کلیپ بسیار زیبای انرژی تاریک .
کلیپ بسیار زیبای انرژی تاریک .دریافت
- ۰ نظر
- ۰۶ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۵۵
کلیپ بسیار زیبای انرژی تاریک .دریافت
بارها شاهدیم که در میان فرزندان ائمه اطهار علیهمالسلام نامهایی وجود دارد که همنام خلفای راشدین است و بعضاً باعث تعجب افراد میشود و به دنبال استدلالی برای آن میگردند.
حضرت علی(ع) چند فرزند داشتند و با توجه به اختلاف بین امام علی و خلفا، دلیل نامگذاری فرزندان امام علی به نام خلفای پیش از خود چیست؟
در مورد تعداد فرزندان امام علی (ع) پاسخ دقیق و روشنی از متون تاریخی یافت نمیشود.
برخی مورخان مجموع فرزندان حضرت را بیست و هفت تن (دوازده پسر و پانزده دختر) برشمردهاند و برخی از این بیشتر تا به سی و شش فرزند (هفده پسر و نوزده دختر) افزایش دادهاند. در مورد اسامی فرزندان تا سی و سه اسم ذکر کردهاند، لیکن نمیشود استفاده کرد که حتماً فرزندان حضرت به سی و سه تن رسیده است، چرا که عربها چند نوع اسم برای بچههای خود میگذاشتند. ممکن است دو یا سه اسم مربوط به یک فرد باشد یا کنیه و اسم یک نفر به عنوان دو نفر جدا حساب شده باشد.
فرزندان گرامى آن حضرت در ارشاد شیخ مفید 28 نفر آمده است. و آنان عبارتند از:
امام حسن مجتبى(ع) و امام حسین(ع) محسن، حضرت زینب و ام کلثوم، محمد بن الحنفیه، حضرت عباس و جعفر و عثمان و عبدالله و یحیى و محمد و عبیدالله و عمر الاطرف و رقیه و ام الحسن و رمله و نفیسه و زینب الصغرى و رقیه الصغرى و ام هانى و امامه و فاطمه و خدیجه و میمونه و ام الکرامه و جمانه و ام سلمه.(1)
در رابطه با نامگذاری برخی از فرزندان آن حضرت به نام خلفا باید عرض کنیم:
اولاً: اسامی خلفا در زمان حضرت علی(ع) از جمله اسامی متداولی بوده که در آن زمان استفاده میشده، بنابراین، نام یکی از خلفا توسط علی(ع) برای یکی از فرزندان دلیل بر تأیید آن خلیفه نمیشود.
ثانیاً، وجود تنفر از بعضی اسامی در اثر مرور زمان به وجود آمده است؛ به این معنی که در آن زمانی که از این اسامی استفاده میشد چنین تلقی وجود نداشت و کسی از این نوع اسامی نفرتی نداشت.
شکى نیست که شیعیان از یزید بن معاویه و اعمال زشت او تنفر شدیدى داشته و دارند؛ ولى در عین حال مىبینیم که در بین شیعیان و اصحاب ائمه (ع) کسانى بودهاند که نام شان یزید بوده است؛ مانند: یزید بن حاتم از اصحاب امام سجاد (ع)، یزید بن عبد الملک، یزید صائغ، یزید کناسى از اصحاب امام باقر (ع)؛ یزید الشعر، یزید بن خلیفة، یزید بن خلیل، یزید بن عمر بن طلحة، یزید بن فرقد، یزید مولى حکم از اصحاب امام صادق(ع).
حتى یکى از اصحاب امام صادق (ع)، نامش شمر بن یزید بوده است.(2)
آیا این نامگذاریها مىتواند دلیل بر محبوبیت یزید بن معاویه نزد ائمّه و شیعیان آنان باشد؟
پیروان مکتب خلفا این نامگذاریها را نشان دهنده محبت اهل بیت(ع) نسبت به خلفا میدانند، در حالی که اسناد معتبر تاریخی وجود چنین رابطه دوستانهای را به شدت انکار میکنند.
