های دیروز بنابر ادعای رویترز به خاطر حضور جیسون رضاییان در ایران به تعویق افتاده بود. با این همه روحانی او را به سادگی رها کرد! این گزارش به پشت‌پرده ارتباط تحریم‌ها و جیسون پرداخته است.

 

گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، تحریم‌های جدید اعمال شد؛ همین که هواپیمای جیسون و رفقا آسمان ایران را ترک کرد. این تحریم‌ها درست همان‌هایی بودند که دو هفته‌ پیش «وال استریت ژورنال» از تهیه و تدارک آنها گفته بود؛ بی کم و کاست! اگر چه به دلایلی که آن زمان چندان روشن نبود، اجرای آن‌ها به تعویق افتاد؛ دست آخر اما در حالی دیروز اجرا شد که هنوز امضای بیانیه‌ی ظریف و موگرینی خشک نشده بود. تحریم‌ها لغو نشده، بازگشت! خزانه‌داری درست زمانی اجرای آن‌های را علنی کرد که روحانی و دوستانش گرم شادی از فرجامِ برجام، در حال نواختن مارش پیروزی بودند. اوباما نشان داد چقدر خوب بلد است به ایران و رییس جمهور آن دهن‌کجی کند. ماجرای دیروز روشن کرد: برجام برای امریکا یعنی کشک! اما داستان تحریم‌های تازه چیست؟ و پشت پرده‌ی تعویق اجرای دو هفته ای آن‌ها چه بود؟

 

 

چه شد؟

نهم دی ماه بود که روزنامه امریکایی وال استریت ژورنال از تهیه و تألیف تحریم‌های تازه ای خبر داد که بنا بود به بهانه‌ی آزمایش موشکی تازه‌ی جمهوری اسلامی اعمال شود. بر این اساس خزانه‌داری امریکا نام چند تَن از کارکنان وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح را که ادعا می‌کرد در تست و طراحی «عماد» سهیم بودند در لیست تحریم قرار می‌داد. هم‌چنین چند شرکت خارجی را به اتهام همکاری و یا واسطه‌گری در ساخت موشک‌های بالستیک ایران در زمره‌ی تحریم‌های جدید قرار می‌گرفتند. خبر WSJ اگرچه رسمی نبود، اما از همان ابتدا واکنش‌های فراوانی را از سوی کارشناسان و تحلیلگران برانگیخت و موجبات نگرانی افکار عمومی را از نقض چندباره برجام فراهم کرد.

 

 این‌که بر اساس نص برجام اطراف مذاکراتی ایران در 5+1 متعهد شده بودند در سراسر دوران اجرا، از وضع هرگونه تحریم‌ تازه خودداری کنند، و این‌که بر اساس بند سوم قانون پذیرش مشروط برجام مصوب مجلس شورا، وضع هرگونه تحریمی در هر سطح و با هر بهانه ای، نقض برجام تلقی می‌شد؛ تکلیف را در صورت اجرای تحریم‌های جدید مشخص ‌کرده بود. با این همه روحانی که پیشتر نشان داده بود تمایل چندانی برای تمکین به قوانین جاریه‌ی مملکتی در خصوص برجام ندارد، با ارسال نامه ای سرگشاده خطاب به وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، از او خواست تا در واکنش به تحریم‌های نو، ساخت و تجهیز موشک‌ها را تسریع کند. روحانی خیلی خوب زمین بازی را عوض کرد! هیچکسی بهتر از او نمی دانست که تحریم‌های جدید از لحاظ حقوقی نقض برجام است، آخر او حقوقدان بود! با این همه او ترجیح داد توپ را به زمین نظامیان انداخته و از فرصت پیش آمده استفاده‌ی تبلیغاتی کند. پس از انتشار نامه‌ی سرگشاده‌ی روحانی بود که WSJ از تعویق اجرای آن تحریم‌ها خبر داد. خبری که حسابی هیزم برای بوقچی‌های رسانه ای دولت جور کرد، تا آن اتفاق را نتیجه‌ی عقب نشینی امریکایی‌ها از ترس نامه‌ی روحانی جا بزنند. به زعم آنان نامه‌ی سرگشاده‌ی روحانی توانسته بود اجرای تحریم‌ها را به تعویق اندازد.

 

واقعیت چه بود؟

روز شنبه اما رویترز در خبر دیگری مدعی شد، تعویق تحریم‌های تازه‌ی ایالات متحده علیه مردم ایران نه از ترس سرگشاده‌ی روحانی، که به خاطر ضربه نزدن به آزادسازی «جیسون رضاییان» رخ داده بود.

 

 

بر اساس این گزارش در حالی که قرار بود تحریم‌های جدید را در همان ابتدای ماه ژانویه اعمال شود، بعد از تماس تلفنی ظریف با تصمیم اوباما که برای گذران تعطیلات سال نو در هاوایی به سر می‌بُرد، به تعویق افتاد. یانکی‌ها اعمال تحریم‌های جدید را به بعد از آزادی جیسون موکول کرده بودند تا به مذاکرات محرمانه ای که با روحانی بر سر معامله‌ی زندانیان داشتند ضربه نخورَد. جیسون آزاد شد، سواره طیاره شد و رفت! این اما فقط یک مُشت تحریم‌ تازه بود که از این مذاکرات مخفیانه و از معامله با اوباما در کاسه‌ی روحانی ماند. مذاکرات مخفیانه ای که بنابر ادعای نشریه‌ی امریکایی «نیویورکر» از اواخر ۲۰۱۴ با توافقی که میان مجید تخت روانچی و وندی شرمن، معاونین وزرای خارجه طرفین صورت گرفته بود، آغاز شد. هیأت امریکایی را در این مذاکرات مخفیانه «برت مک‌گورک» از مقامات ارشد وزارت خارجه هدایت می‌کرد، اگرچه نمایندگانی از FBI و CIA نیز حضور داشتند. براساس این گزارش، ریاست هیأت ایرانی را اما یکی از مقامات ارشد اطلاعاتی بر عهده داشت.

 

 

دیپلماسی پنهان‌کار رودَست خورد!

درست همان روزهایی که مقامات ارشد وزارت خارجه ادعا می‌کردند مذاکرات با امریکایی‌ها تنها در چارچوب مذاکرات هسته ای و در راستای یافتن راه حل‌هایی برای پُر کردن پرانتزهای برجام است، مذاکرات سطح بالای مخفیانه‌ی دیگری بین مقامات اطلاعاتی دولت روحانی و ایالات متحده در جریان بود. نشریه آمریکایی در ادامه از قول یک مقام ایرانی که اشاره‌ای به نامش نشده به جزئیات بیشتری از این مذاکرات پرداخته و می‌نویسد: مذاکرات آنها سه بار، طی یک سال از نشست‌های مخفیانه در آستانه شکست قرار گرفته است.

 

 

مقامات آمریکایی اما در گفت‌وگو با «نیویورکر» گفتند سرعت اقدامات کانال دیپلماتیک دوم، بعد از اعلام توافق هسته‌ای در اواخر جولای (تیرماه) بیشتر شده است. نتیجه‌ی این مذاکرات اما تبادل زندانیان بین دو طرف بود. با این همه آن طور که نیویورکر می‌نویسد تنها 14 تن از اتباع ایرانی در نتیجه‌ی این توافق محرمانه از لیست تعقیب اینترپل خارج شدند، که کمتر از تعدادی بوده که ایرانی‌ها درخواست کرده بودند. بدتر از همه این‌که در اثر این توافق مخفیانه و خروج جیسون رضاییان، تنها نگرانی دولت اوباما از اعمال تحریم‌های تازه به بهانه‌ی آزمایشات موشکی علیه ایران (بنابر ادعای رویترز)، مرتفع شده و به این ترتیب بلافاصله بعد از خروج آنان از ایران، اجرا شدند.

