یاوران حضرت مهدی عجل الله

فرهنگ ظهور و مهدویت و یاوران واقعی حضرت (الهم عجل لولیک الفرج)

یاوران حضرت مهدی عجل الله

فرهنگ ظهور و مهدویت و یاوران واقعی حضرت (الهم عجل لولیک الفرج)

یاوران حضرت  مهدی  عجل الله

بسم الله الرحمن الرحیم
مطالب این سایت با هدف تعجیل در ظهور منجی عالم بشریت حضرت صاحب الزمان (عج) و فرهنگ ظهور بوده راه اندازی شده و انتشار مطالب آزاد میباشد با ذکر یک صلوات جهت تعجیل در ظهور آقا امام زمان .
باتشکر

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
نویسندگان
طبقه بندی موضوعی

دانلود سخنرانی استاد رائفی پور بوستان سهند

سارا سجادی | چهارشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۴، ۰۱:۲۳ ب.ظ

دانلود سخنرانی استاد رائفی پور بوستان سهند

دانلود سخنرانی استاد رائفی پور بوستان سهند shia muslim        

 دانلود دو جلسه سخنرانی پرسش پاسخ استاد رائفی پور 30مرداد و 6 شهریور 1394 تهران
صوت ها
دانلود سخنرانی استاد رائفی پور-جلسه اول 30مرداد1394-41دقیقه-14مگابایت دانلود فایل
دانلود سخنرانی استاد رائفی پور-جلسه دوم 6شهریور1394-58 دقیقه-17مگابایت دانلود فایل

تصاویر

پرسش و پاسخ بوستان سهند

پرسش و پاسخ بوستان سهند

پرسش و پاسخ بوستان سهند

پرسش و پاسخ بوستان سهند

پرسش و پاسخ بوستان سهند

پرسش و پاسخ بوستان سهند

پرسش و پاسخ بوستان سهند

پرسش و پاسخ بوستان سهند

پرسش و پاسخ بوستان سهند

  • سارا سجادی

داستان صوتی ظهور مسیح

سارا سجادی | چهارشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۴، ۰۱:۰۹ ب.ظ

داستان صوتی ظهور مسیح

داستان صوتی ظهور مسیح shia muslim

 12 قسمت این داستان صوتی رو با کیفیت 128 kbps دریافت کنید.

داستان صوتی ظهور مسیح به مناسبت تولد حضرت مسیح در 25ذی القعده  یا دحوالارض

اگر دوستی دارید که مسیحی هستش ... حتما این داستان صوتی رو بهش برسونید. توکل به خدا


قسمت دوازدهم دانلود فایل
قسمت یازدهم دانلود فایل
قسمت دهم دانلود فایل
قسمت نهم دانلود فایل
قسمت هشتم دانلود فایل
قسمت هفتم دانلود فایل
قسمت ششم دانلود فایل
قسمت پنجم دانلود فایل
قسمت چهارم دانلود فایل
قسمت سوم دانلود فایل
قسمت دوم دانلود فایل
قسمت اول دانلود فایل
  • سارا سجادی

شما یک خانم چادری جذاب هستید، لایک!

سارا سجادی | چهارشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۴، ۰۱:۰۶ ب.ظ

شما یک خانم چادری جذاب هستید، لایک!

شما یک خانم چادری جذاب هستید، لایک! shia muslim                  

 حقیقت این است که ما به جای آنکه مردم را وارد دایره دین و حجاب و اعتقاد کنیم، مدام تلاش می‌کنیم که مساحت این دایره را زیاد کنیم، آنقدر زیاد تا دیگر کسی بیرون نماند.

«لایک! شما یک خانم چادری جذاب هستید» پسر بچه نوجوان این جمله را زیر عکس فلان خانم چادری در فلان شبکه اجتماعی نوشته و پاسخ گرفته بود:«ممنونم نظر لطف شماست» احتمالا آن خانم چادری فکر کرده برای ترویج فرهنگ حجاب یک گام بزرگ برداشته. اینکه با حجاب توانسته در معرض نگاه و توجه و تحسین و گاهی اوقات ابراز علاقه قرار بگیرد.
 
گمان کرده که ظرفیت‌های کشف نشده چادر را پس از ده‌ها سال کشف کرده. گمان کرده که با شگردی منحصر به فرد هم خدا را به دست آورده هم خرما را. برای همین است که هر روز مدلی جدیدی از ترکیب چادر و روسری و آستین و ساعت و آرایش را رو می‌کند و خودش را پرچمدار تبلیغ حجاب می‌داند، اما حواسش نیست که اساسا چادر قرار است مقابل این خودنمایی‌ها را بگیرد و جذابیت‌های زنانه‌اش را بپوشاند. حواسش نیست که در این ترکیب ناهمگون، تعارضی ذاتی دارد. مثل آن آقایی که سال‌ها قبل در یکی از کشورهای خارجی با لباس روحانیت پاپیون زده بود که باید نوآوری کنیم و از قضا اسباب خنده مردم را فراهم کرد.

در این چند سال اخیر، چادر با فرهنگ‌های جدیدی همراه شده که برخی از آنها اساسا فرقی با بدحجابی ندارد. حتما شما هم دیده‌اید دخترانی که چادر را بخشی از تیپ خود می‌دانند و گویا با استفاده از چادر می‌خواهند چهره خود را قاب بگیرند. بعد هم در قواره یک فعال اجتماعی ظاهر می‌شوند و هر روز عکس‌های مختلفشان را این طرف و آن طرف منتشر می‌کنند تا محرم و نامحرم لایکشان کنند.
 
اما حقیقتا این نوع پوشش که باعث انگشت نما شدن فرد در جامعه می‌شود، مصداق لباس شهرت نیست؟ در تعریف‌های فقهی ما یک شرط اساسی برای حجاب تعریف شده که نباید «جلب توجه» کند. حجاب باید در مسیر عفاف و حیا و پوشیدگی تعریف شود، اما این فرهنگ جدید و ابداعی که از قضا وارداتی هم نیست و ساخت ذهن خلاقانه برخی از بانوان ایرانی است، حجاب جدیدی را معرفی کرده که در مسیر خودنمایی تعریف می‌شود و از بیخ و بن ضدحجاب است.
 
اینکه زن بتواند با چادر به آسانی فعالیت اجتماعی کند را هیچ کس منکر نیست،بانوان محجبه و عفیفه قطعا می‌توانند با حفظ شئون شرعی به فعالیت اجتماعی بپردازند. اصلا ضرورت همین موضوع بود که چند سال قبل برخی از کارشناسان دور هم جمع شدند و اقدام به طراحی چادرهایی کردند که در عین سادگی، دست و پاگیر بانوان هم نبود.
 
چادرهایی که مثلا هنگام رانندگی یا حمل کودک محدودیت ایجاد نمی‌کرد، اما این خلاقیت به مرور تبدیل به یک بدعت شد و طراحان بعدی، به فکر آن افتادند تا چادرهایی جذاب تولید کنند و کار به جایی کشید که باخط نستعلیق و نسخ روی چادر بانوان کلمات قصار می‌نوشتند و شعار می‌دادند که با چادر محدودیت نیست و می‌تواند شما را جذاب‌تر کند! این طراحان ادعا می‌کنند که فقط با چنین روش‌هایی می‌توان برخی از دختران امروزی که با حجاب ارتباط خوبی ندارند را به سوی چادر کشاند، اما انگار نسخه ناشیانه‌ای که آنها برای حجاب جامعه نوشته‌اند، به ضد خود تبدیل شده و به قول جناب مولوی «از قضا سرکنگبین، صفرا فزود»ه است. مخاطب اصلی بازار چادر خانواده‌های مذهبی هستند و قطعا این چادرهای تیپیکال بیش از آنکه به دست جامعه هدف برسد، به دست متدینین رسیده و گاهی اوقات گره چادر آنها را شل کرده است.
 
این تدبیرهای بدعت‌گونه سابقه بسیاری دارد، مگر در همین یکی-دو دهه اخیر به بهانه مقابله با موسیقی‌های مبتذل وارداتی، خودمان به تولید ابتذال نپرداختیم؟ مگر برای آنکه رضایت عده‌‌ای را جلب کنیم، پیچ شرعیات را شل نکردیم؟ مگر خطوط قرمزمان را تغییر ندادیم؟ آنقدر که گاهی اوقات موسیقی‌های وطنی‌مان شرم‌آورتر از برخی نسخه‌های خارجی شده است.
 
بیایید تعارف را کنار بگذاریم. این روزها باید نگران حجاب برتر بود. حجابی که در طول همه این سال‌ها نماد پوشش و عفت بوده، حالا در خطر است. دعوای ما، درباره چادر و مانتو نیست. درباره «میل به جذابیت» است. ماجرا این است که این بانوان قبل از انتخاب چادر باید به این سوال پاسخ دهند که آیا می‌خواهید جذاب باشید یا نه؟ اگر پاسختان مثبت است، تا دلتان بخواهد گزینه دارید، لطفا بیخیال چادر شوید که برای ما مقدس است و عزیز.
 
حقیقت این است که ما به جای آنکه مردم را وارد دایره دین و حجاب و اعتقاد کنیم، مدام تلاش می‌کنیم که مساحت این دایره را زیاد کنیم، آنقدر زیاد تا دیگر کسی بیرون نماند. فراموش کرده‌ایم آن کلام امام صادق را که فرمود: کلام ما را بدون حذف و اضافه به مردم بگویید، فطرت آنها خواهد پذیرفت.


منبع:افکارخبر

  • سارا سجادی

نامه های روشن - دعوت به حجاب

سارا سجادی | سه شنبه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۴، ۱۱:۵۵ ب.ظ

نامه های روشن - دعوت به حجاب

افسران - نامه های روشن - دعوت به حجاب
افسران - نامه های روشن - دعوت به حجاب
افسران - نامه های روشن - دعوت به حجاب
افسران - نامه های روشن - دعوت به حجاب
karbalai313شاید چند سال پیش این اندازه جولان بی حجابی و بی عفتی را تصور نمی کردیم...دشمن چه برنامه ی  دارد! چه منظم و حساب شده بی حیایی را میان مان ترویج می کند و ما چه  و  از ارزش هایمان دفاع می کنیم!
ما که می دانیم «امر به معروف و نهی از منکر» مثل نماز و روزه و...  است! 

در این روزهای نفس گیر، دختران نجیب سرزمین مان را می بینیم که با  این گناه اجتماعی، این حق الناس را کوچک می شمارند و ندانسته به  و  ظلم می کنند.

بارها دیده ام درد خیلی از دوستانم از بی آگاهی است! نمی دانند این بی حجابی قبل از هرکس دودش در چشم دختران می رود...
اما دغدغه کافی نیست!  !

«وقت کم است و طمأنینه و آرامش خاص شرایط عادی است! باید کار کرد. بی وقفه و خستگی ناپذیر!»

چه زشت است اگر شانه ای بالا بیندازیم که تمام شد! کاری از دست ما ساخته نیست!
ما مسئولیم! مسئول!

ایده ای که بار اول از خانم tablvoremehr دیدم وبا کمی تغییر:
در فاصله ی قربان  یک نامه همرا با یک شاخه  به خواهران کم حجاب خود هدیه دهیم.

این نامه می تواند در صفحات اینترنتی پخش شود اما اگر یک خانم محجبه ی خوش رو عید را تبریک بگوید و شاخه گل ونامه را بدهد لطف دیگری دارد! وتأثیر دیگری!
الان هم که دنبال عکس مناسب برای این اینک می گشتم متوجه شدم که قبلا طرحی بوده که فقط به خانم های محجبه گل می دادند. اما در طرح  هدف خانم های کم حجاب هستند.

نوشتن نامه خیلی سخت بود! شبهات حجاب خیلی وسیع است! و باید تمام حرف ها را در یک برگه A-4 خلاصه میکردم.
شاید برای شما هم پیش آمده باشد که با دختران کم حجابی برخورد کنید که واقعا متوجه نیستند چه گناهی می کنند و دل پاکی دارند. 
مخاطب نامه این اشخاص هستند نه کسانی که لجبازند و ایمان به خدا سرشان نمی شود.

بعد از مطالعه ی نظرات خواهران کم حجاب در سایتهای دیگر، متنی نوشتم که چند خط از این متن را از کتاب سید مهدی شجاعی وام گرفتم! اما چون این متن کوتاه برای جواب دادن به همه ی سوالات درباره ی حجاب کافی نبود ایمیلم رو هم دادم.

متن اولیه ی نامه را در  ارسال می کنم.
درباره سطرسطر نامه فکر کردم و سعی کردم همزاد پنداری کنم اما می دانم هنوز متن نامه بی اشکال نیست. 
پس لطفا درباره ی سطرسطر نامه نظر بدید اصلا با هم بحث می کنیم که چه جمله ای و کجا بهتر است...تا به یک متن مشترک به توافق برسیم :)
ان شاالله متن مشترک و شیوه ی کار را در لینک بعدی ارسال خواهم کرد.