مسلم بن حجاج نیشابوری در کتاب معروف خود «صحیح» نقل میکند: خلیفه دوم در حضور افرادی چون عثمان و عبدالرحمان بن عوف و ... خطاب به عباس عبدالمطلب و امیرمؤمنان علی(ع) میگوید: «ابوبکر از دنیا رفت و من جانشین پیامبر و ابوبکر هستم پس شما دو نفر مرا دروغ گو، گناهکار، حیلهگر و خائن میدانید.»(3)
آنچه بیان شد تنها یک نمونه از روابط امیرمؤمنان علی(ع) با خلیفه دوم بود، البته نمونههای بیشتری وجود دارد که تدبر در آن ما را به این نتیجه میرساند که دلیل این نامگذاریها چیز دیگری است و رابطه دوستانهای بین امیرمؤمنان علی(ع) و خلیفه دوم وجود نداشته است.
چگونگی بازگشت مسیح از منظر اسلام
بسمالله الرحمن الرحیم
روایات اسلامی بر آمدن حضرت مسیح علیهالسلام صحه میگذارند. از جمله آن که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «وَالَّذی نَفْسی بِیَدِهِ لَیُوشَکَنَّ اَنْ یُنَزَّلَ فیکُمُ ابْنُ مَرْیَمَ حَکَما عَدْلاً وَ اِماما مُقْسِطا»(1) سوگند به آن که جانم به دست او است به طور یقین عیسی بن مریم به عنوان داوری عادل و پیشوایی دادگر در میان شما فرود خواهد آمد.
همچنین مفسران در تفسیر آیه 159 سوره نساء آن رابا بازگشت حضرت مسیح در آخر الزمان مرتبط میدانند و این آیه را در همین رابطه ارزیابی میکنند. به هر حال مسأله فرود آمدن مسیح علیهالسلام و بازگشت وی در آخرالزمان از نقاط مشترک اندیشه انتظار نزد مسلمانان و مسیحیان است.
البته اسلام در این رابطه منجی موعود را مهدی علیهالسلام معرفی نموده، او را پیشوای آخرالزمان معرفی میکند: «کَیْفَ بِکُمْ (اَنْتُمْ) اِذا نَزَلَ عیسَی بْنُ مَرْیَمَ فیکُمْ وَ اِمامُکُمْ مِنْکُمْ؛ چگونه خواهید بود، آنگاه که عیسی بن مریم در میان شما فرود آید و پیشوای شما از خود شما باشد..(بحارالانوار – جلد 51 – ص 88 )
یا آنکه در روایتی دیگر از قول امام باقر علیهالسلام نقل شده است: «یَنْزِلُ قَبْلَ یَوْمِ الْقِیامَةِ اِلَی الدُّنْیا فَلا یَبْقی اَهْلُ مِلَّةِ یَهُودیٍّ وَ لا نَصْرانیٍّ اِلاّ آمَنَ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ یُصَلّی خَلْفَ الْمَهْدیِّ؛ پیش از قیامت، [عیسی] به دنیا فرود میآید و هیچ کس از ملت یهود و مسیحی نمیماند مگر آنکه پیش از مرگ به او ایمان آورد و(آن حضرت) پشت سر مهدی علیهالسلام نماز میگذارد. (بحارالانوار – جلد 53 – ص 51 )
بیگمان بر هر پژوهشگر آگاه روشن است که روایات اسلامی و اعتقادات مسیحی در رابطه با ظهور از نزدیکی فراوانی برخوردار میباشند.
مرصاد، آخرین عملیات دفاع مقدس که نسخه صدام و منافقین را با هم پیچید
صدام که در تعدادی از عملیاتهای خود در خرداد و تیرماه 1367 به پیروزی دست یافته بود، سرمست از این موفقیتهایش تصمیم گرفت تا پیش از تشدید فشارها و اجبار برای پذیرش آتشبس،حمله جدیدی را به خاک ایران طرحریزی و اجرا کند که برای این کار، نیروهای منافقین موسوم به ارتش مجاهدین را به کار گرفت. بدین ترتیب نیروهای دشمن در سحرگاه سومین روز از مردادماه 67 از مرز خسروی به طرف سرپل ذهاب حرکت کردند. همزمان با این تحرکات، جلسهای با حضور آیتالله هاشمی رفسنجانی و امیر سپهبد شهید صیاد شیرازی نماینده امام خمینی (ره) در شورای عالی دفاع در شهر کرمانشاه تشکیل و در آن مقرر شد که «تنگه چهارزبر» در 34 کیلومتری کرمانشاه به عنوان خط اصلی پدافند انتخاب و تقویت شود.