 

روحانی رودست خورد! مذاکرات مخفیانه ای که ترتیب داده بود نه تنها نتوانست به آنچه در ازای آزادسازی جیسون رضاییان و بقیه مطالبه کرده بود، برسد؛ بلکه با یک تحریم زیان‌بار دیگر مواجه شد. تحریمی که حتی اگر خیلی هم مهم نبود، اما توانست حیثیت برجام و دیپلماسی دولت را زیر سؤال ببرد، و مردم را به تبریک‌های پُرشماری که روحانی برای فرجامِ برجام به زمین و زمان حواله می‌کرد، بدبین کند. به نظر می‌رسد آمریکایی‌ها دست‌کم در این مذاکرات برخلاف مذاکرات هسته‌ای، خیلی نقد، ما‌ به‌ازای آنچه را از روحانی گرفته بودند، پرداختند؛ تحریم‌های دیروز دستاورد آن بود! تحریم‌هایی که ثابت کرد نتیجه مذاکراتی که مخفیانه و دور از چشمان مردم انجام شود، بهتر از این نخواهد بود. تحریم‌های دیروز ایالات متحده ثابت کرد: دیپلماسی با پنهان‌کاری پیش نمی‌رود!  

 

امریکایی‌ها رودست زدند، پنهان‌کاری روحانی کار دستش داد. او نه تنها نتوانست در قبال آزادسازی دوتابعیتی‌ها بر اساس زد و بند مخفیانه ای که انجام داد، به آنچه مطالبه کرده بود برسد، بلکه با یک تحریم تازه مواجه شد که دست‌کم و بر اساس ادعای رویترز به خاطر حضور جیسون در ایران تا کنون به تعویق افتاده بود. تحریمی که نه تنها دهن‌کجی آشکار اوباما به مارش پیروزی روحانی بود، که بدجوری حیثیت برجام را پیش چشمان مردم شکست. با تحریم‌ دیروز مردم نومید شدند، چه از موفقیت برجام؛ چه از دیپلماسی پنهان‌کارانه‌ی روحانی!

 

منبع  خبرگزاری دانشجو 

[ دوشنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۴، ۰۸:۰۷ ب.ظ ] [ سارا سجادی ]
[ ۰نظر ]

آیا برجام ، چماقی در دست به اصطلاح اعتدال‌گرایان می‌شود

آیا برجام ، چماقی در دست به اصطلاح اعتدال‌گرایان می‌شود !؟

 
 

از ابتدای آغاز کار دولت یازدهم همواره منتقدان مذهبی و غیرمذهبی مورد برچسب زنی افراد به اصطلاح اعتدال‌گرا قرارگرفته‌اند. «سرهنگ» شاید نقطه آغاز این برچسب‌ها بود ولی به‌احتمال قوی «پلیس مخفی» آخرین آن‌ها نیست

 

»

 

 

 

 

از ابتدای آغاز کار دولت یازدهم همواره منتقدان مذهبی و غیرمذهبی مورد برچسب زنی افراد به اصطلاح اعتدال‌گرا قرارگرفته‌اند. «سرهنگ» شاید نقطه آغاز این برچسب‌ها بود ولی به‌احتمال قوی «پلیس مخفی» آخرین آن‌ها نیست.

 

اگر به عملکرد رسانه‌ای دولت یازدهم نگاه شود این مطلب به‌روشنی هویداست که همواره با برچسب زنی و تخریب، اقدام به خارج کردن منتقدان از مدار رسانه شده است.

 

کار تا جایی بالا گرفت که هنگامی که گفتند : «لباس انتقاد را از تنتان درمی‌آوریم» کهنه یاوران معمار کبیر انقلاب همچون علامه مصباح یزدی (دامت برکاته) سخن به اعتراض به این رفتار دولت گشودند.

 

اما همان‌طور که بر هیچ‌کس پوشیده نیست شاید اوج این اقدامات تا به امروز در نمایشگاه مطبوعات هویدا بود.

 

دولت یازدهم همواره بیان منتقدان را درباره سیاست خارجه، موارد بد فرهنگی و ضد ارزشی در تئاتر، سینما، نشر کتب، رقص‌های خیابانی، جشن‌هایی با سبک غربی در کاخ سعدآباد و همچنین مواردی از قبیل رکود اقتصادی، اسراف بیت‌المال و جانب‌داری در انتخابات را با برچسب زنی پاسخ داده.

 

اما حال که مذاکرات هسته‌ای به خط پایان رسیده است فارغ از واکاوی برجام آیا این به چماقی برای سرکوب منتقدان بدل می‌شود؟ پاسخ این سؤال در آینده نه‌چندان دور روشن می‌شود اما بررسی اقدامات قبل از برجام دولت پالس‌هایی را به ما نشان می‌دهد که می‌تواند یاری‌رسان ما در پیش‌بینی وضعیت آینده باشد.

 

اگر به اقدامات دولت در زمان کمی تا قرائت متن بیانیه مشترک دکتر ظریف و خانم موگرینی دقت شود المان‌های سؤال برانگیزی مشاهده می‌شود.

 

چرا دولت در جهت تطهیر چهره خود به تخریب دولت قبل پرداخت؟ چرا با اتخاذ اقدامات پیشگیرانه از سوی نهادهای انتظامی از تعرض مشکوک به سفارت عربستان جلوگیری نشد؟ و چرا خبر مبادله زندانیان میان ایران و آمریکا ساعاتی قبل از قرائت بیانیه مشترک آغاز برجام رسانه‌ای شد؟

 

این‌ها المان‌هایی است که می‌تواند ما را در استنتاج یاری دهد.

اینک با توجه به سوابق اعتدال‌گرایان در سرکوب منتقدان پیش‌بینی می‌شود زین پس برجام را به عنوان چماقی بر سر منتقد بکوبند و از این طریق راه فراری از مطالبه حقه مردم و منتقدان در مسئله رکود اقتصادی، مسکن، تعطیلی مراکز علمی و تحقیقاتی، مماشات با موارد ضد ارزشی در حوضه فرهنگ و.. فراهم شود.

 

اما خطر مهم‌تر جهت‌گیری در انتخابات‌های پیش روست.

 

 

همان‌طور که می‌دانیم ترکیب سیاسی مجلس شورای اسلامی و نقش قانون‌گذاری که دولت را در زمینه‌های مختلف به احکام مربوطه مکلف می‌کند و همچنین نقش نظارتی مجلس در مورد دولت همه به مجموعه تعاملات میان دولت و مجلس مربوط است اما اگر دولت در تلاش برای مهندسی مجلس باشد، با خارج شدن مجلس از شکل مردمی خود نوعی حس ناامیدی در ملت شکل می‌گیرد که چرا خانه ملت بدل به حیاط‌خلوت دولت گشته است. بعید نیست دولت در این چند ماه سعی در چرخش ترکیب احتمالی مجلس به نفع خود داشته است. مخصوصاً وقتی ترکیب بی‌سابقه ثبت‌نام کنندگان و البته تأیید صلاحیت شدگان را بررسی می‌کنیم متأسفانه نشانه‌هایی از این اقدام مشاهده می‌کنیم.

 

به‌هرحال همان‌طور که مسئله مذاکرات هسته‌ای انرژی زیادی از کشور و ملت گرفت امیدواریم اگر موفقیتی در آن نهفته است، دولت آن را به نفع جناح‌های سیاسی خاص استفاده نکند و در سایه امام زمان (عج) لحظات خوشی را برای ملت رقم بزند.