من و دوستانم در اهواز تهیه و پخش گل و نامه رو به عهده می گیریم. اگر شما همراه می شوید در نظرات اعلام کنید. لزومی ندارد تعداد گل ها زیاد باشد. به اندازه ی وسعتان. اجرتان با امام مهربانمان(عج)...

اگر در این زمینه تجربه ای دارید ما را از تجربه ی ارزشمندتان بی نصیب نگذارید.

بفرمایید اسم طرح نامه های روشن یا نامه های روشنا خوب هست نیست؟

کلا بی نظر از این لینک عبور نکنید! ممنون :)
  • سارا سجادی

آیا دحوالارض روز ظهور امام عصر(ع) است؟

سارا سجادی | سه شنبه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۴، ۱۱:۳۲ ب.ظ

آیا دحوالارض روز ظهور امام عصر(ع) است؟

دحو الارض

 

ماه ذی القعده نخستین ماه حرام و مقدمه ورود برای ماه ذی الحجه است، روز بیست و پنجم این ماه به نام روز دحوالارض مهمترین اتفاق این ماه است، در این روز صرف نظر از اثبات علمی، مکه نخستین مکانی از زمین است که آشکار شده و زمین از آنجا گسترش پیدا کرده است.

عبارت «ام القری» برای مکه و مادر بودن برای شهرها شاید بدین جهت باشد، در رابطه با این روز آداب و اعمالی وارد شده است. به طوری که روزه در این روز پاداش قابل توجهی دارد. همچنین بر خواندن ادعیه ویژه‌ای تاکید شده که یکی از این ادعیه، ارتباط با واقعه ظهور حضرت مهدی(ع) دارد، در این دعا توصیفاتی است که به بحث مهدویت و گسترش آنچه از مسجدالحرام و مکه صورت می‌گیرد، اشاره شده است.

 

معنی روز دحوالارض

دحوالارض به معنای راه افتادن زمین است و عرب زمانی که کودکش به راه می‌افتد به او دحو می‌گوید، راه افتادن زمین از منظر حیات مورد توجه در این روز است.

آغاز حیات زمین در اینجا به دو معناست: اول اینکه زمین آب را در قسمت‌های مختلف در این روز پذیرفته و این امر موجب حیات او شده است و دوم اینکه به معنای پذیرش رحمت الهی است و برحسب پذیرشی که پیدا می‌کند، آثار جدیدی در او پیدا می‌شود.

با توجه به اینکه روزهایی از سال ایام الله است، قران کریم نیز تعبیری دارد مبنی بر اینکه این روزها را به خوبی یاد کنید همچنین تأکید می‌کند در آیاتی که در روی زمین است، سیر کنید و عبرت بگیرید که نشان می‌دهد علاوه بر توجه به مکان‌ها در مورد احوال زمین نیز است که از هر زمان نیز باید نتیجه‌ای خاص گرفت.

اگر به شب‌های قدر توجه می‌شود باید در نظر داشت که ما باید چه وظایفی داشته باشیم و چه اعمالی باید انجام دهیم، باید نسبت به این ایام خاص، توجهی عمیق و دارای مفهوم داشته باشیم.

همانطور که در روز دحوالارض زمین آشکار می‌شود و حیات پیدا می‌کند ما باید توجه به قیامت داشته باشیم چراکه این روز مترادف با روز قیامت است، اینکه اگر روز دحو الارض روز پهن شدن زمین است. روز قیامت روز جمع شدن زمین است و اگر این روز، روز گستردگی رحمت خداست روز قیامت نیز روز رحمت الهی است.

 

برکات روز دحوالارض

امام رضا(ع) در روایتی می‌فرماید: در این شب حضرت ابراهیم(ع) و حضرت عیسی(ع) نیز متولد شدند و سفارش کردند که هر کس امروز را روزه بدارد، 60 ماه را روزه داشته و روزه و عبادت این شب معادل با عبادت 100سال است و برای روزه داران در این روز هرچه در آسمان و زمین است، استغفار می‌کنند.


دعا برای ظهور حضرت حجت در روز دحوالارض

روز دحوالارض روز حیات زمین است زیرا منشاء آب که مایه حیات است در روز دحوالارض می‌باشد،  باید توجه داشت که آب حیات در منابع روایی تعبیر به امام عصر شده است و آب حقیقی که مایه حیات واقعی زمین است، امام زمان می باشد. بنابراین باید در این روز برای ظهور حضرت حجت دعا کنیم.

این درحالی است که قسمت عمده دعای وارد شده برای این روز در مورد ظهور و قیام امام زمان(ع) می‌باشد. همچنین شرایط ظهور در این دعا به تفصیل بیان شده است.

در این دعا آمده است که خدایا در امروز تمام سختی‌ها را عوض کن و به زیبایی و آرامش تبدیل نما، این سختی در زمان ما دوران غیبت است که از خدا می‌خواهیم آن را به ظهور تبدیل کند، همچنین می‌گوییم که خدایا تو دعوت کننده به سمت حق هستی.

واژه "دَاعٍ" (دعوت کننده) در این فراز از دعا را صفت امام عصر(ع) است، عبارت "دَاعٍ إِلَى کُلِّ حَقٍّ" (دعوت کننده به حق)  توجه خاص به امام زمان(ع) است. این درحالی است که روز دحوالارض روز استغفار نیز است. در تفاسیر آمده است که استغفار ملائکه با ظرفیت انسان حاصل می شود و ظرفیت انسان درحالی کامل می شود که متوجه به انسان کامل که امام زمان(ع) است، باشد.

 

امام عصر(ع) آخرین میثاق قریب الهی است

نخستین میثاق این روز، همان میثاق عهد اَلست است که به میثاق ولایت معروف است. دومین میثاق میثاق انبیای الهی و حضرت رسول است و آخرین میثاق نیز وجود مقدس امام عصر(عج) بیان شده است.

 

شباهت میان روز دحوالارض و گسترش عدل جهانی مهدی(ع)

اگر چه در روز دحوالارض، گسترش زمین از زیر کعبه در جهان ماده اتفاق افتاده است ولی دحو الارض واقعی که گسترش معنویت، عدالت و امنیت است، با وقوع ظهور رخ می‌دهد.

مکه در بعثت پیامبران در گسترش بندگی خدا نقش برجسته دارد، این مکان مقدس در زمان ظهور نیز نقش ویژه‌ای خواهد داشت.

اگر دحوالارض به عنوان گسترش خاکی این اتفاق است، اتفاق بزرگ زمانی رخ می‌دهد که از کنار مکه معنویت، بندگی، عدالت و نورانیت به سراسر زمین گسترش پیدا می کند و ظهور حجت خدا اتفاق می افتد.

دحوالارض واقعی زمانی است که امام عصر(ع) پشت به کعبه کرده و این اتفاق بزرگ را اعلام می‌کنند، حضرت زمانی که به کعبه و قدرت خدای متعال اتکا می‌کنند، یکایک پیامبران بزرگ الهی را نام می‌برند و می‌فرمایند: ای مردم دنیا اگر قصد دارید به حضرت آدم نگاه کنید، من واجد شرایط ایشان هستم و یک یک پیامبران را نام می‌برند تا می‌رسند به نام پیامبر اسلام و می‌فرمایند اگر قصد دارید، به سیمای نورانی پیامبر(ص) بنگرید، من دارنده این سیما هستم.

امام عصر(ع) در راهی قدم می‌گذراند که همه پیامبران گذشته با وجود سختی‌ها و تنگناها قدم گذاشتند، حضرت ولی عصر(ع) راه نیمه تمام پیامبران را تمام می‌کند. البته نه اینکه کار پیامبران ناقص بود و حضرت با ظهور خود آن را تمام می‌کنند، بلکه پیامبران در دوران خود به اهداف متعالی خود به حسب محدودیت‌ها و معذوریت‌های مردم دست پیدا نکردند.

اما در رابطه با ظهور حضرت باید گفت که تمامی این تنگناها و شرایط تحمیلی در زمان ظهور آخرین ذخیره الهی وجود نخواهد داشت.

 

آیا روز دحوالارض روز ظهور حضرت ولی عصر(ع) است؟

اگرچه در این زمینه روایت ثابت شده و یا سندی نداریم. همچنین در روایات بسیاری مثلا روز عاشورا یا نوروز را روز ظهور دانسته‌اند. ولی می‌توان هر کدام از این روزها را به طور کنایه مراحلی از عصر ظهور دانست.

به طور مثال در روز عاشورا که تمامی حق و حقانیت در برابر تمام ظلم و باطل ظهور کرد، روز ظهور حضرت مهدی(ع) نیز تمامی حق در برابر تمامی باطل می ایستند. همچنان که روز نوروز که تمامی سرما رو به شکفتن و بهار می‌گذارد، در ظهور، امام نیز بعد از یک فصل سرد و خشک به بهاری سرشار از عدل قدم می‌گذارد.

 

کنایه روز ظهور در دحوالارض

این تمثیل می‌تواند کنایه‌ای باشد از اینکه همانطور که کعبه نخستین جایی بود که آشکار شده و سرآغاز گسترش زمین شد، در روز ظهور سرآغازی بر حرکت امام عصر(ع) است.

بسیاری از سخنان معصومین و روایت‌ها دارای اشارت‌ها و بشارت‌هایی به انسان‌ها در رابطه با اتفاقات بزرگی است که قرار است شکل بگیرد، امام علی(ع) در روایتی می‌فرمایند؛ چه بسیار است عوامل عبرت آموز و چه اندک انسان هایی که از این وسایل عبرت بگیرند.

 

منابع:

خبرگزاری شبستان

حجت الاسلام خدامراد سلیمیان (پژوهشگر مهدویت و عضو هیئت علمی پژوهشکده مهدویت)

حجت الاسلام علی محمدباقی (کارشناس مسائل مهدوی)



منبع: besuyezohur.ir

  • سارا سجادی

آیا قیام یمانی در سال ظهور رخ خواهد داد؟

سارا سجادی | دوشنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۴، ۰۳:۳۴ ب.ظ

همزمانی خروج خراسانی و یمانی با سفیانی به چه معناست؟

یمانی


ویژگی‌های قیام یمانی
در مقاله اول، بعد از ذکر نشانه‌های حتمی ظهور، به معرفی یمانی، اقوال مختلف در فاصله بین قیام یمانی و ظهور امام عصر، و وظایف شیعیان هنگام قیام یمانی، پرداخته شد. در مقاله دوم، به نام، نسب، مذهب یمانی  اشاره شد. در این بخش و در مقاله سوم از سلسله مقالات معرفی نشانه‌های حتمی ظهور، به زمان قیام یمانی، و معنای همزمانی خروج یمانی و سفیانی، پرداخته خواهد شد.
 
زمان قیام یمانی 
سال ظهور امام مهدی(عج)
بدون تردید، برای قیام یمانی، سال دقیق و مشخصی را نمی‌توان تعیین کرد؛ چراکه به دلیل پیوستگی این حادثه با ظهور امام مهدی علیه‌السلام، تعیین زمان برای آن به تعیین وقت برای ظهور امام مهدی علیه‌السلام خواهد انجامید. اما زمان این رخداد از برخی جهات به‌صورت مجمل، بیان‌شده است. در روایتی از امام باقر علیه‌السلام نقل‌شده است:
السُّفْیانِی وَ الْقَائِمُ فِی سَنَةٍ وَاحِدَة. [1]
سفیانی و قائم هر دو در یک سال نمایان می‌شوند.
 
همچنین می‌دانیم که همزمان با سفیانی به‌عنوان نماینده جبهه باطل، یمانی نیز به‌عنوان هدایت یافته‌ترین پرچم عصر ظهور، قیام خویش را علنی خواهد کرد. امام باقر علیه‌السلام در این‌باره فرموده‌اند:
خُرُوجُ الثَّلَاثَةِ السُّفْیانِی وَ الْخُرَاسَانِی وَ الْیمَانِی فِی سَنَةٍ وَاحِدَةٍ فِی شَهْرٍ وَاحِدٍ فِی یوْمٍ وَاحِدٍ وَ لَیسَ فِیهَا رَایةٌ أَهْدَى مِنْ رَایةِ الْیمَانِی لِأَنَّهُ یدْعُو إِلَى الْحَق. [2]
قیام سفیانی، یمانی و خراسانی، در یک سال، یک ماه و یک روز خواهد بود که هدایت یافته‌ترین پرچم، پرچم یمانی است زیرا که به حق دعوت می‌کند.
 