به گزارش بولتن نیوز، بر اساس این استراتژی، تنگه چهارزبر که پس از این عملیات، به «تنگه مرصاد»معروف شد به کمین برنامهریزی شدهای برای نیروهای دشمن تبدیل گشت. این اولین اقدام ایران برای انجام عملیات گستردهای در غرب کشور بود، عملیاتی که نیروهای موسوم به مجاهدین خلق برای انجام آن نام «فروغ جاویدان» را برگزیده بودند و از سوی ارتش جمهوری اسلامی ایران عملیات «مرصاد» نام گرفت. مرصاد، واژهای عربی به معنای «کمین» است. پس از اتخاذ تصمیمات و ایجاد سنگرها و کمینهای لازم در تنگه چهارزبر،نیروهای مورد نیاز عملیات مرصاد عمدتا از لشکر 81 زرهی کرمانشاه، تیپ مستقل 45 تکاور نیروی زمینی ارتش، یگانهای توپخانه، نیروی هوایی و هوانیروز ارتش تأمین و سپس لشکر 32 انصارالحسین و 27محمد رسولالله (ص) نیز از سوی سپاه به آنها ملحق شدند. فرماندهی این عملیات گسترده را سپهبد شهید علی صیاد شیرازی برعهده داشت.

امروز شما به اوضاع دنیا نگاه کنید، همان چیزی که در روایاتِ مربوط به ظهور ولی عصر (ارواحنا فداه) وجود دارد، امروز در دنیا حاکم است؛ پر شدن دنیا از ظلم و جور. امروز دنیا از ظلم و جور پر است. (۱۳۸۷/۰۵/۲۷)
منبع: besuyezohur.ir
با سلام بارها در روایت شنیده یا خوانده ایم که در اخرالزمان مردار خواری رواج پیدا می کند
خوب اینهم یک نوع از ان است .
خوشبختانه ما در کشوری زندگی می کنیم که دستورات دینی در مورد مواد غذایی به صورت کامل بیان شده است. حلال بودن یکی از موضوعاتی است که امروزه در جهان در حال فراگیر بودن است و کشورهای بسیاری محصولات خود را با مهر ضمانت ” حلال” روانه بازار مصرف می کنند.
اما در این کشورهایی هستند که هر چه جلوی دست داشته باشند می خورند.در نوشتار زیر تهوع آورترین غذاهای جهان را با هم مرور می کنیم:
۱.بالوت balut
این غذا تخم اردکی است که در حال تبدیل شدن به اردک است. در این غذا از جوشاندن اردک زنده در حال تکمیل شدن درست میشود و با نمک و سرکه و فلفل طعم داده میشود و به عنوان یک غذای خیابانی در کشورهایی جنوب شرق آسیا مثل فیلیپین، لائوس، کامبوج و ویتنام به فروش میرسد. بالوت ایدهآل در فیلیپین، تخم اردک ۱۷ روزه است، اما ویتنامیها ۱۹ تا ۲۱ روزهاش را ترجیح میدهند.
۲.بوداگ boo dog
بوداگ یک غذای مغولی است که با پرکردن شکم موش خرما یا بز از سنگ داغ و سبزیجات و پیاز درست میشود. این غذا بیشتر غذایی جمعی است و در فضای باز و پیکنیک درست میشود. در پخت این غذا تشخیص گرمای سنگ و تعداد سنگهای لازم خیلی اهمیت دارد و کار هر کسی هم نیست. البته گاهی برای بهتر پختن گوشت، همراه با گرمای از درون، لاشه را در معرض حرارت بیرونی قرار می دهند.
۳.رتیل سوخاری Fried tarantulas
رتیل سوخاری غذای محبوب مردم کامبوج است. در این کشور علاوه بر رتیل سوخاری، مار اسپایسی هم خورده میشود که البته علاوه بر اینکه غذای مورد علاقه کامبوجیهاست، هر ساله توریستهای زیادی هم برای خوردن این غذا به کامبوج میروند.
۴. اسکامول Escamol
اسکامول، مخلوطی از لارو مورچه و سبزیجات است. این غذا، یک غذای محبوب مکزیکی است.