 

منبع خبر گزاری دانشجو 

[ يكشنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۴، ۱۰:۳۴ ق.ظ ] [ سارا سجادی ]
[ ۰نظر ]

روایت دکتر ولایتی از دیدار دیروز پوتین با رهبر انقلاب

 

روایت دکتر ولایتی از دیدار دیروز پوتین با رهبر انقلاب

فراتر از تشریفات

 

* همان‌طور که در خبرها آمده بود، آقای پوتین به‌محض رسیدن به ایران، مستقیماً از فرودگاه به دیدار رهبر انقلاب آمدند. این اقدام ایشان را چطور ارزیابی می‌کنید؟ 
این اقدامی که آقای پوتین انجام دادند، یعنی به‌محض اینکه وارد کشور شدند به دیدار رهبر انقلاب آمدند، براساس قرار و خواسته‌ی قبلی خود ایشان بود. خود ایشان خواسته بودند یک‌راست به دیدار مقام معظم رهبری بروند. می‌دانید که در عرف دیپلماتیک، میزبان براساس خواست میهمان عمل می‌کند. بنابراین میهمان جمهوری اسلامی، یعنی آقای پوتین، خواست خودش این بود که اولین اقدامی که در ایران انجام می‌دهد، دیدار با مقام معظم رهبری باشد و بعد از آن برای شرکت در اجلاس برود.

این اقدام از طرف ایشان، دارای معنا و مفهوم بسیار مهمی است. در حقیقت، قبل از اینکه حتی تشریفات خاص استقبال انجام شود، ایشان به این کار اقدام کردند و خواستند هم به جمهوری اسلامی ایران و هم به دنیا و محافل بین‌المللی نشان بدهند که اولاً این سفر برایشان چه اهمیتی دارد و ثانیاً برای کدام بخش از سفر اهمیت بیشتری قائل هستند که همان دیدار با مقام معظم رهبری بود.
اگر بخواهم در یک جمله، این ملاقات را توصیف کنم، باید بگویم که این دیدار، دیداری کاملاً صمیمی و درعین‌حال راهبردی و صریح بود. از این زاویه شاید بتوان گفت در تاریخ جمهوری اسلامی ایران در طول این ۳۷ سالی که از انقلاب می‌گذرد، ملاقاتی با این کیفیت و با این اهمیت و با این محتوا، بنده سراغ ندارم.

این ملاقات نزدیک به دو ساعت طول کشید و در آن مطالبی بسیار مهم و استراتژیک، هم درباره‌ی روابط دوجانبه و هم در زمینه‌ی مسائل منطقه‌ای و همکاری‌های بین‌المللی، مورد بحث قرار گرفت. بنابراین، این دیدار یک ملاقات تشریفاتی و صرفاً برای احترام به مقام معظم رهبری نبود، بلکه ملاقاتی جدی در سطح بالاترین مقامات دو کشور محسوب می‌شد. ضمن اینکه دوره‌ی اقامت ایشان در ایران بسیار کوتاه بود. بنابراین مدت‌زمان حضور در ایران را باید صرف گفت‌وگوهای کاری می‌کردند. حال در این بین، بهترین زمان کاری خود، یعنی ساعات ابتدایی حضور در ایران را به ملاقات با رهبر انقلاب اختصاص دادند. این نشان از اهمیت این دیدار برای آقای پوتین دارد.

از طرفی دیگر، من اگر بخواهم در یک جمله، این ملاقات را توصیف کنم، باید بگویم که این دیدار، دیداری کاملاً صمیمی و درعین‌حال راهبردی و صریح بود. از این زاویه شاید بتوان گفت در تاریخ جمهوری اسلامی ایران در طول این ۳۷ سالی که از انقلاب می‌گذرد، ملاقاتی با این کیفیت و با این اهمیت و با این محتوا، بنده سراغ ندارم. در واقع بنده در طول شانزده سالی که در وزارت خارجه بودم و در طول این حدود هجده سالی که بعد از وزارت خارجه توفیق داشته‌ام به‌عنوان مشاور مقام معظم رهبری خدمت کنم (یعنی قریب ۳۴ سال که در حوزه‌ی سیاست خارجی کار می‌کنم)، در مقایسه با بقیه‌ی اقداماتی که در حوزه‌ی سیاست ‌خارجی شده است، ملاقاتی با این اهمیت، با توجه به نوع برخورد و شروع دیدار و مدت طولانی اختصاص‌یافته به مذاکره و همچنین مطالب متنوع و بسیار مهم و راهبردی که بین ایشان و مقام معظم رهبری ردوبدل شد، سراغ ندارم.
 
* محورهایی که در این دیدار مورد بحث قرار گرفت چه بود؟
در این دیدار، هم راجع‌به روابط دوجانبه صحبت شد و هم راجع‌به مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی. در حوزه‌ی روابط دوجانبه، ایشان به‌صراحت اعلام کرد که هیچ محدودیتی برای روابط دوجانبه قائل نیست و در انواع همکاری‌های دوجانبه در حوز‌ه‌های علمی، تکنولوژی و فناوری‌های فضایی و امور پیشرفته‌ی صنعتی، تمایل به همکاری با ایران دارد و هیچ‌گونه محدودیتی در این زمینه نمی‌بیند.

در رابطه با همکاری‌های منطقه‌ای نیز به تصریح آقای پوتین، منافع مشترک زیادی بین دو کشور وجود دارد و این منافع مشترک متعددی که دو کشور دارند، اقتضا می‌کند که هر روز بیش از گذشته، همکاری‌ها گسترش یابند. درباره‌ی مسئله‌ی سوریه نیز آقای پوتین تأکید داشتند که هیچ نوع موافقتی با دیگر کشورهایی که در گفت‌وگوهای وین شرکت می‌کنند، بدون هماهنگی با ایران، صورت نخواهد گرفت. نکته‌ی بعدی که در این دیدار، هم مقام معظم رهبری و هم آقای پوتین بر آن تأکید کردند، این بود که از هیچ راه‌حلی که مورد رضایت دولت سوریه نباشد، تبعیت نخواهند کرد.

گزارش تصویری | دیدار رئیس جمهوری روسیه با رهبر انقلاب
همچنین درباره‌ی وضعیت کشورهایی چون عراق نیز بحث‌هایی صورت گرفت و حتی در زمینه‌ی مسائل بین‌المللی و قسمت‌هایی مانند شمال آفریقا یا آسیای مرکزی و امثالهم نیز بحث‌ها و تبادل‌نظرهای قابل توجهی ردوبدل شد. به همین علت، از نظر من، این دیدار تقریباً یکی از مهم‌ترین اتفاقاتی بود که در حوزه‌ی سیاست‌ خارجی جمهوری اسلامی ایران تا به حال رخ داده است.
 
* از نظر جنابعالی، دیدار آقای پوتین با رهبر انقلاب چه تأثیری بر محور مقاومت و ائتلاف جدیدی که برای مبارزه با تروریست‌ها در سوریه شکل گرفته است، می‌گذارد؟
برداشت بنده این است که این در حقیقت یک «نقطه‌ی عطف» در ابتدای راه روابط دو کشور است. این‌گونه می‌توان گفت که روابط دو کشور وارد رابطه‌ی راهبردی شده است. البته از اواخر مذاکرات هسته‌ای، همکاری‌های روسیه با ایران بیشتر شده بود. حال همکاری‌های جدید منطقه‌ای در سوریه و همین‌طور سایر مناطق غرب آسیا، حکایت از این دارد که ما در آغاز یک ارتباط راهبردی با کشور روسیه هستیم؛ ارتباطی که در یک سوی آن، ایران به‌عنوان قدرت اول منطقه قرار دارد و در سوی دیگر آن، روسیه به‌عنوان یک ابرقدرت نظامی و قدرت مهم تأثیرگذار بین‌المللی که عضویت در شورای امنیت هم دارد، قرار گرفته است.
 