از طرفی در روایات ذکرشده‌است که حضرت در عاشورای ماه محرم سالی که فرد است، قیام (خروج) می‌فرمایند. 
در روایتی از امام باقر علیه‌السلام نقل شده است:
یقُومُ الْقَائِمُ فِی وَتْرٍ مِنَ السِّنِین‏ ... .  [3]
قائم در سال فرد ظهور خواهد کرد ... .
و نیز امام صادق علیه‌السلام نقل شده است:
لَا یخْرُجُ الْقَائِمُ إِلَّا فِی وَتْرٍ مِنَ السِّنِینَ‏ سَنَةَ إِحْدَى أَوْ ثَلَاثٍ أَوْ خَمْسٍ أَوْ سَبْعٍ أَوْ تِسْع‏. [4]
حضرت مهدی علیه‌السلام، در سال فرد، که به یک، سه، پنج، هفت و نه ختم می‌شود، ظهور خواهند کرد.
 
از طرفی همانطور که در بخش "فاصله بین قیام یمانی و ظهور امام مهدی" ذکر کردیم، دو مبنا و دو دیدگاه، درباره ظهور و قیام (خروج) امام مهدی علیه‌السلام وجود دارد:
 
1. یک قول که بین ظهور و قیام (خروج) فرقی نگذاشته و درنتیجه وقتی طبق روایات، حضرت در سال فرد، ظهور و قیام می‌فرمایند، درنتیجه یمانی، 6 ماه قبل از ظهور و در ماه رجب سال زوج، خروج خواهد کرد. 
 
2. قول دیگر که بین ظهور و قیام (خروج) حضرت، تفاوت زمانی قائل است. بدین‌صورت که حضرت در ماه رمضان در آخرین شب قدر (23 ماه رمضان)، ظهور می‌فرمایند و آنگاه در عاشورای ماه محرم قیام (خروج) علنی خویش را به جهانیان اعلام می‌فرمایند. طبق این مبنا، ازآنجاکه یمانی در ماه رجب خروج می‌کند و حضرت 15 ماه بعد (مدت حمل ناقه) در ماه رمضان، ظهور می‌فرمایند.  و سپس در ماه محرم، قیام و خروج خویش را به جهانیان اعلام می‌کنند، پس بین خروج یمانی و خروج (قیام) امام مهدی علیه‌السلام، حدود 18 ماه و 15 روز فاصله است. پس یمانی در ماه رجب سال فرد، خروج می‌کند و امام مهدی علیه‌السلام هم در ماه رمضان سال زوج، ظهور می‌فرمایند و در ماه محرم سال فرد، خروج و قیام خواهند فرمود. برای اطلاع بیشتر به مقاله شب قدر، آغاز ظهور امام عصر، مراجعه شود.
 
همزمان با خروج سفیانی
تعیین زمان دقیق قیام یمانی نیز مانند زمان ظهور و سایر نشانه‌های آن برای ما میسور نیست، لیکن روایات متعددی به پیوستگی جنبش یمانی با خروج سفیانی دلالت دارند، ازجمله، امام صادق علیه‌السلام فرموده‌اند:
الیمانیُّ والسفیانیُّ کَفَرسَی رِهانٍ؛ [5]
یمانی و سفیانی مانند دو اسب مسابقه‌اند.
 
این مطلب آن‌قدر مسلم بوده که امام صادق علیه‌السلام برای نفی قیام سفیانی، بر عدم قیام یمانی استدلال فرموده‌اند. هنگامی‌که در محضر آن امام از خروج سفیانی سخن به میان آمد، فرمودند:
أنّی یخرج ذلک و لمّا یخرج کاسر عَینیه بصنعاءَ [6]
کی و چگونه سفیانی قیام می‌کند، درحالی‌که کسی که چشم او را از کاسه درمی‌آورد، هنوز از صنعاء، خروج نکرده است.
 
ابن حماد نیز از امام باقر علیه‌السلام چنین روایت کرده است:
اذا ظهر السفیانیُّ علی الابقع والمنصورِ الیمانیِّ خرج الترکُ والرومُ فظهر علیهم السفیانیُّ؛ [7]
چون سفیانی بر ابقع و منصور یمانی پیروز شود، ترک و روم خروج می‌کنند و سفیانی بر آنها نیز غلبه می‌یابد.
 
در روایت دیگری فرموده‌اند: 
ثم یسیرُ الیهم منصورُالیمانیُّ من صنعاءَ بجنوده ... فَیلتَقی هو والأَخوص... فیکون بینهما قتالٌ شدیدٌ ... . [8]
سپس منصور یمانی همراه با سپاهیانش از صنعا به سمت آنها ره‌سپار می‌شود... او با اخوص روبه‌ور می‌شود... میان آن دو جنگی سخت درمی‌گیرد ... .
 
در مجموعه روایاتِ نشانه‌های ظهور، سه روایت وجود دارد که علاوه بر دلالت بر تلاقی قیام یمانی با خروج سفیانی، آغاز این دو جنبش و جنبش خراسانی را دقیقاً در یک سال و یک ماه و یک روز بیان کرده است. امام باقر  علیه‌السلام در این خصوص فرموده‌اند:
... خروجُ السفیانیِّ و الیمانیِّ والخراسانیِّ فی سَنَةٍ واحدةٍ فی شهرٍ واحدٍ فی یومٍ واحدٍ؛ [9]
خروج سفیانی و یمانی و خراسانی در یک سال و یک ماه و یک روز است.
 
از امام صادق علیه‌السلام نیز چنین روایت شده است:
و قد یکونُ خروجُه و خروجُ الیمانیِّ من الیمنِ مع الرایاتِ البیضِ فی یومٍ واحدٍ و شهرٍ واحدٍ و سنةٍ واحدةٍ؛ [10]
خروج (سفیانی) و خروج یمانی با پرچم‌های سفید از یمن در یک روز و یک ماه و یک سال خواهد بود.
 
آن حضرت در روایت دیگری فرموده‌اند:
خروجُ الثلاثةِ الخراسانیِّ والسفیانیِّ والیمانیِّ فی سَنَةٍ واحدةٍ فی شهرٍ واحدٍ فی یومٍ واحدٍ؛ [11]
خروج سه نفری خراسانی، سفیانی و یمانی در یک سال و یک ماه و یک روز است.
 
به وثاقت تمامی راویان این سه حدیث اخیر، در کتاب‌های رجالی تصریح شده است، تنها در حدیث اول حسن بن علی بن ابی حمزه وجود دارد که عموماً او را به دلیل این‌که از سران واقفه بوده، تضعیف می‌کنند. 
 
به هر تقدیر، از مجموعه روایات یاد شده، تلاقی قیام یمانی و سفیانی و هم‌چنین هم‌زمانی دقیق آغاز حرکت یمانی و سفیانی و خراسانی نیز اثبات می‌پذیرد. دراین‌صورت قیام یمانی در ماه رجب، آغاز خواهد شد، زیرا امام صادق  علیه‌السلام در حدیث معتبری فرموده‌اند: 
إنّ امرَ السفیانیِّ من الأمرِ المحتومِ و خروجُه فی رجبٍ؛ [12]
حرکت سفیانی از نشانه‌های حتمی است و در ماه رجب روی خواهد داد.
 
لازم به ذکر است، تنها در یک روایت از محمد بن مسلم بدون اینکه کلام خود را به معصوم نسبت دهد، چنین نقل شده است:
یخرج قبلَ السفیانیِّ مصریٌّ و یمانیٌّ؛ [13]
پیش از سفیانی، مصری و یمانی خروج می‌کنند.
 
در این روایت قیام یمانی پیش از قیام سفیانی دانسته شده است و این مطلب با آنچه پیش‌تر آمد، در تعارض است.
صرف‌نظر از این‌که این کلام از معصوم صادر نشده و قابلیت تعارض با روایات پیشین را ندارد، یمانی مذکور در این روایت غیر از یمانی معروف به‌عنوان نشاه حتمی ظهور، است، زیرا در تمام روایات از شخصیت موردنظر با عنوان «الیمانی» یادشده، اما در این روایت از یمانی، به‌صورت نکره و بدون الف و لام، یادشده است. بنابراین، چه‌بسا پیش از قیام سفیانی یک شخصیت ای که اصالتاً اهل یمن می‌باشد، خروج کند، اما جنبش یمانی معروف، هم‌زمان با جنبش سفیانی باشد. [14]
 
همزمان با قیام خراسانی
از دیگر حوادثی که با قیام یمانی تلاقی دارد، جنبش خراسانی است. علاوه بر دو روایت سابق که بر هم‌زمانی قیام یمانی و خراسانی و سفیانی دلالت می‌کردند، از امام علی نیز چنین روایت‌شده است:
... إذ أقبلت خیلُ الیمانیِّ والخراسانیِّ یستبقان کانَّهما فَرَسَی رهانٍ؛ [15]
... در این هنگام سپاه یمانی و خراسانی که همچون دو اسب مسابقه بر یکدیگر پیشی می‌گیرند، نمایان می‌شوند.
 
تلاقی قیام خراسانی و یمانی خود قرینه دیگری بر قرب زمانی جنبش یمانی و ظهور امام مهدی علیه‌السلام است، چون در روایت معتبری، تلاقی قیام خراسانی و ظهور امام مهدی علیه‌السلام گزارش‌شده است. در روایت معتبری امام باقر علیه‌السلام پس از اشاره به قتل و غارت کوفیان توسط سپاه سفیانی فرموده‌اند:
... فبیناهم کذلک اذ أقبلت رایاتٌ من قِبَلِ خراسانَ؛ [16]
... درحالی‌که سپاه سفیانی مشغول تاراج کوفه است، به ناگاه پرچم‌هایی از سوی خراسان روی می‌آورند. 
 
آن حضرت در ادامه از فرورفتن سپاه سفیانی در سرزمین بیداء و ظهور امام مهدی علیه‌السلام در مکه مکرمه در همان روز گزارش داده‌اند. بنابراین، به‌تصریح این روایت، قیام خراسانی و ایرانیان زمینه‌ساز ظهور از حوادث متصل به ظهور است و با اثبات پیوستگی قیام یمانی با جنبش خراسانی می‌توان پیوستگی قیام یمانی با ظهور امام مهدی را نتیجه گرفت.
 
معنای همزمانی خروج خراسانی و یمانی با سفیانی
معنای همزمانی خروج سفیانی، یمانی و خراسانی چیست؟ آیا در یک روز، اعلام خروج خواهند کرد و یا این مطلب کنایه از پیوستگی بین این سه خروج دارد و لو اینکه بین آنها، فاصله‌ای اندک باشد؟ دراین‌باره، دو دیدگاه و احتمال، وجود دارد:
 
1. احتمال اول اینکه، به نظر می‌رسد که قیام یمانی و سفیانی در یک سال و یک ماه و یک روز، کنایه از شدت پیوستگی این دو رخداد است و این امر منافاتی باوجود فاصله اندک میان آن دو ندارد. قرینه‌ای که نکته فوق را تأیید می‌کند، جمله‌ای است که در ذیل حدیث امام باقر علیه‌السلام، آمده است. آن حضرت پس از بیان این‌که قیام یمانی و سفیانی و خراسانی در یک سال و یک ماه و یک روز است، فرموده‌اند:
... نِظامٌ کنظامِ الخرزِ یتبع بعضُه بعضا [17]
... با نظام و ترتیبی هم‌چون نظام یک رشته که به بند کشیده شده و هر یک از پی دیگری.
تصریح به این مطلب که این حوادث چون رشته‌ای منظم، پی‌درپی رخ خواهند داد، نشان از آن دارد که میان این سه حادثه، فاصله‌ای وجود دارد.
 
معنای همزمانی خروج، به آغاز خروج سفیانی به سمت عراق
2. اما برخی از محققین، معنای خروج را خیلی وسیع‌تر و گسترده‌تر، معنا کرده‌اند و چنین می‌فرمایند:
ابتدا باید معنای خروج سفیانی را بدانیم. تا بعد بدانیم همزمانی خروج یمانی و خراسانی از شخصیت‌های مثبت عصر ظهور با سفیانی ملعون، چیست؟ زیرا سفیانی، چندین خروج دارد: 
مرحله اول: روز خروج سفیانی از وادی یابس در سوریه در ماه رجب؛ مرحله دوم: روز خروج سفیانی برای تسلط بر مناطق پنحگانه شام؛ مرحله سوم: روز خروج سفیانی برای تسلط و جنگ در منطقه قرقیسیا؛ مرحله چهارم: روز خروج سفیانی برای حمله به عراق؛ مرحله پنجم: روز خروج سفیانی برای حمله به بغداد و کوفه؛ همه اینها، بر مراحل خروج سفیانی صدق می‌کند.
 