۵. خون خوک و نان pig blood and bread
مخلوط خون تفت داده خوک به همراه نان، خوراکی محبوب برای صبحانه در سوئد است.
۶. ساناکجی Sannakji
ساناکجی، اختاپوسی است که به تازگی کشته شده و بعد تکه تکه و سریعاً سرو میشود. این غذا با کنجد و روغن کنجد خورده میشود.
۷. حشره و کرم insects and warms
حشرهها و کرمهای خوردنی، گونههای خاصی از حشرات را شامل میشود. در واقع در هر کشوری برخی از گونههای حشرات، خوردنی محسوب میشوند. در تایلند، چین، کره جنوبی و آمریکای مرکزی، علاوه بر خود حشرات، لارو آنها هم خوردنی است.

قال الله تعالى: «ذلِکَ الکِتابُ لَا رَیْبَ فیهِ هُدىً لِلْمُتَّقینَ الَّذِینَ یُؤمِنُونَ بِالْغَیْبِ» (1)
اعتقاد به عالم غیب در به وجود آمدن ادیان الهی و ایمان به انبیاء و تحقق هویّت خداباوری، اصل و اساسی است که بدون آن، هر اندیشه و باوری کفر و الحاد است.
ایمان به جهان غیب و عالم غیر محسوسِ به حواس ظاهره، مثل بهشت، جهنم، حور، غلمان و ملائکه، و ایمان به عرش و کرسی، و برای ما ایمان به انبیاء گذشته، و ایمان به ائمه طاهرین علیهم السلام و ایمان به اخبار قرآن و حضرت رسول و ائمه طاهرین علیهم السلام از مغیبات و وقایع آینده، و ایمان به حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، همه در تحت جمله شریفه «یُؤمِنُونَ بِالْغَیْبِ» قرار دارند، و ایمان به آنها، ایمان به غیب است.
از جمله روایاتی که بر فضیلت ایمان به انبیاء گذشته و معجزات آنها و ایمان به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه) و ائمه طاهرین تا امام یازدهم علیهم السلام دلالت دارد، روایت ذیل است که از طرق اهل سنت و در تفاسیر ایشان از سنن دارمی روایت شده است:
حرث بن قیس که از تابعین است و به دیدار حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله تشرف نیافته بود به عبدالله بن مسعود گفت: عند الله نحتسب ما سبقتمونا الیه من رؤیة رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)؛ ما از خداوند محرومیت از این فضیلتی را که بر ما به آن پیشی گرفتید و به دیدار رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مشرّف شدید، طلب اجر و جبران داریم.
ابن مسعود گفت: عند الله نحتسب ایمانکم بمحمد (صلی الله علیه و آله) و لم تروه. إنّ امر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) کان بیّناً لمن رآه، و الذی لا اله الّا هو ما من احد افضل من ایمان بغیب؛ ما هم از خدا طلب اجر و جبران میکنیم از جهت محرومیت از فیض ایمان به غیب، یعنی ایمان به پیغمبر (صلی الله علیه و آله) که شما بر آن هستید و آن حضرت را ندیده اید. سوگند به خدایی که غیر از او خدایی نیست احدی فاضل تر از آن که ایمان به غیب دارد، نیست.
*محدوده ایمان به غیب
بر حسب این روایت، در حال حاضر ایمان به انبیاء گذشته و حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله، و امیرالمؤمنین و ائمه علیهم السلام تا حضرت امام حسن عسکری علیه السلام ایمان به غیب است، چنان که ایمان به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز ایمان به غیب است؛ و از ثواب همه این ایمان ها بهره مندیم که در رأس آنها ایمان به خداوند متعال است ، اگرچه عالم و ماسوی، همه کائنات و آیات جمال و جلال الهی هستند و به ذکرش هر چه بینی در خروش است و چیزی و ذرّه ای از او غایب نیست، امّا او به ذات و حقیقت صفات از همه حتی انبیاء غایب است «لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ» (2) و «لَا تُدْرِکُهُ الْعُیُونُ بِمُشَاهَدَةِ الْعِیَانِ وَ لَکِنْ تُدْرِکُهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِیمَانِ» دیده ها او را آشکارا نتواند دید، امّا دلها با ایمان درست بدو خواهد رسید. (3) و به صفات سلبیه بیشتر معروف است تا به صفات ثبوتیه که «لیس کَمِثلِهِ شیء». بنابراین مصداق اتم و اکمل ایمان به غیب، ایمان به خداوند متعال است.