* در این دیدار، آقای پوتین ایران را متحد مطمئن و قابل تکیه در منطقه و جهان برشمرد. به نظر شما چرا چنین تعریفی ارائه شد؟
همان‌طور که عرض کردم، ما منافع مشترک متعدد راهبردی با هم داریم. آینده‌ی جمهوری اسلامی ایران و روسیه در ابعاد مختلف به یکدیگر گره خورده‌اند یا در حال گره خوردن هستند. آسیای مرکزی، قفقاز، آسیای غربی، منطقه‌ی سوریه، فلسطین، عراق، یمن، شمال آفریقا، دریای خزر، دریای سیاه، ‌ مدیترانه، ‌ خلیج فارس، اقیانوس هند و امثالهم، مناطق و موضوعاتی هستند که هم ما و هم روسیه، منافع حیاتی در آن‌ها داریم. می‌دانید که در آسیا چهار قدرت بزرگ داریم: روسیه، چین، ایران و هند. پیش‌بینی بنده این است که در آینده‌ای نه‌چندان دور، این چهار کشور روابط راهبردی بیشتری با یکدیگر خواهند داشت؛ به‌خصوص در جاهایی مثل پیمان شانگهای یا گروه بریکس، این همکاری‌ها می‌تواند تجلی عینی و بیشتری پیدا کند.

این همکاری‌ها می‌تواند بین کشورهای صادرکننده‌ی گاز یا به تعبیر امروز، «اوپک گازی» نیز گسترش باید. می‌دانید که ایده‌ی اوپک گازی نیز برای اولین‌بار توسط مقام معظم رهبری در ملاقات قبلی ایشان با آقای پوتین مطرح شد. در آن دیدار که آقای پوتین برای اجلاس دریای خزر به ایران آمده بود و اولین ملاقاتش با مقام معظم رهبری بود، حضرت آقا فرمودند خوب است که این کشورهای دارنده‌ و صادرکننده‌ی گاز، یک اوپک گازی داشته باشند. امروز خوشحالیم از اینکه این دیدگاه استراتژیک مقام معظم رهبری عملی شده است.
 http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/29319/C/13940109_0229319.jpg
* رهبر انقلاب در این دیدار اشاره کردند که آمریکایی‌ها از دیپلماسی غیرشرافتمندانه پیروی می‌کنند. مصادیق این دیپلماسی غیرشرافتمندانه چیست؟
دیپلماسی غیرشرافتمندانه یعنی اینکه قراری می‌گذارند و به آن قرار، عمل نمی‌کنند. در ظاهر چیزی می‌گویند و در باطن به‌گونه‌ای دیگر عمل می‌کنند. نمونه‌اش همین قضایای مربوط به مسئله‌ی هسته‌ای و برداشته شدن تحریم‌هاست. از یک طرف می‌گویند ایران اگر به تعهداتش عمل کند (که تاکنون عمل کرده و هیچ کاری خلاف مقررات بین‌المللی انجام نداده است)، تحریم‌ها برداشته می‌شود و از طرف دیگر، هر روز به بهانه‌ای، تحریم دیگری را اضافه می‌کنند. علاوه بر این، در ایجاد مزاحمت برای جمهوری اسلامی ایران، چه به بهانه‌ی دروغین حقوق بشر و چه به بهانه‌ی کمک به تروریسم، فروگذار نمی‌کنند. آن‌ها خودشان تروریست‌پرورند و بااین‌حال، جمهوری اسلامی ایران را که به حزب‌الله لبنان برای دفاع از مردم این کشور یا به فلسطین برای حمایت از آزادی سرزمین‌های اشغالی کمک می‌کند، متهم به حمایت از تروریسم می‌کنند.
 
* موضوع هدیه‌ای که آقای پوتین برای آقا آوردند نیز خیلی مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت. ماجرا از چه قرار بود؟
یک جلد کلام‌الله مجید، که از نسخه‌های قدیمی قرآن در روسیه بود، هدیه‌ی ویژه‌ی آقای پوتین به رهبر انقلاب بود. فارغ از اینکه خصوصیات این نسخه از قرآن چیست، به نظر من نکته‌ی مهم این است که رئیس‌جمهور کشوری که اکثریتش مسیحی ارتدکس هستند (البته دین دوم روسیه همان اسلام است)، برای مقام معظم رهبری کتاب مقدس مسلمانان، یعنی قرآن کریم را به‌عنوان هدیه آورده است. این خود به‌نوعی اظهار علاقه و نشان‌دهنده‌ی سطح دوستی ایشان با رهبر انقلاب و جمهوری اسلامی ایران است.

 

 
[ چهارشنبه, ۴ آذر ۱۳۹۴، ۱۰:۴۸ ق.ظ ] [ سارا سجادی ]
[ ۰نظر ]

چالش دفن 1700000 کیلو سیب زمینی در مجلس

چالش دفن 1700000 کیلو سیب زمینی در مجلس

چالش دفن 1700000 کیلو سیب زمینی در مجلس shia muslim                  
 یکی از نمایندگان تهران در مجلس شورای اسلامی صبح امروز در اخطاری، نسبت به امحا و دفن 1700 تن سیب‌زمینی برای جلوگیری از کاهش قیمت آن اعتراض و با تقدیم استعفای خود از سمت نمایندگی مجلس، صحن علنی را ترک کرد.

 

 

به گزارش مصاف، یک نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در نشست علنی امروز (دوشنبه) پارلمان در اخطاری با استناد به اصل 63 قانون اساسی، خطاب به علی لاریجانی رئیس مجلس اظهار داشت: طبق این اصل شما می‌توانید در ابتدای جلسه علنی راجع به مسائل اساسی کشور تذکر دهید.
مهدی کوچک‌زاده افزود: طبق اخبار مکرر و موثق، اطلاع یافتم که رئیس تعاونی روستایی استان فارس اعلام کرده 1700 تن سیب‌زمینی را برای جلوگیری از افت قیمت، امحاء و دفن کرده است.

امحاء و دفن 1700 تن سیب‌زمینی خلاف وجدان و شرف انسانی است

کوچک‌زاده همچنین تصریح کرد: ما این عمل را که الگوبرداری از اقتصاد سرمایه‌داری است، خلاف شرف و وجدان انسانی می‌دانیم و به مسئولان مربوطه خصوصاً وزیر کشاورزی تذکر می‌دهم.

وی در بخش دیگری از سخنانش خطاب به لاریجانی اظهار داشت: آقای دکتر در کشوری که مردمش از گرسنگی به فحشا کشیده می‌شوند، کدام بی‌شرافتی به خود اجازه می‌‌دهد 1700 تن سیب‌زمینی را امحاء کند؟!

سپس علی لاریجانی رئیس مجلس در پاسخ به اخطار کوچک‌زاده، گفت: اخطار باید در موضوع بحث مجلس مطرح شود، نه راجع به موضوعات دیگر؛ ما الآن در بحث بیمه هستیم، شما باید وقت می‌گرفتید تا صحبت می‌کردید، اگر کسی خلافی می‌کند شما نباید خلاف کنید؛ اخطار باید راجع به دستور باشد.

کوچک‌زاده در پاسخ به لاریجانی با صدای بلند گفت: این مجلس اسلامی نیست.

وی سپس با حضور در جایگاه هیأت رئیسه این جملات را تکرار کرد و در نهایت برگه استفعای خود را روی میز علی لاریجانی گذاشت و صحن پارلمان را ترک کرد.


منبع: فارس

[ دوشنبه, ۲ آذر ۱۳۹۴، ۱۱:۳۱ ق.ظ ] [ سارا سجادی ]
[ ۰نظر ]

۳۶ سال گذشت، دریغ از یک "آرگو"ی ایرانی!

۳۶ سال گذشت، دریغ از یک "آرگو"ی ایرانی!