با این توصیف، کدام‌یک از مراحل خروج سفیانی، با خروج یمانی و خراسانی، همزمان است؟ به‌عبارت‌دیگر، کدام‌یک از این خروج‌های سفیانی، با خروج یمانی و خراسانی، همزمان خواهد شد؟ 
 
به نظر می‌رسد، با توجه به سایر روایات، منظور از همزمانی خروج یمانی و خراسانی با خروج سفیانی، یعنی: مرحله چهارم (هنگام حمله به عراق) و پنجم (هنگام حمله به کوفه و نجف و مراکز مقدسه شیعه) از مراحل خروج سفیانی، منظور باشد. زیرا با توجه به شرایط اقلیمی و امنیتی برای کشور عراق و ایران، و طبق روایات دیگر، که به شیعیان توصیه‌شده است که در جنگ قرقیسیا، حضور پیدا نکنند، بنابراین تا این مرحله، تکلیف و بسیج عمومی، متوجه شیعه و سپاهیان یمانی و خراسانی، نیست و وظیفه شرعی، تنها هنگام حمله لشکر سفیانی به عراق و حمله به بغداد و کوفه و نجف، متوجه شیعه می‌شود. زیرا در هنگام خروج از وادی یابس به علت دوری از مناطق شیعی، خطری متوجه شیعه نیست. زیرا ابتدا سفیانی، به‌عنوان بزرگ‌ترین دشمن امام عصر ، با ابقع و اصهب، درگیر جنگ می‌شود و در مرحله دوم خروج، بر کل منطقه سوریه، مسلط می‌شود و تنها مناطقی شرقی سوریه که توسط ترک‌ها، تحت سیطره است، باقی می‌ماند. سفیانی در مرحله سوم خروج، در جنگ قرقیسیا با ترک‌ها و بنی قیس و بقیه اطراف درگیر در این جنگ، درگیر نبرد شده و البته سفیانی در جنگ قرقیسیا، علیرغم تلفات فراوان، پیروز می‌شود. سفیانی بعد از معرکه قرقیسیا، هدفی جز حمله عراق و کشتن شیعیان ندارد. از این به زمان به بعد، می‌باشد که عراق، ایران و مراکز مقدسه شیعه و شیعیان، در معرض خطر قرار می‌گیرد. بعد از ورود سفیانی به عراق و رسیدن به بغداد، است که یمانی و خراسانی، با سفیانی درگیر جنگ خواهند شد و اولین شکست سفیانی را بر او تحمیل خواهند کرد. بنابراین معنای همزمانی خروج، به آغاز خروج سفیانی به سمت عراق، بعد از جنگ قرقیسیا، اطلاق می‌شود. و بین خروج سفیانی از وادی یابس در اولین خروج تا خروج یمانی و خراسانی برای جنگ با سفیانی در عراق، حدود هفت یا هشت ماه، فاصله است. طبق این دیدگاه، ابتدا سفیانی، از منطقه شام خروج می‌کند و بر سوریه مسلط شده و بعد، در هنگام حمله سفیانی به عراق، یمانی و خراسانی، نیز خروج خواهند کرد. البته این دیدگاه و احتمال دوم، با توجه به تعبیر "فرسی رهان" و دو اسب مسابقه برای یمانی و سفیانی، نیز تقویت می‌شود.
اما برخی از محققین، این احتمال دوم، را قبول نداشته و در پاسخ می‌فرمایند: روایت خروج همزمان یمانی و سفیانی، مطلق است و مقید به خروج از مکانی خاصی، نشده است.  [18]
 
معنای فرسی رهان، دو اسب مسابقه
و اما مقصود از اینکه یمانی و سفیانی، همانند فرسی رهان (دو اسب مسابقه)، می‌باشند، چیست؟ امام صادق علیه‌السلام فرموده‌اند:
الْیمَانِی‏ وَ السُّفْیانِی‏ کَفَرَسَی‏ رِهَان‏. [19]
یمانی و سفیانی مانند دو اسب مسابقه اند.
همین تعبیر، درباره خراسانی و سفیانی نیز ذکر شده است. 
... یَخْرُجَ عَلَیْهِمُ الْخُرَاسَانِیُّ وَ السُّفْیَانِیُّ هَذَا مِنَ الْمَشْرِقِ وَ هَذَا مِنَ الْمَغْرِبِ یَسْتَبِقَانِ إِلَى الْکُوفَةِ کَفَرَسَیْ رِهَان‏ ... [20]
... تا اینکه لشکر خراسانی از طرف مشرق و لشکر سفیانی از طرف مغرب، در رسیدن به کوفه مانند دو اسب مسابقه، از همدیگر سبقت و پیشی می‌گیرند ... .
 
به‌راستی، امامان معصوم چه منظوری از این تعبیر داشته‌اند؟ شاید منظور از تعبیر فرسی رهان (دو اسب مسابقه) این بوده است که هرکدام، در تلاش برای گسترش نفوذ خویش بر مناطق مهم در جغرافیای ظهور، هستند و احتمال دیگر، این است که یمانی، به‌عنوان پرچم هدایت، درست در نقطه مقابل سفیانی به‌عنوان پرچم ضلالت و گمراهی، می‌باشد که در حال مسابقه با یکدیگر هستند. همین تعبیر فرسی رهان و دو اسب مسابقه، برای خراسانی و سفیانی، نیز بکار برده شده است. که نشان می‌دهد یمانی و خراسانی در هدف، مشترک و برای مقابله با سفیانی، به سمت عراق و حجاز، حرکت می‌کنند. بنابراین، احتمال دوم، ترجیح دارد.
 
در مقالات آینده به مکان قیام یمانی و اهداف وی برای نصرت و یاری امام عصر علیه‌السلام، سخن به میان خواهد آمد.
 
[1] نعمانی، الغیبۀ، ص267
[2] شیخ طوسی، الغیبۀ، ص 446
[3] نعمانی، الغیبۀ، ص 262
[4] شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 379
[5] نعمانی، الغیبة، ص 423
[6] نعمانی، الغیبة، ص 388
[7] کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج 3، ص 275
[8] کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج 3، ص276
[9] نعمانی، الغیبة، ص 361
[10] فضل بن شاذان، مجله تراثنا، سال دوم، شماره 4، ص 455
[11] شیخ طوسی، الغیبة، ص446
[12] شیخ صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 650
[13] شیخ طوسی، الغیبة، ص 447
[14] کورانی، الیمانیون قادمون، ص 126
[15] مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 274
[16] نعمانی، الغیبة، ص 392
[17] نعمانی، الغیبة، ص 361
[18] آل محسن، أهدى الرایات دراسة فی شخصیة الیمانی
[19] نعمانی، الغیبۀ، ص 305
[20] نعمانی، الغیبۀ، ص 255
 

منبع: فرهنگ نیوز



منبع: besuyezohur.ir

  • سارا سجادی

توطئه‌های سفارت خبیث

توطئه‌های سفارت خبیث shia muslim                  

 در شماره 198 خیابان فردوسی تهران، باغی قرار دارد که ساختمان واقع‌شده در آن کانون فتنه‌انگیزی در طول یک‌صد سال اخیر در ایران بوده است.

 

فتنه 88 یکی از رویدادهای فراموش ناشدنی در تاریخ انقلاب اسلامی است. فتنه‌ای که در آن بدخواهان ملت ایران و در رأس آن نظام سلطه از هواهای نفسانی عده‌ای از خواص داخل کشور کمال استفاده را برده و با غبارآلوده کردن فضا و واردکردن اتهام تقلب و جنایت، نظام اسلامی را مورد هجوم نرم خود قراردادند.
هرچند عده‌ای از عناصر میدان‌دار فتنه در جامعه ما به «سران فتنه» معروف شدند، اما واقعیت آن بود که این‌ها، کارگزار اجرایی‌ای بیش نبوده و رئوس اصلی فتنه استکبار جهانی یعنی ایالات‌متحده آمریکا، دولت خبیث و استعماری بریتانیا و رژیم جعلی صهیونیستی بودند.
 
در این میان نقش برجسته روباه پیر استعمارگر یعنی دولت انگلستان در این فتنه بر کسی پوشیده نیست، خصوصاً نقش محوری رسانه سلطنتی این دولت یعنی بی‌بی‌سی و نیز نمایندگی رسمی این دولت در تهران. در شماره 198 خیابان فردوسی تهران، باغی قرار دارد که ساختمان مرکزی واقع‌شده در آن در طول یک سده اخیر کانون دخالت‌های آشکار و پنهان دولت انگلیس و فتنه‌انگیزی در صفوف ملت ایران بوده است.
 
در همین باغ بوده است که سفره «مشروطه انگلیسی» برای انحراف نهضت ملت ایران پهن گردید و در همین ساختمان طرح کودتاهایی همچون 3 اسفند 1299 و 28 مرداد 1332 ریخته شد. در اتاق‌های همین ساختمان شد که طرح به قدرت رساندن رضا میرپنج و انحلال سلطنت قاجار نهایی شد و کمتر از دو دهه بعد توسط همین دولت استعماری او کنار زده شد.
 
به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی، انگلیسی‌ها که به لحاظ نفوذ در حاکمیت و شناخت دقیق از ساختار و رفتارهای سیاسی دولتمردان جدید دچار ضربه شدید و فقر قابل‌توجه اطلاعاتی شده بودند، تلاش‌های وسیعی جهت افزایش آگاهی خود انجام دادند. اینان که خود را وارثان بزرگ امپراتوری بریتانیا می‌دانند، بعد از افول دوران طلائی گذشته، در حال حاضر خود را نه به‌عنوان یک ابرقدرت بلکه به‌عنوان یک قدرت محوری در سیاست جهانی با نقش جدید، قلمداد می‌نمایند که با توجه به رویکردهای جدید وزارت خارجه انگلستان و توجه بیشتر به خاورمیانه و علی‌الخصوص ایران، اقدامات وسیعی را جهت جاسوسی و اشراف بر اوضاع سیاسی- اجتماعی و گسترش حوزه نفوذ خود به مورداجرا می‌گذارند.
 
هرچند بسترهای روابط دو کشور به نسبت قبل از انقلاب به‌طور بنیادی متحول شده‌اند، اما انگلیسی‌ها همچنان در تلاش برای حضور و نفوذ در ارکان و سطوح مختلف در جمهوری اسلامی ایران، به‌عنوان کشوری مهم و تأثیرگذار در منطقه خاورمیانه و تعقیب منافع سیاسی و فرهنگی و اقتصادی خود بود.
 
فتنه 88 نیز یکی از مقاطعی است که از همین ساختمان برای آتش‌افروزی در آن برنامه‌ریزی گردید. ازاین‌رو اندیشکده‌ی برهان در گزارش ذیل که بر اساس اسناد قطعی مراجع ذی‌صلاح جمع‌بندی شده است، مروری گذرا بر نقش این سفارت خبیث در شکل‌گیری و هدایت فتنه در مقطع قبل و بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم دارد.
 
شورای فرهنگی، پوششی برای دخالت سیاسی
 
شورای فرهنگی آموزشی بریتانیا که به‌عنوان بخش فرهنگی سفارت انگلیس در ایران فعالیت می‌کرد، سابقه حضور در کشور از زمان قبل از انقلاب اسلامی (تحت عنوان انجمن ایران و انگلیس) را دارا بود و در دوره جدید از سال 2001-2000 میلادی با نام شورای فرهنگی و آموزشی انگلیس آغاز به‌کار کرد. شورای فرهنگی انگلیس سازمانی مستقل و در بیش از 100 کشور دنیا دارای شعبه بوده و مرکز آن در لندن مستقر است؛ اما در ایران بخش فرهنگی سفارت انگلیس محسوب می‌گردد.
 
از جمله فعالیت‌های متعدد بریتیش کانسیل (CB) می‌توان به: برگزاری آزمون‌های عمومی و تخصصی زبان انگلیسی، مشاوره‌های آموزشی، اعطای بورسیه در مقاطع مختلف تحصیلات تکمیلی، و نیز به نخبگان، محققان، اساتید دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی، مسئولین و کارمندان دستگاه‌های مختلف، روزنامه‌نگاران و نظایر این‌ها اشاره کرد. از سوی دیگر هدایت پروژه‌های علمی، آموزشی، پژوهشی و هنری با مشارکت مراکز ایرانی و انگلیسی، پروژه‌های مشترک دانشگاهی و موارد متعدد دیگر در زمره امور محوله این مرکز قرار دارند.
 
اگرچه فعالیت‌های مذکور فی‌نفسه اموری عادی به نظر می‌رسند؛ اما نکته مهم آن است که این مرکز انگلیسی در پوشش این پروژه‌ها اهداف و مقاصدی نظیر شناسایی و جذب نخبگان علمی و دانشگاهی، طرح‌ها و پروژه‌های مراکز آموزش عالی و تحقیقاتی کشور، جمع‌آوری اطلاعات در زمینه‌های مختلف در قالب نظرسنجی از مراجعین حضوری، برگزاری جلسات مشاوره عمومی و خصوصی برای افرادی که قصد تحصیل و یا مهاجرت به خارج از کشور دارند؛ و موارد متعدد دیگری را دنبال می‌نمود.
 