ایمان به وجود حضرت بقیة الله ارواح العالمین له الفداء و عصر غیبت، ویژگی ها و فضائل خاصی دارد و مؤمن به غیب در این عصر هم، ایمانش به انبیا و ائمه گذشته ایمان به غیب است و هم، ایمانش به امام حیّ صاحب زمان (عج) ایمان به غیب است.
ایمان گذشتگانِ از این امّت هم از زمانی که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بشارت به ظهور مهدی از اولاد فاطمه علیها السلام می داد، ایمان به غیب است که از غیر شیعه به اجمال و از شیعه به تفصیل است. همه اینها ایمان به غیب و ایمان به نادیده است؛ و همه داخل در ایمان به غیب و ایمان به خدا و صدق حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم است.
باید مؤمنین قدر این مرتبه را بدانند که مثل ابن مسعود آن صحابی معروف آرزومند آن بوده و محرومیت از آن را فقدانی می داند که أجر آن را از خدا میخواهد؛ و بر خود ببالند که خدا در بیان اوصاف متّقین پیش از همه اوصاف جلیله متقین، ایمان به غیب را بیان می فرماید.
علل و آثار غیبت امام زمان(عج) از دیدگاه امیرالمؤمنین(ع)
مقدمه:
اگرچه در تمامی ادیان و مکاتب الهی و غیرالهی در زمینه ظهور مصلح و منجی جهانی کم و بیش مطالبی به چشم میخورد ولی بر اساس دلیلهای متقن و معیارهایی قابل اعتماد، این حقیقت به اثبات رسیده است که کاملترین و قابل اعتمادترین اطلاعات در مورد شخصیت و ابعاد گوناگون زندگی موعود جهانی مانند: تولد، غیبت، ظهور، حکومت و ... آنحضرت در روایتهای اهلبیت(ع) آمده است. بدین منظور در این مجال، سعی شده مسألهی غیبت منجی عالم بشریت و علل و آثار آن از میان کلمات و رهنمودهای امیرالمؤمنین(ع) به نحو اختصار مورد بررسی قرار گیرد تا از این رهگذر بتوانیم با بخشی از وظایف و مسئولیتهای مهمی که در دوران غیبت بر عهدهی ماست آشنا شویم. آنگاه از طریق عمل به این تکالیف موفق به قرار گرفتن در زمرهی منتظران واقعی شویم و در آهنگ زمینهسازی برای ظهور موعود جهانی شرکتی فعال داشته باشیم. انشاءالله.
فصل اول: غیبت امام مهدی(عجلالله تعالی فرجه الشریف)
امام علیبنابیطالب(ع) در چند مرحله مسألهی غیبت حضرت مهدی را با زمینهسازی حساب شده و منسجمی مطرح میکند. این کار به صورت تصادفی انجام نگرفته است بلکه آن امام با توجه به ظرفیت و کشش فکری افراد و شیوههای صحیح آموزشی و با در نظر گرفتن سیر طبیعی و خارجی وقایعی که در آینده پیش خواهد آمد صورت میگیرد. مولیالمتقین (ع) اینچنین به تبیین و تشریح مراحل میپردازند:

«صدای شیعه :مسیحیان کافر! فورا قدس را ترک کنید در غیر این صورت با تابیدن آفتاب عید فطر سرهایتان چون گوسفندان بریده خواهد شد...»؛ این بخشی از بیانیه گروه تروریستی داعش خطاب به مسیحیان قدس اشغال شده به دست صهیونیست ها است و تهدیدی که تنها مسیحیان را در بر می گیرد؛ هر چند سوابق داعش و نه متن بیانیه، نشان می دهد که مسلمانان هم در معرض خطرند.
بررسى احادیث مهدویت و ولادت حضرت مهدى (عج)

کاتب در بخش دیگرى از کلام خود، احادیث ولادت امام مهدى علیه السلام را داراى ضعف و جهالتسند مىداند . به این اشکال
بررسى مجموعهى احادیث ولادت حضرت مهدى (عج)
کاتب در بخش دیگرى از کلام خود، احادیث ولادت امام مهدى علیه السلام را داراى ضعف و جهالتسند مىداند . به این اشکال، جوابهاى دیگرى علاوه بر جوابهاى کلى گذشته مىتوان داد که به بعضى از آنها اشاره مىکنیم .