                  
 وضعیت تولید دو فیلم سینمایی که بنا بود با موضوع تسخیر لانه جاسوسی تولید شوند / در این سال‌ها حتی ۱۰ فیلمنامه با این موضوع با قابلیت تولید کار سینمایی ارائه نشده است!


ادامه مطلب
[ شنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۴، ۰۶:۵۸ ب.ظ ] [ سارا سجادی ]
[ ۰نظر ]

محققی که دو سال پیش "دست دادن اتفاقی!" اوباما و مقام ایرانی را پیش بینی کرده بود

محققی که دو سال پیش "دست دادن اتفاقی!" اوباما و مقام ایرانی را پیش بینی کرده بود

محققی که دو سال پیش "دست دادن اتفاقی!"  اوباما و مقام ایرانی  را پیش بینی کرده بود shia muslim                  

 یک تحلیلگر و محقق حوزه سیاسی، فرهنگی و بین‌الملل دو سال گذشته با اشاره به سفر رئیس‌جمهوری ایران به نیویورک برای شرکت در نشست‌های مجمع عمومی پیش‌بینی کرده بود که دیدار و مصافحه‌ای میان مقامات ایرانی و آمریکایی رخ خواهد داد و از آن به «دیداری اتفاقی» تعبیر خواهد شد.

به گزارش مصاف به نقل از گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، «علی اکبر رائفی‌پور» محقق و تحلیلگر مسائل سیاسی و فرهنگی دو سال گذشته در یادداشتی کوتاه با عنوان «دستکش مخملی» از احتمال دیدار و دست دادنِ خیلی اتفاقی! میان مقام ایرانی و رئیس جمهوری آمریکا در حاشیه نشست‌های مجمع عمومی سازمان ملل خبر داده بود.

او در این یادداشت با مایه طنز که نیمه شهریور سال 1392 (در سال نخست دولت «تدبیر و امید» حسن روحانی) دو هفته قبل از آغاز نشست شصت‌وهشتم مجمع عمومی سازمان ملل این پیش‌بینی را مطرح کرده بود، نوشت: فرض کنید در اجلاس آتی نیویورک میز ایران و آمریکا نزدیک هم باشد. اوباما کاملا اتفاقی از جلوی میز ایران گذر کند و رئیس جمهور ایران که مدت‌ها روی صندلی نشسته و کمرش درد گرفته در همان لحظه تصمیم بگیرد بلند شود...، از قضا اوباما این قیام پس از سال‌ها قعود ایرانیان را به فال نیک بگیرد و خوش‌و‌بشی با رئیس جمهورمان کند و دستی هم من باب تألیف القلوب دراز نماید و قبول کنید که رد کردن دستش بی‌ادبی است و به همین سادگی اولین آجر دیوار سی‌واندی ساله بی‌اعتمادی  فرو می‌ریزد!.

رائفی‌پور دو سال گذشته همچنین با طرح این سوال که «نظرتان درباره ارتباط و شروع مذاکره در دولت جدید (روحانی) با آمریکا چیست؟» از کسانی که می‌گویند «دیوار بی‌اعتمادی میان ایران و آمریکا از دیوار برلین بلندتر نیست» به طور ضمنی انتقاد کرده بود.

سه‌شنبه گذشته یک منبع نزدیک به هیأت ایرانی در نیویورک خبر داد که وزیر امور خارجه ایران که در حال خروج از سالن مجمع عمومی سازمان ملل بود، به طور اتفاقی با باراک اوباما (رئیس‌جمهور) و جان کری (وزیر خارجه) که در حال ورود به محل مجمع بودند، رو به رو شد و احوالپرسی کرد و دست داد .



این منبع مطلع نزدیک به هیات ایرانی درباره دیدار ظریف و رئیس جمهور آمریکا گفت: نقل قولها در مورد دیدار از قبل تعیین شده به هیچ وجه درست نیست.

در عین حال کارشناسان و ناظران سیاسی متعددی با رد صریح «اتفاقی بودن» این دیدار، چنین مسئله‌ای را در عرف دیپلماتیک سازمان ملل رد کرده‌اند.

این مطلب در تاریخ 14 /شهریور/ 92 در وبلاگ شخصی استاد رائفی پور (antisemitism.blogfa.com) درج شده است.

لازم به ذکر است  ایشان سال ها پیش  موضوع به وجود آوردن «isis» در منطقه و برخی موارد دیگر را نیز پیش بینی  نموده بودند و اسفناک اینکه گفته های  استاد رائفی پور  نه تنها مورد توجه قرار نگرفت!  بلکه  ایشان آماج تخریب و توهین های متعددی هم قرار گرفتند!!

مخاطبین گرامی  می توانند در همین رابطه کلیپ «حرفهایی که نشنیده گرفتند» را ، از «سایت مصاف»، بخش «کلیپ»، دریافت نمایند.

[ دوشنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۴، ۰۲:۰۸ ب.ظ ] [ سارا سجادی ]
[ ۰نظر ]

اتحاد ج.ا.ا و یمن در برابر عربستان و صهیونیست ها

اتحاد ج.ا.ا و یمن در برابر عربستان و صهیونیست ها

اتحاد ج.ا.ا و یمن در برابر عربستان و صهیونیست ها shia muslim                  

 بازهم پای کشور پرنفوذ این روزهای خاورمیانه یعنی کشوری که سال هاست دکترین‌ها ومحاسبات و معادلات غربی‌ها خصوصا آمریکا را در منطقه برهم زده وکلاف سردرگمشان کرده، یعنی جمهوری اسلامی ایران به میان خواهدآمد.

جمهوری یمن کشوری در جنوب غربی آسیا و درجنوب شبه جزیره عربستان است .پایتخت این کشور صنعا است. طبق برآوردی درسال 2012 بین 60% تا 65% ازمردم یمن مسلمان سنی و بین 35% تا40% شیعه هستند.اغلب سنی ها شافعی و بیشتر شیعه های یمن از شاخه زیدی هستند اما اقلیت قابل توجهی شیعه دوازده امامی وشیعه اسماعیلی  هم در میان آنها وجود دارد.

این کشور از سال 2011 گرفتار یک بحران سیاسی شده است.در این سال اعتراضات خیابانی علیه علی عبدالله صالح که در عمل به رئیس جمهور مادام العمر کشورتبدیل شده بود منجر به  برکناری او از قدرت شد. درفوریه 2012 عبدره منصورهادی در یک انتخابات تک نفره به عنوان رئیس جمهور کشورانتخاب شد اما اختلافات سیاسی ادامه یافت و دو گروه انصارالله(به رهبری حوثی ها) ونیز القاعده وارد درگیری باحکومت مرکزی و یکدیگرشدند.

حوثی ها در سپتامبر 2014 صنعا را تصرف کرده و تشکیل حکومت وحدت ملی را اعلام کردند.منصورهادی و دولت او نیز در21 ژانویه 2015 استعفای خود را اعلام کردند اما در21 فوریه استعفای خود را پس گرفته و عدن را به عنوان پایتخت موقت  اعلام کرد.

26 مارس ائتلافی از کشورهای منطقه به رهبری عربستان سعودی حملات هوایی را علیه حوثی ها و در حمایت از دولت هادی با نام «طوفان قاطعیت» آغاز کردند.جنبش انصارالله که به جریان حوثی نیز معروف است و پیشتر «شباب المومن» نام داشت،جریانی سیاسی و نظامی از شیعیان زیدی یمن است.انصارالله درکنار ارتش یمن هم اکنون برعمده مناطق یمن تسلط دارد.همچنین محمد علی حوثی رئیس کشور فعلی یمن نیز از همین جنبشاست.نام حوثی به رهبرشان حسین بدرالدین حوثی انتساب دارد که در سال 2004 توسط نیروهای ارتش یمن کشته شد.اعتراضاتی که به رهبری حوثی ها و در مخالفت با افزایش قیمت سوخت وگسترش فساد در دولت یمن شکل گرفت موجب شد کنترل بخش های زیادی از پایتخت یمن دراختیار هواداران این گروه بیفتد.در17 بهمن 1393 حوثی ها با منحل کردن پارلمان یمن و تشکیل یک شورای 5 نفره برای ریاست جمهوری،قدرت را در این کشور به دست گرفتند.