این شورا با هماهنگی و همکاری با سفارت انگلیس در تهران هر سال در قالب راتبه‌های (بورس‌ها) چونینگ وزارت خارجه انگلیس، تعدادی از بهترین دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های ایران را برای ادامه تحصیل در مقاطع تحصیلات تکمیلی و یا گذراندن فرصت مطالعاتی و تکمیل پروژه‌های خود شناسایی، و با انجام مصاحبه نسبت به اعزام آن‌ها اقدام می‌کرد. در معرفی انواع دیگر بورس‌های اعطایی شورای فرهنگی انگلیس می‌توان به بورس‌های کوتاه‌مدت و کمک‌هزینه‌های تحصیلی اشاره کرد که به برخی اساتید دانشگاه‌ها و افرادی از دستگاه‌های مختلف داخل کشور اختصاص می‌یابد؛ و آن‌ها با سفر به انگلستان نیز از تسهیلات دفتر مرکزی آن در لندن بهره‌مند می‌شدند.
 
شورای فرهنگی و آموزشی انگلیس تلاش وافر داشت تا با تمامی افرادی که تحت عناوین مختلف به انگلیس اعزام می‌نماید، پس از بازگشت به کشور همچنان ارتباط خود را حفظ نموده و از آن‌ها در مقاطع مختلف در جهت تأمین منافع انگلستان استفاده کند. به‌عبارت‌دیگر این قبیل افراد در زمره مرتبطین شورای فرهنگی در سازمان‌های مختلف داخلی قرار می‌گیرند؛ و حتی از این افراد به بهانه‌های مختلف برای شرکت در مراسم و مناسبت‌های سفارت انگلیس و شورای فرهنگی دعوت به عمل می‌آید که طی برگزاری این قبیل مراسم‌ها دیپلمات‌های ارشد و مظنون به فعالیت‌های اطلاعاتی انگلیس با طرح موضوعات موردعلاقه؛ اطلاعات کاملی از این افراد، و همچنین مشاغل و جایگاه‌های آن‌ها در مراکز دولتی را کسب می‌کنند.
 
به‌هرحال اساس کار انگلیسی‌ها به‌طور اعم و شورای فرهنگی و آموزشی انگلیس به‌طور اخص، بر شناسایی و جذب افرادی در دستگاه‌های گوناگون جمهوری اسلامی ایران قرار داشت تا با استفاده از آن‌ها به مقاصد و اهداف اطلاعاتی خود در کشور جامه عمل بپوشانند.
 
برگزاری دوره‌هایی با حمایت بریتیش کانسیل و مشارکت مراکز انگلیسی و ایرانی در داخل کشور است که طی آن نمایندگانی از شورای انگلیس ضمن آشنایی با محققان ایرانی؛ از آن‌ها دعوت می‌کردند که مراحل پایانی پروژه‌های خود را در قبال پرداخت کلیه هزینه‌ها (سفر، اقامت، تحصیل و...) در انگلیس به انجام رسانند. نکته مهم آن است که برخی از این پروژه‌ها به لحاظ اهمیت در زمره پروژه‌های ملی قرار می‌گیرند و محققان مربوطه نیز بعضاً طی همکاری آن‌ها با شورای فرهنگی و آموزشی انگلیس و یا سایر مراکز انگلیسی زمینه‌ساز سوءاستفاده بیگانگان را فراهم نمودند.
 
با نزدیک شدن به زمان برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در سال 1388 و حضور جدی نامزدها در عرصه سیاسی _تبلیغاتی کشور، بخش سیاسی سفارت با حضوری جدی و آرایشی منظم که از کارمندان محلی و توانمند این بخش تشکیل گردیده، از اواخر فروردین 88 با سازمان‌دهی و تقسیم وظایف، جهت انجام جمع‌آوری اطلاعات و اخبار از موضوعاتی چون: دیدگاه‌های مسئولین نظام، نمازهای جمعه، صداوسیما، سپاه و بسیج و نظرات فرماندهان عالی‌رتبه، مساجد، محافل سیاسی، نشریات و روزنامه‌ها و سایت‌های اینترنتی، شاخص‌های اقتصادی، بازار و تجارت و حضور در جوامع روستایی، اقدام نمودند. بر همین اساس بخش سیاسی هفته‌ای دو روز جهت جمع‌بندی اطلاعات و اخبار جمع‌آوری‌شده با حضور رئیس بخش و آقای «توماس برن»، اقدام به تشکیل جلسه نموده و جمع‌بندی گزارش نهائی تهیه می‌گردید.
 
نقش سفارت انگلیس در مقطع پیشاانتخاباتی
 
بنا بر اسناد به‌دست‌آمده، برخی از اقدامات سفارت انگلیس قبل از برگزاری انتخابات 88 عبارت‌اند از:
 
1.      تلاش سفارت انگلیس برای نزدیک شدن به احزاب سیاسی در ایران که اولین تماس در آذر 1387 با یکی از چهره‌های سرشناس برقرار و به ایشان اعلام گردید سفارت قصد دارد با برخی احزاب سیاسی ایران ارتباط برقرار کند و در همان‌جا اعلام شد بعد از شما به سراغ آن احزاب خواهیم رفت (این تلاش با تدابیر اطلاعاتی در همان مرحله با شکست مواجه شد).
 
2.      در اواخر سال 87 از سوی دولت انگلستان دستورالعملی شامل 18 بند در خصوص انتخابات در ایران صادر شد که ضمن تقسیم‌کار در خصوص انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و نقش حوزه‌های مختلف نظام موردتوجه قرارگرفته است؛ و دستورالعمل جمع‌آوری اخبار و اطلاعات صادر شد.
 
3.      مسافرت متعدد دیپلمات‌های انگلیسی به شهرهای مختلف ایران خصوصاً قم، تماس با برخی ستادهای انتخاباتی کاندیداها در شهرستان‌ها، حضور فعال دیپلمات‌های انگلیس در روز انتخابات در حوزه‌های مختلف و... که مبین تلاش‌های عملی مجموعه سفارت در راستای تأثیرگذاری بر انتخابات است.
 
4.      به‌کارگیری گسترده کارمندان محلی از سوی سفارت انگلیس در امر جمع‌آوری اطلاعات از سطح شهر و فعالین سیاسی و شرایط اجتماعی. در این راستا استخدام و به‌کارگیری کارمندان محلی با تحصیلات عالی (دکتری) و بینش سیاسی بالا و گسیل آن‌ها جهت ارتباط‌گیری با عناصر دارای دسترسی اطلاعاتی و دریافت تحلیل‌های اختصاصی ایشان همراه با اطلاعات باارزش آنان در زمان انتخابات؛ بخشی از تلاش‌های سفارت بود.
 
5.      فعالیت گسترده اطلاعاتی انگلیسی‌ها در جمع‌آوری اطلاعات از ناآرامی‌ها اغتشاشات پس از انتخابات به‌گونه‌ای که تقریباً به‌طور دائم کارمندان محلی خود را به صحنه‌های درگیری گسیل می‌نمودند و به دنبال جمع‌آوری بودند. ضمن اینکه به کارمندان محلی دستور داده‌شده بود تا با احزاب سیاسی تماس گرفته و تحلیل‌ها و نقطه نظرات آنان را گردآوری و گزارش نمایند.
 
6.      فعالیت نسبتاً متمرکز بی‌بی‌سی فارسی بر روند انتخابات در ایران در دوره قبل از انتخابات با خطوط القائی: شاداب نبودن انتخابات، فرمایشی بودن انتخابات، تمرکز تخریبی بر سیاست خارجی دولت تخریب وجهه دولت و ... .
 

 
7.      اعلام انتظار وقوع حوادث غیرمنتظره و خونین از سوی دیپلمات‌های انگلیسی؛
 
8.      ارتباط شورای فرهنگی- آموزشی (CB) با بدنه جامعه به‌منظور بسترسازی ارتباطات از طریق اعطای بورس، برگزاری آزمون‌های زبان، و... . از این طریق انگلیس تلاش داشت تا با دور زدن دولت ایران، علاوه بر شناسایی و نشان افراد موردنظر، کمترین هزینه را در دسترسی به افراد مؤثر در شرایط بحرانی به دست آورد.
 
9.      شناسایی عناصر مطلع از طریق برگزاری آزمون انگلیسی IELTS. در این روش سفارت انگلیس تلاش می‌کرد تا با شناسایی افراد مؤثر، زمینه‌های بهره‌برداری از آن‌ها را در شرایط بحرانی فراهم سازد.
 
10.تخصیص بودجه 300 هزار پوندی برای پرداخت به NGO های داخلی. کمک به این NGO ها می‌توانست شبکه‌ای منسجم و هماهنگ از سازمان‌های غیردولتی را برای بهره‌گیری در شرایط بحران سازمان‌دهی نماید
 
11.ایجاد بخش PIV (تشریفات) در بخش ویزا در راستای بهره‌مندی از افراد دارای دسترسی در حوزه‌های مختلف کشور و نزدیکی به آن‌ها به بهانه مصاحبه ویزا.
 
12.اقدام دیپلمات‌های سفارت جهت ارتباط با نخبگان قومی و فرهنگی به‌منظور شناسایی و جلب آن‌ها در جهت اهداف موردنظر.
 
13.حضور دیپلمات‌های سفارت در مناطق مختلف کشور تحت پوشش دانشجویان زبان فارسی و ارتباط‌گیری با مردم منطقه.
 
14.ایجاد زمینه‌های جذب افراد سیاسی- فرهنگی در انگلیس در راستای منافع موردنظر. (عطاءالله مهاجرانی)
 

 
15.ارتباط مؤسسات مطالعاتی- تحقیقاتی انگلیس با مراکز مطالعاتی- تحقیقاتی داخل کشور در راستای القاء و تأثیرگذاری. (چتهم هاوس، SSII)
 
16.فعال شدن انگلیس به‌عنوان بازوی اطلاعاتی آمریکا و اسراییل در راستای جبران عدم حضور آمریکا و اسراییل در ایران.
 
17.ارتباط‌گیری با برخی نخبگان، احزاب و شخصیت‌های سیاسی به‌منظور جمع‌آوری اطلاعات و آماده‌سازی آن‌ها جهت همکاری با سرویس آن کشور.
 
18.تماس با اصحاب رسانه و مطبوعات به‌منظور تأثیرگذاری بر بدنه جامعه.
 
19.در اواخر فروردین یک دوره آموزشی در آلمان با حضور 5 تن از کانون وکلا با موضوع حقوق شهروندی و جرائم سایبری برگزار شد و افراد مذکور بعد از بازگشت به کشور با تشکیل کارگروه‌هایی درصدد نظارت بر تخلفات انتخاباتی برآمدند.
 
20.برنامه‌ریزی جهت اعزام گروهی از خبرنگاران به آمریکا جهت ارائه آموزش‌های لازم در راستای نظارت بر روند انتخابات ریاست جمهوری به نیابت از آمریکا.
 
21.اظهارات برخی از مسئولین نمایندگی‌های خارجی در ایران مبنی بر انتظار حوادثی غیرمنتظره در ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری.
 
22.انتشار اخبار کذب در خصوص سیستم شنود تلفن همراه در ایران و توانمندی‌های آن، در این مورد شرکت نوکیا زیمنس که تجهیزات شنود را به ایران فروخته است اقدام به ارائه اطلاعات کذب مربوط به قابلیت‌های سیستم شنود ایران نمود.
 

 
پیش‌بینی مشکوک!
 
سایت وزارت امور خارجه انگلیس در (16/12/87) به کسانی که قصد سفر به ایران را داشتند در ارتباط با مسئله انتخابات ریاست جمهوری دهم هشدار داده بود: «امکان برگزاری تظاهرات ناگهانی خشونت‌آمیز و حتی شورش‌های عمومی در ایران به‌طور قابل ‌ملاحظه‌ای وجود دارد.» توجه مجدد به واژگان تأکیدی این سایت،اولین مطلبی را که به ذهن متبادر می‌سازد، چیزی جز دخالت روشمند و برنامه‌ریزی‌شدهروباه پیر سیاست در انتخابات اخیر نیست. کارشناسان وزارت خارجه انگلیس نه غیب‌گو هستند و نه آن‌قدر باهوش‌اند که با یک‌فاصله زمانی چهارماهه بتوانند موضوعی غیرمتعارف در سی انتخابات ایران را پیش‌بینی کنند. لازمه چنین پیش‌بینی دقیقی، قرار داشتن در متن یک برنامه را اقتضا می‌کند. آنچه شبکه بی‌بی‌سی بعدها در ارتباط با آشوب‌ها انجام داد همان برنامه‌ای است که کارشناسان وزارت خارجه انگلیس از آن مطلع بودند.
 