1- احادیث وارده دربارهى ولادت امام مهدى علیه السلام بیش از هزار حدیث است که به دلالت مطابقى یا تضمنى یا التزامى، بر ولادت آن حضرت به عنوان مهدى موعود (عج) دلالت مىکند، ولو بعضى از اسنادش ضعیف یا مجهول است . لکن با توجه به این که بسیارى از این روایتها صحیح السند است، یکدیگر را معاضدت نمود و همهى آنها حجت مىشوند . و این طریق براى تصحیح مجموعهى روایتها - ولو در میان آنها ضعیف باشد طریقهاى است که علماى شیعه و سنى از آن استفاده کردهاند .
ناصرالدین البانى; محدث معروف اهل تسنن در کتاب خود «سلسلة الاحادیث الصحیحة» بعد از تصحیح حدیث ثقلین از راههاى گوناگون مىنویسد: «بعد تخریج هذا الحدیثبزمن بعید، کتب على ان اهاجر من دمشق الى عمان، ثم ان اسافر منها الى الامارات العربیة; اوائل سنة 1402 هجریة، فلقیت فى قطر بعض الاستاذة و الدکاترة الطیبین، فاهدى الى احدهم رسالة له مطبوعة فى تضعیف هذا الحدیث فلما قراتها تبین لى انه حدیث عهد بهذه الصناعة و ذلک من ناحیتین ذکرتهما له:
الاولى: انه اقتصر فى تخریجه على بعض المصادر المطبوعة المتداولة و لذلک قصر تقصیرا فاحشا فى تحقیق الکلام علیه، وفاته کثیر من الطرق و الاسانید التى هى بذاتها صحیحة او حسنة فضلا عن الشواهد و المتابعات کما یبدو لکل ناظر یقابل تخریجه بما خرجته هنا .
الثانیة: انه لم یلتفت الى اقوال المصححین للحدیث من العلما ولا الى قاعدتهم التى ذکروها فى مصطلح الحدیث: ان الحدیث الضعیف یتقوى بکثرة الطرق، فوقع فى هذا الخطا الفادح من تضعیف الحدیث الصحیح» . (11)
نویسنده بعد از تخریج و تصحیح حدیث ثقلین از طرق گوناگون مىگوید: «بعد از تخریج این حدیث از مدتها قبل، دعوتنامهاى براى من فرستاده شد تا مسافرتى از دمشق به عمان داشته باشم . سپس در اوایل سال 1402 از آن جا به کشور امارات بروم . در کشور قطر با بعضى از اساتید و دکترها (که ظاهرا مراد ایشان، دکتر على احمد سالوس; استاد فقه و اصول در دانشکدهى شریعت قطر است) . ملاقاتى داشتم که در آن موقع، یکى از افراد دانشکده، رسالهاى از - دکتر سالوس - در تضعیف حدیث ثقلین به دست من داد . من بعد از خواندن رساله پى بردم که نویسنده، شخصى تازه وارد در علم حدیثشناسى است و اشتباه او از دو ناحیه است که به او تذکر دادم .
ناحیهى اول این که ایشان در تخریجحدیث ثقلین تنها به بعضى مصادر حدیثى طبع شدهى متداول، اکتفا کرده و لذا در تحقیق و بحث دربارهى طرق حدیث جدا کوتاهى کرده است . او بسیارى از طرق و سندهاى این حدیث را که مستقل و بدون ضمیمه کردن شواهد صحیح یا حسن است، فراموش کرده بود تا چه رسد به این که این حدیث، شواهد و متابعات نیز دارد . همان طورى که واضح استبر هر شخصى که طرق حدیث را که من استخراج کردم، مشاهده نماید .
ناحیهى دوم این که ایشان به کلمات علماى علم حدیث و مصححین آن و قواعدى که در این رابطه در اصطلاحات حدیثى دارند، هیچ توجهى نکرده است; زیرا حدیث هرچند ضعیف باشد، لکن با کثرت طرق، تقویت مىشود . لذا اشتباه آشکارى از او سرزده و این حدیث را تضعیف کرده است .