    جمهوری اسلامی ایران و یمن

ارتباط و اتحاد جمهوری اسلامی ایران و جنبش انصارالله اما معطوف به این روزها و ماه های اخیر نیست،نگرشی کوتاه بر تاریخچه این جنبش و رهبران آن از ارتباطی دیرینه و پرسابقه این گروه و ایران خبرمی دهد.به عنوان اشاره ای کوتاه اما مهم و تاثیرگذارمی توان این نکته رایادآورشد که حسین بدرالدین حوثی بنیان گذار و رهبر سابق جنبشانصارالله که پیش از این ذکرشد در دهه شصت برای آشنایی با اندیشه های امام خمینی (ره)به قم سفرکرد و به یکی از مریدان ایشان تبدیل گشت.اما این مسئله که جمهوری اسلامی ایران این روزها چه موضعی درقبال بحران یمن دارد و واقعا از این کشور و خصوصا جنبش انصارالله حمایت می کند، یکی ازموضوعات مهم و داغ سیاسی منطقه است.

غربی ها خصوصا ایالات متحده و متحدین عربش در منطقه تاکید دارند که جنبش انصارالله یمن شدیدا تحت حمایت معنوی وتسلیحاتی ایران می باشد و حتی گاهی فراتر از آن از جنگ نیابتی دیگری درمنطقه خاورمیانه بین ایران وآمریکا یاد می کنند،این سوی میدان اما جمهوری اسلامی ایران گرچه بارها وبارها از زبان قاطع  و محکم رهبری نظام و همچنین مقامات دیگر به وضوح حرف از حمایت معنوی مردم مظلوم یمن زده است و اعتراضات شدیدالحن خود را خطاب به حکومت آل سعود بیان کرده تا جایی که ارتباطات سیاسی ودیپلماتیک ایران و عربستان یکی از پرتنش ترین مقاطع تاریخی خود را به خاطر همین قضایا سپری می کند ولیکن تاکنون به روشنی حرفی  ازحمایت تسلیحاتی و نظامی ازسوی مقامات رسمی ایران مخابره نشده است.

باوجود این و باتوجه به ایدئولوژی گروه انصارالله که بخصوص استکبار ستیزی وصهیونیسم ستیزی می باشد و قاعدتا با اصول کلی و جزئی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و سیاست خارجی آن همخوانی و تفاهمی روشن دارد و همچنین اعلام نارضایتی مقام معظم رهبری و مقامات ایران نسبت به سیاست و حملات نظامی عربستان به یمن و مقاومت پایدار و محکم نظامی انصارالله و ارتش یمن در برابر حملات عربستان در عین فقر تسلیحاتی یمنی ها و نداشتن رهبری و فرماندهی واحد و استراتژیک آنها ،فرضیه حمایت نظامی و تسلیحاتی جمهوری اسلامی ایران در کنار حمایت های معنوی فرضیه ای دور از ذهن وغیر قابل باورنمی تواند باشد.

اما با نگاهی ژرف تر می توان پی برد که  سرانجام این فرضیه به همین جا ختم نمی شود و ماجرا کمی پیچیده تر از آنی است که جلوه می کند،اولا دلیل مهم بودن یمن برای ایران به مطالبی که گفته شد ختم نمی شود،به نظر می رسد که جدا از مسائل عقیدتی و ایدئولوژیک یمن به خاطرخلیج عدن به عنوان گذرگاه تانکرهای نفتی و راه دسترسی خلیج فارس به بازارهای بین المل نیز برای ایران اهمیت دارد.این اهمیت استراتژیک تنها مختص جمهوری اسلامی نیست،بلکه محمدرضا پهلوی نیز به همین دلیل برای یمن اهمیت ویژه قائل بود و دو هزار نیروی نظامی برای تربیت ارتش یمن به این کشورفرستاده بود.

البته در آن زمان یمن جنوبی دولتی کمونیستی و تحت فرمان شوروی سابق داشت و شاه ایران از ترس نفوذ کمونیست،یمن شمالی را تقویت می کرد. ولی این اهمیت استراتژیک آنقدر پرنگ هست که پس از دخالت آشکار نظامی عربستان در این کشور، پای نیروهای نظامی ایران را هم به آنجا بکشاند؟ به ظاهر این احتمال به دلیل دور بودن ایران ازیمن منتفی است ، بر فرض هم اگر ایران به یمن نیرو بفرستد این نیروها به راحتی می توانند در تله قبایل سنی ضد ایرانی و نیز نیروهای طرفدارعربستان اسیر شوند.

با فرض بر اینکه نیروهای هوایی و دریایی ایران هم آنقدر قوی نباشند که بتوانند یک «پل لجستیکی» بین ایران و یمن برقرارکنند و ممنوعه بودن حریم هوایی و دریایی یمن توسط عربستان را دور بزنند این نوع مداخله هم منتفی است.باوجود این به نظر می رسد ایران در دو بندر صنعا و حدیده مشغول ساخت تاسیسات است. تاسیساتی که تنها برای رساندن اسلحه و آذوقه به نیروهای انصارالله می تواند مفید باشد.

با تمام این تفاسیر و نظر بر اینکه عربستان به دلیل برخوردار بودن از آخرین تکنولوژی جنگی آمریکا بر ایران برتری دارد، اما ایران می تواند با جنگی نرم و فرسایشی برعربستان سعودی که کوچکترین تجربه ای در این زمینه ندارد برتری یابد و نیروهای سعودی یا هر نیروی عرب دیگری را از طریق کمک به نیروهای داخلی یمن مثل حوثی ها ، انصارالله و گروه های دیگر به باتلاق جنگ های فرسایشی بکشاند.

در این زمینه ایران یک برگ برنده دیگر نیز دارد و آن داشتن طرفدار بیشتر و محکم تری در میان مردم یمن حتی بسیاری از اهل تسنن است، چرا که یمنی ها معتقدند عربستان به خاطرثروتش به آنها فخر می فروشد درحالی که تمدن یمن با سابقه تر از عربستان می باشد و طرفداران سعودی در یمن با پول و چک خریده شدند در حالی که اگر چه ایران کمک مالی زیادی به یمنی ها می رساند ولی یمنی ها یک تعلق خاطر مذهبی نسبت به ایران دارند.

با جمع بندی این داده ها، حمایت نظامی ایران از یمن در مقابل عربستان (ودر اصل امریکا و اسرائیل) و حتی پیروزی ایران در این میدان موضوعی ناممکن نیست چه بسا اگر عربستان در این کارزار باشکست مواجه شود و همه ی طرف ها مجبور به مذاکره وحل وفصل مسالمت آمیز مباحث اختلافی باشند، بازهم پای کشور پرنفوذ این روزهای خاورمیانه یعنی کشوری که سال هاست دکترین ها ومحاسبات و معادلات غربی ها خصوصا آمریکا را در منطقه برهم زده وکلاف سردرگمشان کرده، یعنی جمهوری اسلامی ایران به میان خواهدآمد.

[ چهارشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۴، ۰۱:۳۵ ب.ظ ] [ سارا سجادی ]
[ ۰نظر ]

مدیران باید در اتاق‌های کوچک مستقر شوند!

مدیران باید در اتاق‌های کوچک مستقر شوند!