نقش سفارت انگلیس در فتنه پس از انتخابات:
 
پس از برگزاری انتخابات نیز برخی از اقدامات این کشور در راستای پیگیری و تحریک اغتشاشات اخیر عبارت‌اند از:
 
1.    سفارت انگلیس چند ماه قبل از انتخابات با تشکیل کارگروهی جهت بررسی تحولات روزانه کشور مبادرت به رصد نمودن اخبار خبرگزاری‌ها، وب‌سایت‌ها، وبلاگ‌ها، نظرات مردمی، دانشجویان، روحانیون، مقامات صداوسیما، سپاه و بسیج نموده و با نزدیک شدن به ایام انتخابات؛ سفرهای استانی دیپلمات‌ها و کارمندان محلی آغاز گردید که در این راستا بررسی نظرات برخی اقوام مختلف ایرانی نسبت به هر کاندیدا موردتوجه آن‌ها بوده است.
 
2.     فعالیت گسترده اطلاعاتی انگلیسی‌ها در جمع‌آوری اطلاعات از ناآرامی‌ها و اغتشاشات پس از انتخابات به‌گونه‌ای که تقریباً به‌طور دائم کارمندان محلی خود را به صحنه‌های درگیری گسیل می‌نمودند و به دنبال جمع‌آوری اطلاعات بودند. ضمن اینکه به کارمندان محلی دستور داده‌شده بود تا با احزاب سیاسی تماس گرفته و تحلیل‌ها و نقطه نظرات آنان را گردآوری و گزارش نمایند.
 
3.    بعد از مشخص شدن نتیجه انتخابات؛ سفارت انگلیس مبادرت به خط دهی انتشار اخبار کذب مبنی بر تقلب در انتخابات نموده و ضمن اعلام ساختگی و جعلی بودن آراء، اغتشاشات و تجمعات غیرقانونی را به‌عنوان اعتراض و حق مردم مطرح می‌نمود.
 
4.    برگزاری جلسه‌ای از سوی وزارت امور خارجه انگلیس با حضور گروهک‌های اپوزیسیون (از جمله منافقین) در لندن پس از شکل‌گیری اغتشاشات که در این جلسه مقرر گردید؛ استراتژی ذیل در دستور کار معترضین و اپوزیسیون قرار گیرد:
 
الف) استمرار اغتشاشات و تجمعات غیرقانونی به‌ویژه پس از اقامه نماز جمعه تاریخی مورخ 29/3/88.
ب) عدم مشارکت آشکار و تابلو دار گروهک‌های اپوزیسیون؛
ج) تفکیک اعتراضات از خط خشونت (در قالب نافرمانی مدنی).
 
5.    شرکت کلیه دیپلمات‌های سفارت انگلیس در راهپیمایی‌ها و تجمعات غیرقانونی پس از انتخابات.
 
6.    بنا بر کیفرخواست دادستانی، یکی از مجرمین بازداشت‌شده فتنه؛ در بازجویی‌های انجام‌شده به حضور غیرقانونی در جمع طرفداران کروبی در سعادت‌آباد به همراه همسر خود، حضور در تجمعات غیرقانونی طرفداران میرحسین موسوی در سعادت‌آباد و گیشا اعتراف کرده و به حضور «الکس پینفیلد» دبیر اوّل سیاسی و توماس برن (دبیر دوم سیاسی که پس از حوادث اخیر از کشور اخراج گردید)؛ در مورخه 1388/3/24 در خیابان سنایی حین درگیری و آشوب حضور کاردار انگلیس در یکی از تجمعات غیرقانونی بعد از انتخابات، شرکت «ساموئل مورگان» دیپلمات بخش روابط عمومی در مورخه 1388/3/25 در حوالی خیابان مطهری و شریعتی حین آشوب و دستگیری برخی معترضین، حضور توماس برن در مورخه 1388/3/28 در خیابان انقلاب در راه‌پیمایی غیرقانونی، شرکت «پاول بلامی» معاون بخش ویزا (اخراجی از کشور) در تاریخ 1388/3/28 در میدان فردوسی و عکس‌برداری از تجمع آن روز، و حضور «ساموئل مورگان» در مورخه 88.3.27 در خیابان کریم‌خان در راهپیمایی غیرقانونی اعتراف نموده است.[1]
 
7.    همچنین تعدادی از متهمین همچون آرش مؤمنیان، حسین رسام صراحتاً معترف هستند که در جریان تجمع غیرقانونی طرفداران آقای موسوی در بهارستان «الکس پینفیلد» دبیر اوّل سیاسی سفارت از آن‌ها درخواست داشته که به میدان بهارستان رفته و مشاهدات خود را گزارش کنند.
 
8.    سفیر انگلیس از کارمندان محلی درخواست داشته که اوضاع در سایر شهرها را بررسی و گزارش نمایند
 
قبل از انتخابات «الکس پینفیلد» و یکی از کارمندان محلی بخش سیاسی با چند نفر از اعضاء ستاد مرکزی یکی از سران فتنه ملاقات داشته، و با برخی نفرات وابسته به احزاب و مسئولین برخی NGO ها نیز ملاقات نموده است. بعد از انتخابات نیز در مورخه 1388/4/4 در قسمت VIP بخش کنسولی سفارت؛ آقای پینفیلد با یکی از افراد مطرح سیاسی اصلاح‌طلب (به هنگام اخذ ویزا) ملاقات نموده و پیرامون نامزدهای انتخابات و حوادث پس‌ازآن و خطبه‌های تاریخی نماز جمعه مورخ 1388/3/29 مذاکره نموده است.[2]
 
سخنان توبیخ آمیز منوچهر متکی وزیر وقتامور خارجه کشورمان بعد از آغاز اغتشاشات که با احضار سفرای کشورهای خارجی در جمعآن‌ها صورت گرفت و از برخی اقدامات کشورهای اروپایی در هفته قبل از برگزاری انتخاباتپرده برداشت،‌ به فهم روشن‌تری از ابعاد مداخلات انگلیس کمک می‌کند. متکی با اشارهبه مداخلات انگلیسی‌ها در انتخابات ایران گفت: «انگلیس در سه سطح رسانه‌ای،اطلاعاتی و امنیتی از مدت‌ها پیش انتخابات ایران را هدف گرفته بود. نخستین خطی کهآن‌ها در پیش گرفتند، تحریم انتخابات و القای آن در داخل ایران بود تاکسی مشارکتنکند. اقدام دوم انگلیس اعزام مسافرانی بود که با اهداف خاص اطلاعاتی و امنیتی بهایران می‌آمدند، تعداد این مسافران به حدی افزایش یافت که پرواز معمولی و کوچک لندنبه تهران به یک هواپیمای جیمبوجت بوئینگ 747 تبدیل شد. اقدام سوم ورود عملیاتی برخیاز کارکنان رده‌بالای بومی و حتی کاردار انگلیسی سفارت‌خانه این کشور در تهران بهاغتشاشات است.»[3]
 
اعترافات تحلیل‌گر ارشد سفارت انگلیس
 
حسین رسام در دادگاه رسیدگی به کودتای مخملی با اشاره به سابق 5 ساله خود در سفارت انگلیس، وظیفه اصلی‌اش را جمع‌آوری اطلاعات و اخبار موردنیاز این کشور توسط مرتبطین سفارت در تهران و شهرستان‌ها و گروه‌های خاص اعلام کرد.
 
وی با تشریح نحوه ارتباط‌گیری با گروه‌ها و اشخاص مختلف، استخدام کارکنان ایرانی توسط این سفارت‌خانه را اقدامی برای پوشش دادن نحوه کسب خبر عنوان کرد و افزود: من در طول 5 سال اخیر 130 مرتبط با سفارت انگلیس و طی یک سال اخیر 50 نفر دیگر را جذب کرده‌ام و از طریق قرارهای و ملاقاتی با آن‌ها در رستوران‌ها و کافی‌شاپ‌ها می‌گذاشتم، اطلاعات موردنیاز را کسب می‌کردم.
رسام از افرادی همچون عطریانفر، سعید لیلاز و شمس‌الواعظین به‌عنوان مرتبطین مهم خود نام برد و افزود: سفارت انگلیس از طریق بخش صدور ویزا نیز اقدام به جمع‌آوری اطلاعات و ارتباط‌گیری با افراد مستعد می‌کرد.
 
تحلیل‌گر ارشد سفارت انگلیس، استفاده از شورای فرهنگی بریتانیا روش دیگری برای کسب اخبار دانست و افزود: این شورا از طریق ایجاد بانک اطلاعاتی برای پذیرش دوره IELTS، برگزاری دوره‌های مشترک با نهادهای دولتی و حکومتی، شناسایی و جذب نخبگان از طریق اعطای بورسیه و نیز جاسوسی علمی و صنعتی در دانشگاه‌ها اقدام به جمع‌آوری اطلاعات موردنیاز می‌کرد.
رسام استفاده از NGO ها را یکی دیگر از راه‌های کسب اخبار توسط سفارت انگلیس دانست و افزود: سالانه 300 هزار پوند برای کمک برای سازمان‌های مردم‌نهاد ایرانی هزینه می‌شد.
 
تحلیلگر ارشد سفارت انگلیس با تشریح روند ارائه اطلاعات به وزارت خارجه این کشور افزود: بخشی از گزارش‌ها و سیاست‌های پیشنهادی ما به شبکه BBC فارسی ابلاغ می‌شد تا از آن طریق اجرا شود.
 
رسام با یادآوری شکل‌گیری جلسات سیاسی در سفارت انگلیس گفت: از حدود 4 ماه قبل از انتخابات جلساتمختلفی در این خصوص تشکیل شد و اطلاعات لازم از طریق مرتبطین و فعالان سیاسی به‌ویژه اصلاح‌طلبان جمع‌آوری‌شده بود. همچنین سفرهایی نیز به استان‌های مختلف انجام می‌شد که بر اساس آن میزان مشارکت و گرایش‌های هر منطقه تدوین شد.
این متهم به جاسوسی برای انگلیس، به افشای جزئیات دستورالعمل وزارت خارجه انگلیس پرداخت که در خصوص نحوه اطلاع از دیدگاه‌های رهبر انقلاب و گرایش‌های ایشان و در مراحل بعد ائمه جمعه و نمایندگان ولی‌فقیه و همچنین فرماندهان سپاهان و بسیج و در کنار آن نیز اطلاعات موردنیاز از مردم عادی اقدام شده است.
تحلیل‌گر ارشد سیاسی سفارت انگلیس از حضور الکس دبیر اول سیاسی سفارت انگلیس در ستادهای انتخاباتی یاد کرد و گفت: وی تحت عنوان توریست بدون محدودیت به شهرهای رشت و قم سفر کرد و به‌صورت یک فرد ناشناس به ستادهای موسوی و احمدی‌نژاد سر زد؛ اما در تهران به ستاد موسوی رفته و با مسئولان تبلیغاتی و مشاورین وی جلسه داشت. ما چند ملاقات‌ نیز با اعضای حزب اعتماد ملی داشتیم که این تماس‌ها در مراحل بعد و دوران اغتشاشات نیز ادامه پیدا کرد.
 
وی نتیجه انتخابات را باعث شگفتی سفارت انگلیس دانست و افزود: گزارش‌ها در لندن بر روی القای تقلب تأکید می‌کرد و طبق دستور سفارت کارمندان محلی و برخی دیپلمات‌ها در تجمع حضور پیدا می‌کردند که از آن جمله می‌توان به حضور دبیر اول سفارت انگلیس در درگیری‌های خیابان مطهری در تاریخ 24 خرداد، حضور دبیر سوم مطبوعاتی در تجمع خیابان شریعتی، حضور دبیر سوم سیاسی در راهپیمایی خیابان انقلاب و نیز حضور معاون بخش ویزا و تهیه تصاویر از تجمعات اشاره کرد.
 
وی همچنین از دومینک دبیر سوم سفارت انگلیس یاد کرد که با لباس سبز به میان تجمع‌کنندگان رفته و به همراه آن‌ها در راهپیمایی‌های غیرقانونی حضور یافت.
 
به گفته رسام، سفیر انگلیس در ایران ساعت 9 هر روز صبح با تمام اعضای بخش سیاسی جلسه داشته و آخرین اطلاعات را جمع‌آوری می‌کرد. وی 8 سؤال کلی را مطرح کرده و از کارمندان می‌خواست تا جواب آن را از طریق گفت‌وگو با مردم کسب کنند.
 