مدیران باید در اتاق‌های کوچک مستقر شوند! shia muslim                  

 «رجایی و باهنر» پرورش‌یافته‌ی اسلام بودند و شیفته‌ی روح قدسی و تحت‌تأثیر رفتار و عملکردهای حضرت امام و از این رو بود که هنگام اعلام وزرای کابینه و بعد از آن شهید رجایی بارها اعلام کرد که وزرایش صددرصد مقلد امام خمینی هستند.

 

 یکی از آفت‌های بزرگی که نظام جمهوری اسلامی به ویژه از سال‌های به اصطلاح سازندگی به بعد، از آن آسیب‌دیده تجمل‌گرایی، اشرافیت‌طلبی و تفرعن‌زدگی برخی مسئولین و مدیران چه در حوزه‌ی اخلاق شخصی و چه در حوزه‌ی مشی سیاسی و مدیریتی است. مسئله‌ای که علاوه بر آنکه نمایانگر دوری از ارزش‌های اسلامی است، نشانگان آفت دوری از مردم و مردمی بودن هم هست.
 
ساده‌زیستی و پرهیز از تجملات و تکلفات، از اصولی است که در تعالیم اسلامی به آن سفارش‌های فراوان شده که از ابتدای انقلاب، در سلوک فردی و سیاسی بنیان‌گذار انقلاب و نیز خلف ایشان بهترین نمود را داشته است. پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی به دلیل مخالفت شدید ایشان با اشراف‌سالاری، سامان اشرافیت فاسد گذشته را درهم کوبید و امام (ره) پیوسته به مسئولان، دولتمردان و کارگران نظام اسلامی تأکید‌ می‌کردند که هرگز به سمت اشرافی‌گری و اخذ خلق و خوی اشرافی‌گری نروند و بدانند که نخستین گام به سوی اشرافی‌گری، به معنای بازگشت از مسیر اصیل انقلاب و دست برداشتن از ارزش‌های اصیل انقلاب و پا نهادن در ورطه‌ی انحراف است.
 
الف) سلوک فردی و حکومتی شهیدان رجایی و باهنر
 
از صدر انقلاب تاکنون، ‌می‌توان گفت، از میان مسئولین دولتی، شهید رجایی و نیز شهید باهنر به‌عنوان سمبل و نماد اخلاق‌مداری، ساده‌زیستی و اشرافیت‌گریزی دولتمردان شناخته می‌شوند.
 
الف-1) ساده‌زیستی و مقابله با ثروت‌اندوزی:
 
 بارزترین ویژگی شهید محمدعلی رجایی، دومین رئیس‌جمهور اسلامی ایران، ساده‌زیستی او بود. در رفتارهای حکومتی شهید رجایی آمده است که اطرافیان شهید رجایی، سال‌ها او را با یک کت و شلوار ساده‌ی قهوه‌ای رنگ‌ می‌دیدند. ثبات و سادگی پوشش او، مانند متانت، صفا و تواضعی که در رفتار از خود نشان می‌داد، برای همه آموزنده بود. او پیش از انقلاب و پس از آن، هرگز بر سر سفره‌های چرب و شیرین ننشست و اگر به ضرورت ناچار می‌شد، جز از یک طعام نمی‌خورد.از مال دنیا ثروتی نیندوخت و خانه‌ی ساده و محقر او در جنوب شهر تهران، حتی در دوران نخست‌وزیری و ریاست‌جمهوری‌اش نیز به همان وضع ساده‌ی دوران معلمی‌اش در سال‌های پیش از انقلاب باقی ماند. یکی از مصوبات شهید رجایی این بود که همه‌ی مدیران باید در اتاق‌های کوچک مستقر بشوند و خودش نیز در اتاق کوچک منشی‌ها مستقر بود و همان اتاق را برای خود انتخاب کرد. حساسیت خاص او بر عدم استفاده‌ی شخصی از بیت‌المال و جلوگیری از اتلاف و اسراف آن، از دیگر ابعاد خصوصیت اشرافیت‌گریزی و ساده‌زیستی شهید رجایی است.
 
اشراف‌سالاری و گرایش مسئولان و دولتمردان به اشرافیت، نه تنها در حوزه‌ی زندگی شخصی، یک انحراف از زندگی مؤمنانه است؛ بلکه در بعد سیاسی و اجتماعی نیز اولاً سبب ستم به مردم می‌شود و ثانیاً زمینه‌ی تسلط بیگانگان بر جامعه را پدید‌ می‌آورد.
 
الف-2) ثبات روحی و اخلاقی، پیش و پس از مقام:
 
امام خمینی (ره) ثبات روحی و اخلاقی شهید رجایی و شهید باهنر، پیش از دستیابی به منصب و بعد از دستیابی به منصب را ویژگی بزرگ آن‌ها ‌می‌شمارند و چنین می‌فرمایند: «من از خصوصیاتی که در این آقایان بود، آقای رجایی، آقای باهنر، آقای عراقی، آنی که به نظرم خیلی بزرگ است، این است که آقای رجایی یک نفر آدمی بود که در بازار دست‌فروشی ـ‌از قراری که گفتندـ من در مطالعاتی که در ایشان کردم به نظرم آمد که از حال دست‌فروشی‌اش تا حال ریاست‌جمهوری در روح او تأثیری حاصل نشد. چه بسا اشخاصی هستند که اگر کدخدای ده بشوند، تغییر‌ می‌کنند به واسطه‌ی ضعفی که در نفسشان هست؛ تحت تأثیر آن مقامی که پیدا ‌می‌کنند واقع می‌شوند و اشخاصی هستند که مقام تحت تأثیر آن‌هاست از باب قوت نفسی که دارند و آقای رجایی و آقای باهنر در عین حالی که خوب یکی‌شان رئیس‌جمهور بود، یکی‌شان نخست‌وزیر بود؛ این طور نبود که ریاست در آن‌ها تأثیر کرده باشد، آن‌ها در ریاست تأثیر کرده بودند؛ یعنی آن‌ها ریاست را آورده بودند زیر چنگ خودشان، ریاست آن‌ها را نبرده بود تحت لوای خودش.»[1] 
 
الف-3) روحیه‌ی خدمتگزاری به مردم و تعهد به اسلام
 
تعهد و خدمتگزاری، مردم‌داری و برآمدن از بطن مردم، ویژگی ممتاز شهید رجایی و نیز مضمون بارز بیانات حضرت امام نسبت به دولت رجایی و شخص ایشان است. حضرت امام شهادت این عزیزان را که متعهد به اسلام و مفید برای جامعه [صحیفه‌ی امام، ج 15، ص164، 12 شهریور 59] بودند برای ملت سوگ‌آور خوانده و می‌فرمایند: «اشخاصی که ما از دست می‌دهیم هر یک از آن‌ها یک ذخیره‌ای است برای کشور ما و برای اسلام ما. هر یک از این‌ها مردانی هستند که به تنهایی نظیر یک جمعیت هستند، متعهد و متوجه خدا… این‌ها خدمتگزارانی بودند که هر کدام از آن‌ها یک جمعیت بودند متعهد بودند و به اسلام معتقد بودند.»[2] حضرت امام (ره)همچنین اذعان می‌دارند: «ارزش این آقایان به این بود که خودی بودند، با مردم بودند و برای مردم خدمت می‌کردند.»[3]
 
ب) پیامدهای اشرافیت‌گرایی با توجه به سلوک حکومتی شهیدان رجایی و باهنر
 
برخورداری از مناصب موروثی در حاکمیت، دارا بودن نفوذ و ارتباطات گسترده با حاکمیت و کانون‌های قدرت سیاسی و مالی جامعه، زندگی پرتجمل و سرشار از اسراف، ورود مسئولین و خانواده‌ی آن‌ها در مواضع و کانون‌های متعدد قدرت، خود برتربینی شخصی و طبقاتی، تفاخر، احساس رابطه‌ی ارباب و نوکری داشتن با مردم، احساس اینکه توده‌ی مردم خاصیتی غیر از خاصیت ابزار بودن ندارند، احساس اینکه توده‌ی مردم فهم و شعوری ندارند و در نتیجه برای آن‌ها راهی به حوزه‌ی قدرت و حکومت نیست و… از ویژگی‌های اشرافیت‌گرایی در عرصه‌ی سیاسی است.
 