تحلیلگر ارشد سفارت انگلیس این سؤالات را چنین برشمرد: در سطح شهر چه اتفاقی می‌افتد، مواضع جناح‌ها در برای نماز جمعه رهبر انقلاب چست، کسب اسامی دستگیرشدگان، اطلاع از تجمع در شهرستان‌ها، ثبت دلایل معترضان برای تقلب، ملاقات با چهره‌های شاخص کاندیداهای معترض، پیش‌بینی تظاهرکنندگان از آینده و میزان اطاعت معترضین از دستورات رهبر معظم انقلاب.
به گفته رسام، جواب این سؤالات علاوه بر ارائه به وزارت خارجه لندن، از طریق آن‌ها به آمریکا نیز فرستاده می‌شود.

وی تأکید کرد: تلاش این بود که این انتخابات نقطه عطفی برای اقدامات آینده باشد تا نظام یا مجبور تغییر رفتار شده و یا کلیت آن تغییر کند.
 
 پی نوشت ها:
[1]- حسین رسام؛ بازجویی 1388/4/6 صفحات 12 و 13، به نقل از کیفرخواست دادگاه دوم متهمان فتنه
[2]- حسین رسام؛ بازجویی مورخه 1388/4/9 صفحات 17 و 18
[3]- واحد مرکزی خبر، 1388/3/31

منبع: گروه سیاسی برهان

  • سارا سجادی

یادداشت جنجالی سردبیر وب‌سایت هاآرتص: حالا یقین کرده‌ام که اسراییل آپارتاید است

یادداشت جنجالی سردبیر وب‌سایت هاآرتص: حالا یقین کرده‌ام که اسراییل آپارتاید است shia muslim                  

 «بردلی برستون» روزنامه نگار پیش کسوت اسراییلی که هم اکنون در روزنامه هاآرتص مشغول به کار است در یادداشتی که اخیرا این وبسایت منتشر کرده است به ریشه‌های آپارتایدی اسراییل و نمود آن در بخش‌های مختلف این رژیم پرداخته است.

 

به گزارش مصاف، «بردلی برستون» روزنامه نگار پیش کسوت اسراییلی است که هم اکنون در روزنامه هاآرتص مشغول به کار است و ضمنا سردبیری سایت این روزنامه را نیز بر عهده دارد. او در یادداشتی که اخیرا این وبسایت منتشر کرده است به ریشه های آپارتایدی اسراییل و نمود آن در بخش های مختلف این رژیم پرداخته است.

 در این یادداشت آمده است:

 بیان آنچه می خواهم بنویسم برایم آسان نخواهد بود.

پیش از این من یکی از آنهایی بودم که با الصاق برچسب آپارتاید به اسراییل مشکل داشتند. من یکی از آنهایی بودم که دلیل می آوردند درست است که سیاست های شهرک سازی و اشغالگری اسراییل ضد دموکراتیک و خشن و یک جور خودکشی با پنبه است، اما اسراییل را نمی توان آپارتاید نامید.

حالا، با ملاحظه حوادث چند هفته ی گذشته، دیگر جز آن آدمها نیستم.

بعد از اینکه دیدم تروریست ها یک خانه فلسطینی را در کرانه ی باختری با بمب به آتش کشیدند، خانواده ای را نابود کردند، یک نوزاد 18 ماهه و پدرش را به قتل رساندند،‌ و مادرش را به 90 درصد سوختگی جسمانی مبتلا کردند، دیگر به آن طرز تفکر تعلقی ندارم. بر آن بیافزایید این مسئله را که دولت اسراییل حکم داده است این خانواده فلسطینی مشمول حمایت و غرامت مالی نخواهد شد، همان حمایت و غرامتی که به طور خودکار برای اسراییلی های قربانی تروریسم (از جمله برای شهرک نشینان) منظور می شود.

دیگر نمی توانم تظاهر کنم. حالا که «عایلت شاکد» وزیر عدالت اسراییل صریحا پرتاب سنگ را مساوی تروریسم اعلام کرد و تصویب لایحه ای را پیش برد که برای سنگ اندازان تا 20 سال زندان در نظر می گیرد، دیگر نمی توانم تظاهر کنم.

قانون مزبور تصریح نمی کند که فقط شامل سنگ اندازان فلسطینی می شود. لازم نبود تصریح کند.

هنوز یک هفته نگذشته بود که، یهودیان هوادار شهرک سازی در یکی از شهرک های کرانه باختری سنگ و ابزار آلات و شیشه پر از ادرار به سمت سربازان و نیروهای پلیس اسراییلی پرتاب کردند، و «بنیامین نتانیاهو» در واکنش به این رخداد، بلافاصله دست تفضل بر سر این سنگ اندازان یهودی کشید و وعده شان داد که صدها خانه شهرکی جدید خواهد ساخت.

اعمال قانون بدین صورت درآمده است. دو مجموعه کتاب. یکی برای «ما»، و یکی هم برای اینکه بیاندازیم جلوی «آنها». آپارتاید.

ما همانی هستیم که به دست خود ساخته ایم. ما همانی هستیم که به دست خود مرتکب می شویم، و همان آسیبی که به هزاران طریق به میلیون ها نفر انسان دیگر می رسانیم. ما همانی هستیم که چشم خود را به رویش می بندیم. اسراییل ما همانی است که حالا شده است: آپارتاید.

سابقا زمانی بود که من بین سیاست های «بنیامین نتانیاهو» و این کشور که مدتهاست عاشقش هستم فرق می گذاشتم.

دیگر چنین فرقی قائل نیستم. هر روز که خواب بر می خیزیم باید منتظر جنایت جدیدی باشیم.

من سابقا آدمی بودم که دوست داشت چنین فکر کند که محدودیت های اخلاقی و دموکراتیک (یا در غیاب آن، موانع عملی) وجود دارد که نمی گذارد نخست وزیر اسراییل آنقدر که دلش می خواهد به حضیض فرو برود، آنقدر که دلش می خواهد در مقابل هواداران متکبر آپارتاید تعظیم کند، و بدین وسیله قدرت خود را تحکیم کند.

دیگر چنان آدمی نیستم. با انتخاب «دنی دانون»، دیگر این چنین فکر نمی کنم.

حالا که گزینه ی منتخب نخست وزیر برای نمایندگی همه ی ما، برای نمایندگی تمام اسراییل در سازمان ملل، کسی است که لایحه الحاق کرانه باختری را پیشنهاد کرده است، دیگر چنین طرز فکری ندارم. چنین قانونی عملا منجر به ایجاد مناطق اختصاصی برای فلسطینیان می شود که بدون دولت و محروم از حقوق انسانی اساسی خود در آن زندگی کنند.

کسی که همه ی ما را در سازمان ملل متحد نمایندگی خواهد کرد، کسی که از جانب ما با «جهان سوم» سخن خواهد گفت، همان کسی است که پناهجویان آفریقایی در اسراییل را «یک بلا و آفت ملی» نامید.

کسی که قراراست نماینده همه ی ما در سازمان ملل متحد باشد همان سیاستمداری است که تصویب لایحه ای را پیشنهاد داد که هدف از آن زمینگیر کردن سازمان های مردم نهاد چپگرا و حامی غیرنظامیان فلسطینی و مخالف اشغالگری بود، حال آنکه به دولت چراغ سبزی نشان می داد تا به حمایت خود از ان جی او هایی ادامه دهد که راستگرا و مظنون به انتقال پول برای حمایت از خشونت یهودیان شهرک نشین هستند.

آپارتاید در اسراییل به چه معناست؟

آپارتاید یعنی آن خاخام یهودی که پیشگام حمایت از تفکیک نژادی، نابرابری، نژادپرستی، و انقیاد است.

آپارتاید یعنی «آوی دیچر» نماینده حزب لیکود در کنست و رییس سابق «شین بت» که روز یکشنبه خواستار جاده ها و بزرگراه های جدا و مجزا برای یهودیان و عرب ها در کرانه باختری شد.

آپارتاید یعنی صدها حمله ای که شهرک نشینان علیه املاک، وسایل امرار معاش، و جان و مال فلسطینیان مرتکب می شوند و هیچ محکومیت، مسئولیت، یا حتی مظنونیتی هم به همراه ندارد. آپارتاید یعنی فلسطینیان بی شماری که بدون محاکمه زندانی می شوند، بدون محاکمه گلوله می خورند و کشته می شوند، هنگام فرار از پشت گلوله می خورند بی اینکه دلیل موجهی داشته باشد.

آپارتاید یعنی اینکه مسئولان اسراییلی از ارتش، پلیس، دادگاه های نظامی، و بازداشت های اداری بیرحمانه استفاده می کنند نه فقط برای متوقف کردن تروریسم، بلکه برای بستن هرگونه راهی که برای اعتراض مسالمت آمیز پیش روی فلسطینیان است.

اواخر ماه گذشته، در مواجهه با اعتراض صریح رییس «انجمن پزشکی اسراییل» و گروه های حقوق بشری که با شکنجه مبارزه می کنند، اسراییل قانون دولتی «جلوگیری از آسیب حاصل از اعتصاب غذا» را به اجرا گذارد. این قانون به مسئولان زندان اجازه می دهد چنانچه جان اعتصاب کننده را در خطر بدانند، او را به زور وادار به خوردن غذا کند.

«گیلاد اردان» وزیر امنیت عمومی دولت «نتانیاهو» که شدیدا بر تصویب این لایحه اصرار ورزید، اعتصاب غذای زندانیان امنیتی فلسطینی را که ماه هاست بدون اتهام یا دادرسی زندانی هستند «نوع جدیدی از حملات تروریستی انتحاری» خواند که «از طریق آن دولت اسراییل را به خطر خواهند انداخت».

فقط تحت نظامی که تا سر حد آپارتاید منحرف شده است دولت نیاز دارد اعتراض خشونت پرهیز را تروریسم خطاب کند.

سالها پیش، در آپارتاید آفریقای جنوبی، یهودیانی که عاشق کشور خود بودند و از سیاستهایش بیزار بودند، شجاعانه به روش های مسالمت آمیز متوسل شدند تا رژیمی نژادپرست و ناقض حقوق بشر را به زانو درآورند.

کاش ما در اسراییل از سرمشق آنها پیروی کنیم.

 

منبع: Haaretz / Bradley Burston

ترجمه: شفقنا

  • سارا سجادی

کلیپ زیبای میکس شده از صحبت های استاد رائفی پور به مناسبت ولادت امام رضا(ع)




دریافت فایل تصویری:

لینک1 (حجم: 29MB)



منبع: besuyezohur.ir

  • سارا سجادی

یمانی کیست؟

سارا سجادی | شنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۴، ۱۰:۳۳ ب.ظ

یمانی کیست؟

نام و نسب یمانی چیست؟

یمانی

اوصاف شخصی یمانی
در مقاله اول، بعد از ذکر نشانه های حتمی ظهور، به معرفی یمانی، اقوال مختلف در فاصله بین قیام یمانی و ظهور امام عصر، و وظایف شیعیان هنگام قیام یمانی، پرداخته شد. در این بخش و مقاله دوم، از سلسله مقالات معرفی نشانه های حتمی ظهور و بررسی قیامی یمانی، به نام، نسب، مذهب یمانی، خواهیم پرداخت.
 
نام یمانی
در مورد نام واقعی یمانی، حدیثی از پیشوایان معصوم، در منابع شیعه، به دست ما نرسیده است. عدم تصریح به نام این شخصیت می‌تواند علاوه بر جلوگیری از تطبیق و تعیین مصداق برای مدعیان دروغین یمانی، می‌تواند به دلیل حفاظت از جان و در امان ماندن او از سوء قصدهای احتمالی باشد تا این شخصیت بزرگ بتواند در زمان مقرر، رسالت مقدس خود را به انجام رساند.
 
اصولا به عنوان یک ضابطه کلی، خاطر نشان میگردد: اهل بیت(ع) به خاطر حفظ جان و دور ساختن خطر‌ها از شخصیت های مثبت عصر ظهور مثل یمانی، با عدم ذکر نام اصلی و واقعی، توجه داشته‌اند که مبادا دشمنان و مدعیان دروغین، سوءاستفاده کنند. امّا در مقابل شخصیت‌هایی که نقش منفی در ظهور دارند، مثل سفیانی، به عنوان خطری که حقیقت را تهدید میکنند، از طرف اهل بیت، دقیقاً معرفی شده‌اند تا مردم آنها را به خوبی بشناسند و در جرگه یاران آنها در نیایند.
 
اما در کلمات غیر معصومان و در منابع حدیثی اهل سنّت، اشاره‌هایی به نام یمانی، شده است، و ذکر شده است که نام یمانی، حسن یا حسین نام دارد. از جمله: علامه مجلسی از کتاب مشارق الانوار برسی، از کعب بن حارث از سطیح کاهن (یکی از پیشگویان غیرمسلمان)، چنین نقل می‌کند:
 
... ثُمَّ یَخرُجُ مِن صَنعاءِ الیَمَنِ أبیَضُ کالقُطنِ اسمُهُ حسینٌ اَو حَسَنٌ فَیُذهَبُ بِخُروجِهِ غَمرُ الفِتَنِ فَهُناکَ یَظهَرُ مُبارَکاً زکیّاً و هادیاً مهدیّاً ... . [1]
... سپس از صنعاء یمن مردی (با پرچم) سفید، بسان پنبه به نام حسین یا حسن، قیام می‌کند و با قیام او سختی فتنه‌ها پایان می‌یابد. در این هنگام شخصیت مبارک و پاک و هدایت کننده و هدایت شده (امام عصر) ظهور می‌کند.
 