ب-1) اشرافیت‌گرایی، عامل وابستگی و خضوع در برابر بیگانگان
 
امام خمینی در هفتم شهریور سال 1361 و در آستانه‌ی سالگرد شهادت شهید رجائی (رئیس‌جمهور) و شهید باهنر (نخست‌وزیر)که از همان زمان این ایام به هفته‌ی دولت مشهور و نام‌گذاری شد. در دیدار با هیئت دولت، نجات ایران از اشراف‌سالاری را از عنایت‌های بزرگ خداوند و از نعمت‌های بسیار ارزشمند انقلاب اسلامی برشمردند و درباره‌ی برخی زیان‌های مهلک اشراف‌سالاری و گرایش به اشرافیت چنین فرمودند: «سرچشمه‌ی همه‌ی مصیبت‌هایی که ملت‌ها می‌کشند این است که متصدیان امورشان از قشر مرفه و از اشراف و اعیان ‌ـ‌به اصطلاح خودشان‌ـ از آن‌ها باشد و آن‌ها این طور هستند، اشراف و اعیان این طور هستند که تمام ارزش‌ها را به این می‌دانند که آنجایی که زندگی می‌کنند بهتر از دیگران باشد، آن رفتاری که مردم با آن‌ها می‌کنند، رفتار عبید با موالی باشد، تمام افکارشان متوجه به این مسائل است... این یکی از الطاف بزرگ خدا بود که حکومت جمهوری اسلامی را و متصدیان امور اسلامی را از قشر مرفه و از آن اشراف و اعیان و «سلطنه» ها و «ملک»ها و این‌ها قرار نداد و این اسباب آن شد و می‌شود که وقتی که بنا شد که یک اشخاصی زندگی‌شان یک زندگی عادی باشد و ارزش را در این زندگی هم ندانند، ارزش را به ارزش انسانی، ارزش اسلامی بدانند. ارزش اخلاقی بدانند، اگر یک حکومتی ارزش‌هایش این طور ارزش باشد که ارزش اسلامی باشد، بخواهد خدمت به نوع خودش بکند، خودش را خدمتگزار بداند، اگر دیدش این باشد، قهراً ملت با اوست و قهراً نمی‌تواند یک قدرت خارجی او را تحت تأثیر قرار بدهد.
 
همیشه قدرت خارجی برای اینکه بر مردم مسلط شود، این بالاتری‌ها را می‌ترساند.آن‌ها هم از باب اینکه تمام توجه‌شان به این بود که در بین ملت قدرتمند باشند، دارای یال و کوپال باشند، آن‌ها را تسلیم می‌شد برای اینکه به این‌ها ظلم بکنند... شما می‌دانید که در جمهوری اسلامی، مقامات آن معنا را که در سابق داشت از دست داده‌اند، نه رئیس‌جمهورش و نه نخست‌وزیرش و نه سایر وزرایش این طور نیستند که خیال بکنند که ما یک مقام بالایی یا والامقام هستیم و ما «حضرت اشرف» هستیم و نمی‌دانم کذا. این جور نیست. آن‌ها می‌بینند که ارزششان در بین جامعه، در همه جا این است که خدمت بکنند، خدمتگزار باشند، نه ارزش به این است که به مردم حکومت کنند.»
 
 
 
یکی از مصوبات شهید رجایی این بود که همه‌ی مدیران باید در اتاق‌های کوچک مستقر بشوند و خودش نیز در اتاق کوچک منشی‌ها مستقر بود. حساسیت خاص او بر عدم استفاده‌ی شخصی از بیت‌المال و جلوگیری از اتلاف و اسراف آن، از دیگر ابعاد خصوصیت اشرافیت‌گریزی و ساده‌زیستی شهید رجایی است.
 
دقیقاً با توجه به این پیامد خطرناک اشرافیت‌گرایی است که حضرت امام، توجه به کاخ‌نشینی در بین مسئولین را روز فاتحه خواندن برای کشور می‌خوانند.[4]
 
ب-2) اشرافیت‌گرایی، عامل ستم به مردم
 
اشراف‌سالاری و گرایش مسئولان و دولتمردان به اشرافیت، نه تنها در حوزه‌ی زندگی شخصی، یک انحراف از زندگی مؤمنانه است بلکه در بعد سیاسی و اجتماعی نیز اولاً سبب ستم به مردم می‌شود و ثانیاً زمینه‌ی تسلط بیگانگان بر جامعه را پدید می‌آورد. ذات انباشته شدن ثروت در دست عده‌ای خاص یا صنفی خاص یا خاندان‌هایی خاص، که نماد روشن اشرافیت است، به این مفهوم است که ثروت و امکانات کشور و جامعه به طرق پیدا و پنهان از دست عموم مردم ربوده شده و حق طبیعی محرومان سلب گردیده و در نهایت به جیب طبقه‌ی ویژه‌ای که اشراف هستند، انتقال یافته است.
 
از این رو، حضرت امام استغنای شهید رجایی از قدرت و ثروت را عامل استقلال سیاسی و فکری وی از بیگانگان و اصحاب قدرت می‌دانند: «وقتی بنا شد که یک نفر رئیس‌جمهور شده یا یک نفر نخست‌وزیر است، آقا منزلش آن‌طوری است و وضع عادی‌اش این طوری است. این دیگر نمی‌شود که از یک قدرت بزرگی بترسد. برای چه بترسد این را که از او نمی‌گیرند. آن باید بترسد که می‌خواهد چپاول کند و می‌خواهد یک حکومت کذایی بکند، آن باید بترسد.»[5]
 
بر این اساس، ضروری است که مسئولین نظام اسلامی، به خصوص در رده‌های بالای مدیریتی، همواره از میان توده‌های مردمی برخیزند و دردها و دغدغه‌هایشان، درد مردم و عموم جامعه و نه مرفهین و طبقات فرادست باشد. سبک زندگی شخصی و سلوک حکومتی شهیدان رجایی و باهنر، بهترین اسوه‌های تجربه‌شده‌‌ی مسئولیت‌های بالا در جمهوری اسلامی است. سلوکی که نه از سر روی و ریا که دل در گرو تقوا و خداترسی داشته است. «رجایی و باهنر» پرورش‌یافته‌ی اسلام بودند و شیفته‌ی روح قدسی و تحت‌تأثیر رفتار و عملکردهای حضرت امام و از این رو بود که هنگام اعلام وزرای کابینه و بعد از آن شهید رجایی بارها اعلام کرد که وزرایش صددرصد مقلد امام خمینی هستند.[6](*)
 
پی‌نوشت‌ها

 
[1] صحیفه‌ی امام، جلد 20، ص 124 تا 130.
[2] صحیفه‌ی امام، جلد 15، ص 147، 10 شهریور 60.
[3]صحیفه‌ی امام، جلد 16، ص 469، 7 شهریور 61.
 
[4]همان، جلد 17، ص 371 تا 384.
 
[5]صحیفه‌ی امام، جلد 16، ص 242 تا 245.
 
[6]روزنامه‌ی ابرار، شماره‌ی 2843، مورخ 8 شهریور 77، ص 5.
 

[ چهارشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۴، ۰۱:۳۴ ب.ظ ] [ سارا سجادی ]
[ ۰نظر ]