بخش آغارین این پیشگویی را مرحوم راوندی، از ابن عباس نقل کرده است. [2] و قسمت اعظم آن را ابن المنادی با سلسله اسنادش از ابن عباس، شاگرد امیرالمومنین، نقل کرده است. [3] اما پیشگویی‌های سطیح کاهن، علیرغم این همه توجه محدثان و سیره نویسان، حجت شرعی، نیست، زیرا این جملات، از معصومین، صادر نشده است. در عین حال تنها منبعی است که از نام واقعی یمانی، سخن گفته است. [4]
و در دیگر حدیث از منابع اهل سنت، "سعید" نامیده شده و او را "نصر" نیز خوانده‌اند. درباره دلیل نامیدن وی به نصر، از رسول اکرم (ص) نقل شده که زیرا خداوند را یاری میرساند.
 
صاحب الاعماق الذی یهزم اللّه العدو على یدیه [اسمه‏] نصر ثم قال: انما سمی نصر، لنصر الله ایاه، فأما اسمه فسعید. [5]
صاحب اعماق که به دست او دشمنان نابود میشوند، نصر نام دارد. به این دلیل نصر نام گرفته است که نصرالله و یاری دهنده دین خدا است و اسم او را سعید هم گفته‌اند.
 
ابن حجر در شرح حدیث: «لاتقوم الساعة حتی یخرج رجل من قحطان» [6] از  پیامبر می‌نویسد:
نام این شخصیت را پیدا نکردم، لیکن قرطبی احتمال داده است که نام وی جهجاه باشد، زیرا مسلم پس از نقل روایت فوق با سند دیگری از ابوهریره از پیامبر چنین نقل کرده است: «لاتَذهَبُ الایّامُ واللیالیُّ حَتّی یَملُکَ رَجُلٌ یُقالُ له جَهجاه؛ روزها و شب‌ها به پایان نمی‌رسند تا مردی که به او جهجاه گویند به حکومت رسد. [7]
 
آن‌چه گذشت، تنها برای آشنایی با دیدگاه دانشمندان و محدثان اهل سنت، در مورد نام یمانی بود، اما از نظر ضوابط علمی و حدیثی، نمی‌توان به مطالب یاد شده اعتماد کرد و حجت شرعی نیست، زیرا از معصومین، صادر نشده و از اسناد متقنی نیز برخوردار نیستند. بنابراین، در مورد نام یمانی، نمی‌توان اظهارنظر قاطعانه‌ای کرد. علاوه بر اینکه، دانستن نام یمانی، چندان سودی ندارد.
 
القاب یمانی
حال سؤال اساسی این است که اگر در روایات نام این شخصیت نیامده، با چه واژه‌هایی و القابی به او اشاره شده و درباره او سخن گفته شده است؟ در پاسخ باید گفت، واژه‌هایی که برای اشاره به این شخصیت به کار رفته‌اند، عبارت‌اند از:
 
یمانی
1. یمانی: در اکثر قریب به اتفاق روایات ائمه، این واژه به کار رفته است، مثلاً وقتی از امام باقر سؤال شد که قائم شما چه زمانی ظهور خواهد کرد، فرمودند:
إذا تَشَبَّهَ الرجالُ بِالنِّساءِ ... وَ خُرُوجُ السُّفیانیِّ مِنَ الشّامِ وَالیَمانیِّ مِنَ الیَمَنِ وَ خَسفُ بِالبَیداءِ ...؛ [8]
هنگامی‌که مردان شبیه زنان شوند ... و سفیانی از شام و یمانی از یمن قیام کند و فرورفتن در سرزمین بیداء رخ دهد ... .
 
شیخ صدوق در کتاب کمال الدین، با سلسه اسنادش از امام صادق در حدیث معتبری نقل کرده است:
قَبْلَ قِیامِ الْقَائِمِ خَمْسُ عَلَامَاتٍ مَحْتُومَاتٍ الْیمَانِی وَ السُّفْیانِی وَ الصَّیحَةُ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیةِ وَ الْخَسْفُ بِالْبَیدَاء. [9]
پیش از قیام قائم پنج نشانه حتمی است: یمانی، سفیانی، صحیه آسمانی، شهادت نفس زکیه و خسف بیداء.
 
در روایتی از امام صادق علیه‌السلام، نیز نقل شده است:
النِّدَاءُ مِنَ الْمَحْتُومِ وَ السُّفْیَانِیُّ مِنَ الْمَحْتُومِ وَ الْیَمَانِیُّ مِنَ الْمَحْتُومِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیَّةِ مِنَ الْمَحْتُومِ وَ کَفٌّ یَطْلُعُ مِنَ السَّمَاءِ مِنَ الْمَحْتُوم ... . [10]
ندای آسمانی، حتمی است، خروج سفیانی، حتمی است، خروج یمانی، حتمی است، شهادت نفس زکیه، حتمی است، آشکارشدن دستی در آسمان، حتمی است ... .
 
و در روایتی از کتاب کافی مرحوم کلینی، از امام صادق علیه‌السلام، چنین نقل شده است:
... وَ ظَهَرَ الشَّامِیُّ وَ أَقْبَلَ الْیَمَانِیُّ وَ تَحَرَّکَ الْحَسَنِیُّ وَ خَرَجَ صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ مِنَ الْمَدِینَةِ إِلَى مَکَّةَ بِتُرَاثِ رَسُولِ اللَّه‏ ... . [11]
... و سفیانی آشکار میشود و یمانی نیز خروج می کند و حسنی نیز به جنب و جوش میافتد و بعد ، امام مهدی با تراث و میراث رسول الله قیام می کند ... .
 
امام صادق علیه‌السلام، نیز فرمودند:
الیمانیُّ یَتوالی علیاً ... . [12]
یمانی از محبّان و پیروان حضرت علی است ... .
 
منصور الیمانی، المنصور
2. منصور الیمانی و منصور: 
از امام باقر علیه السلام چنین نقل شده است:
إذا ظَهَرَ السُّفیانیُّ علی الابقعِ والمنصورِ الیمانیِّ، خَرَجَ الترکُ والرومُ فظهر علیهم السفیانیُّ؛ [13]
چون سفیانی بر ابقع و منصور یمانی پیروز شود، ترک و روم قیام می‌کنند و سفیانی بر آنها نیز پیروز می‌شود.
 
در حدیث دیگری فرموده‌اند:
... ثم یسیر الیهم منصورُ الیمانیُّ من صنعاءَ بجنوده؛ [14]
... سپس منصور یمانی همراه سپاهیانش از سوی صنعا به سوی آنها ره‌سپار می‌شود.
 
در روایتی از خروج مردی از یمن که یاری‌دهنده جانشین پیامبر است، با عنوان منصور یاد می‌شود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این روایت در وصف اهل یمن فرموده‌اند:
قوم رقیقةُ قلوبُهم راسخٌ ایمانُهم و منهم المنصورُ یخرُجُ فی سبعین الفاً ینصُرُ خَلَفی و خلف وصیّی؛ [15]
مردم سرزمین یمن قلب‌هایی رقیق و ایمان‌هایی استوار دارند. منصور که با هفتاد هزار نفر قیام می‌کند و جانشین من و جانشین وصی مرا یاری می‌دهد، از آنهاست.
 
البته نمی‌توان ادعا کرد که واژۀ منصور در تمامی روایات به یمانی اشاره دارد، اما این مطلب حداقل در بخشی از روایات پذیرفتنی است و آن‌چه در این میان معیار قضاوت است، قراین داخلی و خارجی روایات است.
 
الخلیفه الیمانی
3. الخلیفة الیمانی؛ از ارطاة در منابع اهل سنت، چنین نقل شده است:
علی یَدَی ذلک الخلیفةِ الیمانیُّ الذی تُفتَحُ القسطنطنیةُ و رومیّةٌ علی یدِه یخرج الدجالُ و فی زمانه یَنزلُ عیسی بنُ مریمَ؛[16]
در زمان آن پیشوای یمانی که استانبول و روم به دست او فتح می‌شود، دجال ظهور می‌کند و عیسی بن مریم از آسمان نزول می‌نماید.
با توجه به آن‌چه گذشت، ما از این پس در ترسیم تصویر شخصیت یمانی و جنبش او، از روایاتی بهره خواهیم برد که در آنها واژه‌های «یمانی»، «المنصور الیمانی»، «الخلیفة الیمانی»، «قحطانی» و یا «منصور» به کار رفته باشد.
 
نسب یمانی
در روایات معتبر به نسب وی، تصریح نشده است. تنها در روایتی در کتاب فلاح السائل از کتب ادعیه شیعه، از سید بن طاووس، به خروج شخصی از نسل زید بن علی بن حسین علیهم السلام، اشاره شده است که ممکن است، همان یمانی باشد.
و اما متن روایت کتاب فلاح السائل، حدیثی منقول از امام باقر علیه‌السلام است:
... و خروجُ رجلٍ من وُلد عَمّی زیدٍ بالیمنِ؛ [17]
... و قیام مردی از خاندان عمویم زید در یمن.
در این حدیث اگر خروج مردی از یمن، همان یمانی باشد، پس نشان می دهد که یمانی، از نسل زید بن علی می باشد.
بنابراین، نمیتوان قاطعانه گفت که یمانی از سادات بنی هاشم است. باید منتظر ماند و آینده را دید. در هر حال صرفنظر از نسب یمانی، دین و مذهب وی، همانطور که ذکر خواهد شد، پیرو حضرت علی، آیین حق و مذهب امیرالمومنین و شیعه می باشد.
 
دین و مذهب یمانی
احادیث، یمانی را پیرو حضرت علی علیه‌السلام معرفی کرده اند. وی، پیرو مذهب اهل بیت و تابع آیین حق و مسلمان شیعه می باشد. امام صادق علیه‌السلام، فرمودند:
... الیمانیُّ یَتوالی علیاً ... . [18]
... یمانی از محبّان و پیروان حضرت علی است ... .
 
امام باقر علیه السلام نیز در این باره فرموده‌اند:
... و لیس فی الرایاتِ رایةٌ أهدی من رایةِ الیمانیِّ هی رایةٌ هُدًی ِلأنّه یدعو الی صاحبِکم؛ [19]
در میان پرچم‌ها پرچمی هدایت یافته‌تر از پرچم یمانی نیست او پرچم هدایت است، زیرا به سوی صاحب شما دعوت می‌کند.
 
از روایت فوق، و ذکر عبارت "یدعو الی صاحبکم"، فهمیده میشود که یمانی هر چند هم ممکن است از کشور یمن و منطقه صنعاء خروج کند که بیشتر شیعیان این منطقه، از شیعیان زیدیه می باشند اما مذهب وی، قطعا شیعه دوازده امامی است، زیرا به حضرت صاحب و امام زمان دعوت می کند و این دعوت و اعتقاد یمانی به امامت امام دوازدهم، نشانگر شیعه دوازده امامی بودن وی است.
 
در مقاله آینده به ویژگی های قیام یمانی اعم از زمان، مکان قیام یمانی و اهداف قیام یمانی، پرداخته خواهد شد. 
 
[1] مجلسی، بحارالانوار، ج 51، ص 162
[2] راوندی، الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 127، ح 212
[3] این المنادی، الملاحم، ص 49-53
[4] مهدی پور، پژوهشی پیرامون علائم حتمی ظهور، ص 61-63
[5] متقی هندی،  کنز العمال 11، حدیث 31443 
[6] بخاری، صحیح بخاری، ج 4، ص 159
[7] ابن حجر عسقلانی، فتح الباری، ج 6، ص 397
[8] شیخ صدوق، کمال الدین، ج 1، ص 331
[9] شیخ صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 650
[10] نعمانی، الغیبۀ، ص 252
[11] کلینی، کافی، ج 8، ص 225
[12] شیخ طوسی، الامالی، ص 661
[13] کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج 3، ص  275
[14] کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج 3، ص 276
[15] نعمانی، الغیبة، ص 58
[16] این حماد، الفتن، ص 253
[17] سید بن طاوس، فلاح السائل، ص 171
[18] شیخ طوسی، الامالی، ص 661
[19] نعمانی، الغیبة، ص 361، باب 14، ح 13

فرهنگ نیوز- مصطفی امیری



منبع: besuyezohur.ir

  • سارا سجادی